|
با اعلام
نظر بازپرس پرونده صورت گرفت
تبرئه مادرشوهر از اتهام جعل
گروه حوادث- دختر جواني پس
از طلاق، مادرشوهر سابقش را به خاطر جعل و تباني در فروش
تلفنهمراهش به دادسرا كشاند.
اين مادرشوهر با بررسيهاي
فني و تخصصي پس از 2سال تبرئه شد.
ارديبهشتماه سال 83 دختر
جوان 20 سالهاي با معرفي وكيل
در دادسراي ناحيه 6 خارك از مادرشوهر خود شكايت كرد. پس از
ارجاع پرونده به شعبه سوم اين دادسرا او در توضيح شكايت
خود به بازپرس نيكبختي گفت: دو سال پيش با مهريهاي معادل
400 سكه بهارآزادي به عقد پسر جواني درآمدم و مدتي در
تهران در كنار خانواده او ميهمان بودم اما به خاطر عدم
تفاهم 10ماه بعد به صورت توافقي از او جدا شدم و چون او
سرباز بود، سيمكارت من دست او ماند و من به شهر خودمان
برگشتم. مدتي بعد با بررسي مداركم متوجه به جا گذاشتن سند
موبايلم در خانه آنها شدم و پس از آنكه تقاضاي دريافت
سيمكارت مجدد كردم، متوجه شدم كه سه ماه قبل و بدون اطلاع
من سند موبايلم به نام مادرشوهر سابقم انتقال يافته است.
بازپرس نيكبختي با شنيدن
اظهارات شاكي دستور احضار مادرشوهر او را به دادسرا صادر
كرد. مادرشوهر پس از آنكه در جريان شكايت قرار گرفت، در
دفاع از خود گفت: چون پسرم سرباز بود، همسرم كه از نظر
مالي در وضعيت خوبي قرار دارد، 2 خط تلفنهمراه براي او و
نامزدش خريد تا آنها به اين شكل مرتبا از حال هم باخبر
شوند، اما پس از جدايي آنها براي آنكه پسرم خاطره و
ارتباطي با گذشتهاش نداشته باشد، به نامزد سابقش پيشنهاد
داديم تا سيمكارتاش را به قيمت بالايي به ما بفروشد. او
به تهران آمد و در ميدان وليعصر به همراه دوستش سند موبايل
را امضا و انگشت زد. آنها سه بار با عجله و اضطراب
تراولها را شمردند و چون رابطه سردي با هم داشتيم و از هم
فاصله ميگرفتيم، در زمان امضا متوجه نشديم كه او خودش سند
را امضا كرد يا دوستش كه همراهش بود. نظريه كارشناس خط و
امضا كه به دستور بازپرس روي نمونه امضا و اثر انگشت دختر
جوان در سند انتقال تلفنهمراه صورت گرفت، حاكي از آن بود
كه اثر انگشت وي از نظر نوع نقش، خطوط و زوايا اختلاف
فاحشي با اثرانگشت در سند انتقالي دارد و امضاي او نيز از
نظر شروع و خاتمه خط آرايشي، مسير حركت و گردش قلم، زوايا
و قوسها هيچ شباهتي با نمونه امضا در سند انتقالي ندارد.
بازپرس نيكبختي، پس از اعلام نظريه كارشناسي و توجه در
وكالتنامه وكيل شاكي با وي كه ده روز قبل از تاريخ انتقال
سند تلفنهمراه بود و شاكي ادعا ميكرد بعد از اطلاع از
انتقال سند با وكيلش وارد مذاكره شده و اينكه عرف حاكم در
معاملات و تنظيم سند رويت اصل شناسنامه متعاملين است و
شاكي صراحتا اعلام كرده شناسنامه نزد خودش بوده، مادر شوهر
را بيگناه دانست و قرار منع تعقيب وي را صادر كرد.
تير خلاص
به خاطر اختلاف حساب ميليوني
گروه حوادث- راز تير خلاص به
مغز يك مرد جوان در نيمهشب در خيابان ملاصدرا، با دستگيري
جوان نارنجيپوش، فاش شد.
حادثه شليك به مرد جوان
نيمهشب 15 ارديبهشت ماه سال جاري در طبقه دوم آپارتماني
در خيابان ملاصدرا رخ داد.
بنابراين گزارش، ساكنان
منطقه با شنيدن صداي شليك 4تير پياپي از آپارتماني به سرعت
پليس 110 را در جريان قرار دادند.
ماموران كلانتري 104
عباسآباد كه با هماهنگيهاي فوريتهاي پليس 110 در جريان
ماجرا قرار گرفته بودند، بلافاصله خود را به محل حادثه
رسانده و تحقيق در اين باره را آغاز كردند.
آنان با ديدن لكههاي خون
روي فرش و آثار درگيري در اتاق خواب آپارتمان به بررسي
آنجا پرداختند تا اينكه با پيكر نيمهجان مرد جواني در
داخل كمد ديواري اتاق خواب روبهرو شدند.
اين مرد در حالي كه گلولهاي
به سرش اصابت كرده و از حال رفته بود، در ميان رختخواب
داخل كمد ديواري پيدا شد و به سرعت به بيمارستان انتقال
داده شد.

متهم
پس از دستگيري در جلسه بازجويي
اين در حالي بود كه
همسايهها از شنيده شدن صداي 4
گلوله پياپي سخن به ميان آورده بودند و ماموران نيز 4 پوكه
گلوله يك اسلحه كلت كمري را پيدا كرده بودند.
به دستور بازپرس حسيني، از
شعبه هفتم دادسراي جنايي تهران، اكيپي از كارآگاهان پليس،
تحقيق براي رديابي عامل شليك را آغاز كردند.
آنان در تجسسهاي خود
دريافتند كه از مدتي قبل زوج جواني به آپارتمان محل حادثه
رفت و آمد داشتهاند.
طبق بررسيهاي انجامگرفته
اين زوج «حامد» و «سمانه» نام داشتند كه از يك سال قبل با
هم عروسي كرده و در آپارتماني كه از مرد مجروح اجاره كرده
بودند، زندگي ميكردند.
پليس كه احتمال ميداد
ميتواند سرنخي از عامل شليك را در تحقيق از زوج جوان به
دست آورد، شناسايي آپارتمان محل سكونت آنها را در دستور
كار خود قرار داد.
با گذشت مدتي ماموران با
شناسايي اين آپارتمان متوجه شدند زوج جوان از چند وقت پيش
آنجا را ترك كرده و به نقطه نامعلومي رفتهاند.
سرانجام در حالي كه نزديك به
90 روز از وقوع حادثه ميگذشت،
پليس مخفيگاه آنان را در خيابان غفاري تهران رديابي كرد.
ماموران وقتي اين خانه را
تحت محاصره خود درآوردند، «حامد» را در حالي پيدا كردند كه
پشت كولرهاي تعبيه شده در پشتبام مجتمع مسكوني پنهان شده
بود.
وي در حالي كه در جريان
بازجوييهاي مقدماتي پليس منكر هرگونه اطلاعي از ماجراي
شليك شده بود، با ارائه دلايل و مدارك مستند پليس اعتراف
كرد.
وي ادعا كرد: 7
سال قبل در جريان اجاره يك دفتر تجاري با «علي» -
مجروح حادثه - آشنا شدم.
در آن دفتر شروع به خريد و
فروش قطعات كامپيوتر ميكردم ولي چون ورشكست و مجبور به
تخليه آنجا شدم، مدتي بعد به نزد علي آمدم و آپارتماني را
از او اجاره كردم. او يكي از سرشاخههاي گلدكوئيست بود و
از من خواست براي عضويت در اين كار به او مبلغي بپردازم.
من هم خودروي پدرم را فروختم و پولش را به او دادم بدون
اينكه سودي به من بدهد پولها را پس نداد.
چند روزي از سكونت من در
آپارتمان ميگذشت كه او دختري را به من معرفي كرد كه با
گذشت چند ماه از آشناييمان با هم ازدواج كرديم ولي «علي»
به طور مداوم براي همسرم مزاحمت ايجاد ميكرد به طوري كه
من بارها در اينباره به او تذكر داده و خواستم كاري به
زندگي من نداشته باشد.
او اصلا به گفتههاي من
توجهي نميكرد. شب حادثه به آپارتمان او رفته بودم، در
جريان صحبت با هم جروبحث كرديم، عصباني شدم و اسلحهاي را
كه قبلا از اهواز خريده بودم، به طرفش نشانه رفتم و يك تير
به سرش شليك كردم.
تصور كردم مرده است چند ضربه
با دسته اسلحه به سرش زدم و سه گلوله هم از عصبانيت به سقف
شليك كردم و پا به فرار گذاشتم.
با توجه به اين اعترافات
بازپرس «حسيني» متهم را با صدور قرار بازداشت موقت تا
انجام تحقيقات تكميلي روانه زنداني كرد.
نقشه عجيب زوج جوان براي ادبكردن پيرمرد پولدار
گروه حوادث- با سرهايي
پايين وارد راهرو طبقه سوم دادسراي جنايي تهران شدند. دو
مامور آنها را همراه ميكردند. پسر جوان هرچند قدم يكبار،
اطرافش را از نظر ميگذراند، اما دخترك تا در ورودي شعبه 5
بازپرسي چشمانش همچنان كاشيهاي كف راهرو را ميشمرد.
در نگاه اول كاملا اضطراب و
دلهره را از چهره آنها ميتوانستي بخواني. حاضران در راهرو
تصورشان بر اين بود كه آنها هم مثل بسياري از كساني كه در
خيابانها يا پاركها به عنوان دختر يا پسر فراري بازداشت
ميشوند، به عنوان ولگرد دستگير و براي تعيين وضعيت به
دادسرا آورده شدهاند.

تصورات اشتباه اين گروه
هنگامي مشخص شد كه بازپرس «توكلي» از پسر جوان درباره
اينكه چه مدت است ازدواج كردهاند، پرسيد. آنها سوالات
بازپرس جنايي تهران را بسيار كوتاه و شمرده پاسخ ميدادند.
تنها سه روز قبل، مرد
سالخوردهاي كه لباسهاي بسيار آراسته و شيكي بر تن داشت
با مراجعه به پليس شكايتي را عليه اين زوج مطرح كرده و
خواستار تعقيب پليسي آنها شده بود.
پيرمرد ادعاهايي را مطرح
كرده بود كه تنها با انجام تحقيقات پليسي و دستگيري زوج
جوان ميشد به صحت و سقم آن پي برد.
در حالي كه زوج جوان در رديف
اول شعبه5 بازپرسي در برابر بازپرس نشسته و سر به پايين
داشتند، پيرمرد كه مشخص بود آدم پولداري است، مرتب صحبت
ميكرد. آنها حتي يكبار هم به طرف شاكي پروندهشان
برنگشتند تا تقاضاي گذشت كنند.
شاكي پرونده اتهام ضرب و جرح
و سرقت را به آنها زده بود و اثبات اين اتهام ميتوانست به
قيمت پايان جواني زوج ساكت تمام شود.
وقتي بازپرس توكلي اتهامات
زوج جوان را به آنها تفهيم كرد، پسرك چشم به روبهرو
دوخته و گفت: وقتي همسرم به عنوان مستخدم به خانه اين مرد
رفت، حتي براي يك لحظه فكر بدي به سرم نزد. تا اينكه همسرم
بعد از 8ماه كار در خانه اين مرد ماجرايي را برايم تعريف
كرده و ادعا كرد پيرمرد به او با ديده بد نگاه ميكند.
با شنيدن اين حرفها خيلي
عصباني شدم. به همين دليل برنامهاي طراحي كردم تا بتوانيم
او را ادب كنيم. روز حادثه پس از تهيه اسلحهاي به خانه
پيرمرد رفتيم. ابتدا همسرم رفت و دقايقي بعد من هم داخل
خانه شدم. پيرمرد را با تهديد اسلحه وادار به سكوت كرديم و
بعد دست و پاي او را بستيم. ميخواستم هر طور شده او را
ادب كنم ولي تنها به برداشتن تعدادي از اموال او اكتفا
كرديم.
بنا بر اين گزارش، ماموران
نيروي انتظامي با شناسايي مخفيگاه اين زوج جوان در
فارسآباد تهران آنها را دستگير كردند.
بازپرس پرونده با صدور قرار
قانوني تا انجام تحقيقات تكميلي آنها را در اختيار پليس
آگاهي قرار داد.

بازپرس توكلي با هشدار به
افراد تنها كه قصد استخدام كسي را براي انجام كارهاي
خانهشان دارند، گفت: امروزه در جامعه ما زنها و مردان
زيادي هستند كه به دلايل مختلف مثل سفر فرزندانشان به خارج
از كشور يا فوت همسر و دوري از فرزندان به تنهايي زندگي
ميكنند و به خاطر مشغلههاي كاري يا كهولت سن قادر نيستند
خودشان تمام كارهاي خانه را انجام دهند بنابراين با دادن
آگهي در روزنامه درصدد جذب و استخدام كارگر زن يا مرد براي
انجام اين كارها بر ميآيند. اين افراد بايد آگاه باشند كه
استخدام فردي در خانه را از طريق بنگاههايي كه مجوز انجام
چنين كارهايي را دارند انجام شود، چرا كه آنها افرادي را
در بنگاه خود ميپذيرند كه كاملا شناخته شده باشند.
امروزه بسياري از مشكلاتي كه
گاهي به قتل هم منجر شده است، به خاطر استخدام بيمطالعه
مستخدم انجام گرفته است.
خبرهاي
كوتاه
لحظات
دلهرهآور گروگانگيري سرباز نيروي انتظامي
يك سرباز چند روز پس از
پايان دادگاهي كه به دليل اختلاف با سرباز مافوقش تشكيل
شد، به بهانه ناعادلانه بودن حكم صادر شده، در فرصتي مناسب
اقدام به گروگانگيري وي كرد.
به گزارش ايسنا، محمد تورنگ،
رييس مركز اطلاع رساني فرماندهي انتظامي تهران بزرگ، در
خصوص اين حادثه، اظهار كرد: اين حادثه ساعت 9:45 ديروز در
حالي به وقوع پيوست كه چند روز قبل سرباز پادگان يگان
فرماندهي مهندسي پليس تهران بزرگ واقع در خيابان آزادي، به
دليل اختلاف مالي و برخي مسائل ديگر با سرباز مافوقش به
دادگاه رفته بود، از اين رو در اعتراض به حكم صادر شده از
سوي دادسراي نظامي، مقابل در يگان در حال نگهباني بود كه
ناگهان اقدام به متوقف كردن مينيبوسي كرد كه قصد خروج از
پادگان را داشت.
وي افزود: در اين حال سربازي
كه مينيبوس را متوقف كرده بود، اقدام به گروگان گرفتن
سرباز مافوقش كه با او اختلاف داشت و در همان نزديكي حاضر
بود، كرد و وي را با تهديد اسلحه به داخل مينيبوس هدايت
كرد و از راننده خواست كه به حركت خود ادامه دهد.
تورنگ ادامه داد: به اين
ترتيب اين سرباز به نام «رستم» با شليك سه تير هوايي به
راننده اخطار داد كه هر چه سريعتر او را به محل دادسراي
نظامي كه حكم قبلي در آنجا صادر شده بود، ببرد.
بر اين اساس در پي وقوع اين
گروگانگيري از مقر يگان فرماندهي مهندسي فاتب و اطلاع
موضوع به پليس، با توجه به اهميت آن، بلافاصله با انجام
تحقيقات اوليه در اين باره، جستوجوي ماموران با ابلاغ به
گشتهاي انتظامي و يگان ويژه براي شناسايي محل تردد
مينيبوس آغاز شد.
رييس مركز اطلاعرساني
فرماندهي انتظامي تهران بزرگ افزود: پيگيريهاي پليسي در
حالي بود كه مينيبوس بنا به خواسته «رستم» كه در اين
هنگام از وضعيت روحي مناسبي نيز برخوردار نبود، در
سه راه نارمك توسط خودرو يگان ويژه متوقف شد، از اين رو
«رستم» با مشاهده وضعيت موجود كه در محاصره ماموران پليس
قرار گرفته بودند، از راننده درخواست كرد تا مسير را دور
زده و به سمت خيابان شريعتي به راه افتد.
به گفته تورنگ، در حالي كه
خودروهاي پليس جهت متوقف كردن مينيبوسي كه در آن
گروگانگيري شده بود، به راه افتاده بودند، عمليات تعقيب و
گريز خودرو ادامه داشت و سردار طلايي، رييس پليس پايتخت،
سرپرستي عمليات را با حضور در مقابل دادسراي نظامي واقع در
خيابان شريعتي بر عهده گرفت.
با آغاز گفتوگوي فرمانده
انتظامي تهران بزرگ با متهم، در حالي كه هنوز نگرانيها در
خصوص اقدامات بعدي وي وجود داشت، سرانجام پس از ساعاتي
مشاوره و مذاكره سردار طلايي با گروگانگير مسلح، متهم
متقاعد شد كه گروگان را آزاد كرده و از تصميم خود بازگردد.
بدين ترتيب اين سرباز پس از
دقايقي در حالي كه اسحله در دستش بود، تسليم ماموران پليس
شد.
پايان
پرونده زورگيري موتورسيكلت مسافركشها در غرب تهران
متهم به زورگيري كه به همراه
همدستش موتورسيكلت مسافركشهاي موتوري را در منطقه غرب
تهران با شگرد غافلگيري به سرقت برده بودند و پس از
دستگيري همدستش موفق به فرار از دست ماموران شد، سرانجام
به دام افتاد.
به گفته معاون مبارزه با
سرقت پليس آگاهي تهران، «سعيد» در جريان بازجوييهاي فني
پليسي اعتراف كرد كه تاكنون مرتكب چهار فقره سرقت از
مسافركشهاي موتورسوار با استفاده از اين شگرد شده و
موتورسيكلتهاي مسروقه را به فردي به نام «غلامرضا» فروخته
است. با اعترافات «سعيد»، مخفيگاه «غلامرضا» در خيابان
هلالاحمر شناسايي و دو روز قبل طي يك عمليات پليسي دستگير
شد.
نجات 30
كارگر از ميان آتش و دود
30 تن از كارگران رستوراني
كه در ميان شعلههاي آتش و دود زياد در طبقه دوازدهم يك
مجتمع تجاري محبوس شده بودند، با حضور تيمهاي عملياتي و
بهكارگيري نردبان 52متري آتشنشاني از مرگ رهايي يافتند.
به گزارش ايسنا، ماموران گشت
انتظامي كلانتري 134 «شهرك قدس»، حين گشتزني در محدوده
بين ميدان سرو و كاج واقع در بلوار شهرداري منطقه
سعادتآباد متوجه داد و فرياد از طبقه 12 ساختماني شدند.
در اين حال با بررسي بيشتر
موضوع و رديابي صدا، ماموران مشاهده كردند، از محل رستوران
«نارنجستان» واقع در طبقه دوازدهم يك برج تجاري، دود
فوقالعادهاي در حال خروج است و كارگران تقاضاي كمك
ميكنند. بدين ترتيب ماموران پليس بلافاصله مقارن ساعت 7 و
8 صبح روز گذشته، حادثه را به مركز فرماندهي سازمان
آتشنشاني اطلاع دادند كه در ابتدا ماموران ايستگاه 57
آتشنشاني و پس از آن ايستگاه 25 عازم موقعيت مورد نظر شده
و از آنجا كه حادثه آتشسوزي در ارتفاع بالايي رخ داده
بود، ماموران اقدام به بهكارگيري نردبان 52متري در محل
حادثه كردند. بنا بر گزارش اوليه ماموران، 30 كارگر حين
وقوع آتشسوزي در محل رستوران حضور داشتند، به طوري كه بر
اثر تجمع زياد دود، امكان خروج از پلهها در ابتداي وقوع
حادثه وجود نداشت.
به اين ترتيب با نصب نردبان
52متري، تعدادي از كارگران كه در معرض شعلههاي آتش
بودند، بلافاصله خارج شدند.
همچنين با حضور تعدادي از
نيروهاي آتشنشاني و ارسال خودرو حامل دستگاهتنفسي به
محل، مسير پلهها باز شد و با تلاش امدادگران، ساير
كارگران در حالي كه آتش و دود از پنجرهها زبانه ميكشيد،
نيز نجات پيدا كردند و در ساعت 10 و 8 دقيقه صبح ديروز آتش
به طور كامل مهار شد. به گزارش ايسنا ماموران پليس در
بررسي اوليه علت حادثه پي بردند كه روز گذشته در محل
رستوران عمليات تغيير تاسيسات برق صورت گرفته است، به طوري
كه به دليل بالا بودن مصرف برق رستوران كه با بقيه طبقات
مشترك بوده اقدام به جدا كردن كنتور و ترانس برق شده است.
اين در حالي بوده كه بخشي از
كار تاسيسات در اين رستوران باقي مانده و كارشناسان ايمني
و بررسي علت حريق نيز احتمال دادند كه حريق به دليل اتصالي
سيمهاي برق رخ داده باشد، از اين رو اين موضوع از سوي
كارشناسان حاضر در محل در حال پيگيري است.
بنا بر اين گزارش هيچ يك از
كارگران محبوس در محل آتشسوزي زخمي نشدهاند و تنها
مصدوم حادثه يكي از آتشنشانان بوده كه دچار شكستگي دست
شده است.
دفاع آخر
متهمان باغ خرمالو
گروه حوادث ـ شش متهم پرونده
باغ خرمالو براي آخرين دفاع به دادسراي جنايي تهران احضار
شدند. اعضاي اين باند با اقدامات هولناك خود موجي از وحشت
و نگراني را در تهران به وجود آورده بودند.

آنها در حالي كه در گروههاي
چند نفره سوار بر خودروهاي سرقتي خود بودند، پس از اينكه
زنها و دختران جوان را به عنوان مسافر سوار ميكردند با
تهديد، آنان را به باغ خرمالو در جنوب تهران انتقال داده و
به زور مورد تجاوز قرار ميدادند.
در حالي كه پرونده اين
متهمان در ارتباط با زناني كه در دادگاه كيفري استان تحت
رسيدگي قرار دارد،
به دستور بازپرس «اصغرزاده» 6عضو اين باند براي آخرين دفاع
درباره اتهامات آدمربايي، سرقت خودرو و جواهرات زنان و
آزار بدني و تهديد در شعبه دوم بازپرسي حاضر شدند. قرار
است به زودي رسيدگي به اين پرونده در دادگاه عمومي تهران
آغاز شود. |