مديرعامل شركت بازداشت شد

اضافه حقوق حيله‌اي براي اغفال دختر 18 ساله

گروه حوادث- مديرعامل يك شركت وابسته به دولت كه با فريب دادن يكي از كاركنان دختر، وي را تسليم خواسته های شيطاني خود كرده است، بازداشت شد.

اين مرد 48 ساله به بهانه آموزش رايانه به دختر 18 ساله‌اي از او خواست در ساعت غيراداري در شركت بماند تا تسهيلات بيشتري از حقوق بگيرد.

بنابه اين گزارش، اواخر تيرماه سال‌جاري دختر جواني با مراجعه به پليس ادعا كرد فريب خورده و مي‌خواهد مديرعامل شركتي كه در آن كار مي‌كرده تحت تعقيب قرار گیرد.

اين دختر، گفت: «از مدتي پيش با ديدن آگهي شركتي سرشناس براي استخدام كارمند به آنجا مراجعه كردم و به صورت روزمزد مشغول به كار شدم.»

وي افزود: «در مدتي كه كار مي‌كردم از مديرعامل شركت شنيدم در صورت يادگيري كار با رايانه به من اضافه حقوق خواهد داد، تا اينكه روز 26 تير ماه از من خواست وقتي همه كاركنان شركت رفتند در آنجا بمانم تا در ساعات غير اداري به من كار كردن با كامپيوتر را ياد بدهد.

با اعتمادي كه به شركت و مديرعامل آن داشتم پذيرفتم، وقتي همه رفتند من و او تنها مانديم كه ناگهان به سمتم حمله كرد، هرچه التماس كردم و فرياد زدم فايده‌اي نداشت، فرداي آن عصر شوم، وقتي به اداره رفتم، مديرعامل از من خواست هر چقدر پول مي‌خواهم به من بدهد تا سكوت كنم، همان روز استعفا دادم و تصميم گرفتم شكايت كنم.»

وقتي پرونده اين اقدام سياه در اختيار كارآگاهان اداره پنجم پليس آگاهي تهران قرار گرفت، مديرعامل شركت به آگاهي احضار شد و با شنيدن ادعاهاي دختر جوان ابتدا گفت كه اين كارمندش مشكل اخلاقي داشته است و به او تهمت مي‌زند، اما در مواجهه حضوري با وي نتوانست انكار كند و پذيرفت، تسليم وسوسه شده است.

بنابه گزارش خبرنگار ما، اين مرد با دستور قضايي بازداشت شده است و به‌زودي در دادگاه كيفري استان تهران از سوي پنج قاضي محاكمه خواهد شد.

 

گفت‌وگو با يك زندانی اقتصادي:

دسته چك طلايي يك تاجر براي زن فريبكار

گروه حوادث ـ مرد نمي‌دانست كه روزي اين خوشي‌هاي كاذب بر باد خواهند رفت و او پشت ميله‌هاي زندان براي بازگرداندن آبروي از دست رفته‌اش بر هر دري خواهد زد اما...

شغل تاجري از پدرش به او رسيده بود، از دوران كودكي در ميان ثروت غوطه‌ور بود تا اينكه با مرگ پدرش او به جايش نشست و سكان هدايت شركت پدر را به دست گرفت، هيچ‌كس تصور نمي‌كرد اين تاجر جوان روزي به سرنوشتي سياه گرفتار شود.

منصور 30 سال بيشتر ندارد، هنوز هم وقتي حرف مي‌زند از كلمات تجاري استفاده مي‌كند انگار براي او سخت است عاميانه صحبت كند.

چرا زنداني هستي؟

به خاطر يك مار خوش خط و خال كه زندگيم را به نابودي كشيد.

مار چه ربطي به بند زندانيان مالي دارد؟

مارها اشياي قيمتي و سكه‌هاي طلا را دوست دارند، هميشه هركجا گنجي است مارهاي زيادي در اطراف اين گنج‌ها چنبره می زنند، اين بار من بودم كه نقش گنج را بازي كردم و نابود شدم.

منظورت اين است كه ثروت زيادي تو را نابود كرد؟

ثروتم زياد  نبود، يك شركت با شعبه‌هاي زنجيره‌اي كه با مرگ پدرم به من كه تك پسر بودم رسيد، اما من قدرش را ندانستم و جواني كردم.

تجربه تجارت نداشتي؟

من گول خوردم، جوان بودم وقتي يكي از كارمندان يكي از شعبه‌ها به مركز اصلي شركت تجاري‌ام انتقال داده شد، در نخستين برخوردي كه با من داشت رفتار محبت‌آميزي داشت، به نظرم دختر خوبي آمد، بايد سروسامان مي‌گرفتم به خاطر همين به او پيشنهاد ازدواج دادم و پي‌بردم «بيتا» يك بار در ازدواج شكست خورده است و بعد از طلاق گرفتن از ازدواج ترس دارد.

بيتا وقتي اصرارهايم را ديد خواست مدتي با همديگر صيغه باشيم تا اگر به تفاهم مشترك رسيديم به طور رسمي ازدواج كنيم و براي آينده زندگي زناشويي‌مان برنامه‌ريزي كنيم.

مگر موقعيتي براي ازدواج با دختران ديگر نداشتي؟

از سوي مادرم تحت‌ فشار بودم كه دارم پيرپسر مي‌شوم، مي‌خواست دامادي من را ببيند، دختران زيادي راهم نشان كرده بود اما من به بيتا علاقه داشتم و قرارمان اين بود نزد هيچ كس نگويد قبلا ازدواج كرده است.

به طور پنهاني با بيتا ازدواج موقت كردم، او خيلي ولخرجي را دوست داشت و مي‌ديد كه من حاضرم هركاري بكنم تا او را داشته باشم، براي بيتا، ماشيني خريدم به پرايد هم راضي نشد. بايد مدل بالا مي‌بود، بعد آپارتماني را در ولنجك به او دادم، هرچه متلك مي‌انداخت كه خانه را نيز به نامش كنم چون پاي شراكت مادرم نيز در ميان بود، نتوانستم و قول دادم بعد از ازدواج خانه بزرگ‌تري در زعفرانيه را به نام او كنم.

 با اين وعده‌ها كه كسي زنداني نمي‌شود؟

اگر اين جزئيات را گفتم براي اين که بداني چگونه و در چند مرحله گول خوردم، بيتا همان مار خوش‌ خط‌خال بود كه من را گنج مي‌ديد، چند باري هم با زبان بي‌زباني مي‌گفت كه برايش يك گنج هستم، اما ماجرا را عاطفي مي‌كرد. در مدت دوسال حدود 12 مسافرت خارجي با بيتا داشتم، او كه زن زرنگي بود، مرتب نزد من مي‌گفت برنامه‌اي براي راه‌اندازي يك شركت تجاري با برادرش دارد و مي‌خواست او را حمايت كنم.

من بخت برگشته هم قول دادم در همه مراحل حمايتش كنم، چند بار پول ميليوني گرفت تا خرج شركتش كند، پذيرفتم، مي‌خواستم تصور نكند ارزشش از ثروت من كمتر است، هديه‌هاي آنچناني مي‌خريدم تا اينكه شنيدم نياز به دسته چك دارد.

از من خواست که براي اين مشكلش كاري كنم، خواستم با اعتباري كه در چند بانك داشتم براي بيتا، دسته‌چك بگيرم، اما او نپذيرفت و اجازه گرفت از اعتبارم نيز در معاملات شركتش خرج كند و آن استفاده از دسته‌چك من با مهر و امضايم بود.

اعتمادي كه به بيتا داشتم كوچك‌ترين ترديدي در من به وجود نياورد، يكي از دسته‌چك‌هايي كه كمتر استفاده مي‌كردم را به او دادم، براي اينكه كار‌هايش با سرعت پيش برود، همه ‌چك‌ها را مهر و امضا كردم و خواستم در مراوداتش دقت كند و مراقب باشد، دسته‌چك گم نشود، چون خانه خراب مي‌شدم.

 يعني چك‌ها هم سفيد امضا بودند؟

بله، گفتم كه جواني كرده‌ام، يك ماه از اين كارم نگذشته بود كه احساس كردم رفتار‌هاي بيتا عوض شده است، مرتب به كار‌هايم اعتراض مي‌كرد، وقتي مي‌خواستم به ملاقاتش بروم كار زياد را بهانه مي‌كرد، طوري كه چند باري گلايه كردم و او با حالت قهر تماس تلفني را قطع كرد.

از آن به بعد هر بار تماس مي‌گرفتم يا با شنيدن صدايم تلفن را قطع مي‌كرد يا اينكه حرف‌هايي از بي‌وفايي مي‌زد، بار‌ها من را متهم كرد كه مثل شوهر سابقش دوست ندارم پيشرفت او را ببينم و چون قبلا گفته بود كه به خاطر همين اخلاق شوهرش از او جدا شده است، زمينه را آماده كرد تا سرود جدايي را بخواند.

 شما كه كوتاهي نكرده بوديد؟

اين را بارها به رخ او كشيدم كه سرمايه شركتش را من داده‌ام و دسته‌چك را هم با اعتماد كامل به او داده‌ام اما او همين حرف‌هايم را نيز دليلي بر مشكلات بين من و خودش دانست تا اينكه در آخرين تماسم خيلي آرام و شمرده گفت كه از همه زحماتم تشكر مي‌كند اما مرد ايده‌آلش را پيدا كرده و مي‌خواهد با او ازدواج كند.

انگار با پتك به سرم كوبيدند. كم مانده بود گريه كنم هيچ‌گاه در چنين مخمصه‌اي گرفتار نشده‌ بودم هميشه تصور مي‌كردم خيلي زرنگ هستم، هنوز درگير ماجراهاي عاطفي بودم كه دردسر تازه‌اي پيش رويم قرار گرفت و من را ورشكست كرد.

ورشكستگي‌ات كه ارتباطي با بيتا نداشت؟

عامل اصلي‌اش «بيتا» بود، تا آخرين برگه چك من را بدون اينكه هماهنگي كند براي خريدهاي ميليوني خرج كرده بود، بي‌انصاف بود، مي‌دانست چه ميزان سرمايه شركت است نه تنها همه را به حراج گذاشته بود بلكه با مبالغي بالاتر چك كشيده بود كه داغونم كرد.

تا آنجا كه توانستم پول چك‌ها را پرداخت كردم، وقتی مادرم با ناراحتی دست از حمایت من کشید موجودي صفر شده بود، اعلام ورشكستگي‌ مالي كردم بدتر از همه اين بود كه به خاطر بدهي‌هاي ديگر شركت هم زير سوال بودم، ديگر نتوانستم از زير سنگيني اين سهل‌انگاري فرار كنم، مادرم نه تنها كمك نكرد بلكه وقتي شنيد چنين بلايي سرم آمده است به اندازه‌اي عصباني شد كه تاكنون به ملاقاتم نيز نيامده است.

از بيتا و برادرش شكايت نكردي؟

وقتي سراغش رفتم تا بگويم چه بلايي سرم آمده است، فهميدم در شركت را بسته است و در واقع از همان روزهاي نخست شركتي در كار نبود همه نقشه‌ها براي پول‌هاي من بود، بدتر از همه اينكه پي بردم «بيتا» برادري ندارد و آن مرد همان شوهر فعلي‌اش بود و آن دو با نقشه قبلي دست به چنين كاري زده‌اند و خانه خرابم كرده‌اند.

آن دو الان با پول‌های من در خارج از ايران به بي‌عرضگي‌ام مي‌خندند و البته حق دارند.

پشيماني؟

من گناهي مرتكب نشده‌ام، از روز نخست قصدم زندگي آبرومندانه بود، گول خوردم و تاوان اشتباهم را مي‌دهم.

كي آزاد مي‌شوي؟

فاميل در حال راضي كردن مادرم هستند تا با پرداخت حدود 500ميليون بدهي، باقيمانده من را خلاص كنند، اما من بعد از آزادي چه بايد بكنم، با پولي كه آن هم از مادرم به من مي‌رسد ناچارم يك بقالي بزنم و پشت دخل بنشينم.

 

راي قضات دادگاه تجديدنظر هم صادر شد

شکایت پيرمرد 80 ساله 10 سال پس از معامله

گروه حوادث – يك پيرمرد 80 ساله پس از دريافت چك بانكي در ازاي فروش قطعه زميني متوجه شد حساب مورد نظر خالي و فاقد موجودي و اعتبار است.

اين پيرمرد پس از گذشت 10 سال وقتي ديد زمين مورد نظر به واحد مسكوني تبديل و به شخص ديگري فروخته شده است به دادگاه شكايت كرد.

اين مرد با ارائه دادخواست فروش مال غير به شعبه 102 دادگاه عمومي تهران مراجعه كرد و گفت: ده سال قبل قطعه زميني به مساحت 120 متر را به مرد جواني فروختم و در ازاي آن يك فقره چك به مبلغ پانصد هزار تومان دريافت كردم اما چك برگشت خورد و من در رابطه با چك برگشتي اقدامات لازم را انجام دادم و خريدار به خاطر صدور چك بلامحل محكوم شد.

اما او فرار كرد و من اخيرا متوجه شدم كه همسر اين مرد با تصرف 60 متر از اين زمين آنجا را ساخته و ملك مزبور را به شخص ديگري فروخته است.

پس از مراجعه به آنجا اين زن ادعا كرد همسرش چند سال قبل ملك را به او واگذار كرده و او اقدام به فروش اين ملك به شخص ديگري كرده است.

به همين خاطر از اين زن به خاطر فروش مال غير شكايت دارم.

قاضي دادگاه پس از بررسي پرونده و مدارك و اسناد طرفين با توجه به آن كه خريد زمين در ازاي چك بوده و چك نوعي سند قانوني و ضمانت شده است و پس از صدور اين چك معامله تمام شده و اين زمين به همسر اين مرد تعلق گرفته اتهام وارده را محرز ندانست و حكم به برائت صادر كرد.

پس از اعتراض پيرمرد به اين راي، پرونده به شعبه 39 دادگاه تجديدنظر استان تهران ارسال شد.

علي‌اصغر تشكري و سيدمحمود دهنوي، هيات قضات اين دادگاه پس از بررسي مجدد پرونده از آنجايي كه راي صادره موافق و موازين با مقررات صادر شده و ايرادي بر آن وارد نبود حكم صادره را عينا مورد تاييد قرار دادند.

 

حوادث کوتاه

ارث پدري باز دردسر ساخت

درگيري بر سر ارث پدري در شهرستان سپيدان استان فارس وارثان را راهي بيمارستان کرد.  

به گزارش پليس، ماموران کلانتري 11شهرستان سپيدان شب گذشته از وقوع يک درگيري در روستاي «بهرغان» مطلع شده و بلافاصله به محل عزيمت کردند. ماموران با حضور در محل درگيري مشاهده کردند، پنج مرد به علت اختلاف بر سر تقسيم ميراث پدري با سنگ و چوب با يکديگر درگير شدند و همديگر را مورد ضرب و جرح قرار دادند که همگي آنان به بيمارستان های سپيدان و شيراز انتقال يافتند.

 

كشف مواد قاچاق از يك شركت سوختي

در بازرسي از شرکت فاتح گام آسيا در يتون شهرستان شيراز مقدار 200‌هزار ليتر نفت کوره و 67‌ هزار ليتر گازوئيل کشف و ضبط شد.

به گزارش پليس، در اجراي طرح کنترل کارخانه های استفاده کننده از مواد سوختي، ماموران مبارزه با قاچاق کالا و ارز شهرستان شيراز موفق شدند در بازرسي از شرکت فاتح گام آسيا در يتون شيراز مواد سوختي را كشف كنند.

 

تعطيلي 23 واحد صنفي متخلف در قم

با حضور مقتدرانه ماموران انتظامي استان قم 23‌واحد صنفي متخلف تعطيل شدند.  به گزارش پليس، نيروهاي پليس قم در كمتر از 48ساعت از 31‌واحد صنفي موجود در سطح شهر بازديد به‌عمل آوردند كه در اين رابطه 23‌واحد صنفي و متخلف شناخته شدند.

 

بازداشت جاعلان برگه‌هاي معاينه چشم

اعضاي يك باند که گواهينامه جعلي چشم صادر مي‌كردند با تلاش پليس مشهد شناسايي ودستگير شدند.

به گزارش پليس، ماجرا از آنجا آغاز شد که در يكي از دفاتر پليس +10 سطح شهر مشهد زماني كه مردي متقاضي تعويض گواهينامه، برگه معاينه چشم پزشكي خود را تحويل داد، مامور رسيدگي متوجه جعلي بودن برگ معاينه شد و فورا موضوع را به پليس آگاهي استان اطلاع داد.  بازجويي‌هاي پليس از دارنده برگ معاينه جعلي مشخص كرد كه باندي سودجو با حضور در اطراف مراكز خدمات پليس +10 مراجعه‌كنندگاني كه مشكل چشمي داشته و جهت صدور يا تعويض گواهينامه با مشكل معاينه چشم برخورده‌اند را شناسايي و با دريافت مبالغي از آنها، برگ‌هاي جعلي معاينه چشم را صادر مي‌كرده‌اند.

متهمان كه از ترس خود منزل خود را تغيير داده بودند نتوانستند از دام پليس فرار كنند و در مخفيگاه‌ خود شناسايي و با هماهنگي مقام قضايي، در يك عمليات غافلگيرانه دستگير شدند. همچنين از متهمين تعدادي مهر‌هاي قلابي و برگه‌هاي معاينه چشم جعلي كشف شد.

 

آتش‌سوزي‌هاي خسارت بار در همدان

آتش‌سوزي خرمن يونجه در روستاي حاتم آباد شهرستان كبودرآهنگ و همچنين در يك انبار جعبه در همدان خسارات زيادي به بار آورد.  به گزارش پليس، روز چهارشنبه، بر اثر آتش‌سوزي در روستاي حاتم‌آباد شهرستان كبودرآهنگ، سه كوپه يونجه هر كدام به ارزش 15‌ميليون تومان دچارحريق شد.

بنابراين گزارش، در حادثه ديگري در شهرستان همدان نيز انبار جعبه، متعلق به برادران اكبر و فرج‌اله در بلوار فرودگاه مقابل دانشگاه پيام نور دچار حريق شد. طي اين حريق 70 هزار جعبه خالي چوبي، 70هزار كارتن خالي خرما و موز، 50 اصله درخت ميوه و 148 اصله درخت زبان گنجشك و راجي از بين رفت.

 

دستگيري 2 جاعل حرفه‌اي در مشهد

از سوي پليس آگاهي مشهد، دو جاعل اسناد و مدارك دستگير و راهي زندان شدند.  به گزارش پليس، با توجه به گزارشي مبني بر فعاليت دو نفر مرد جوان در زمينه چاپ و تكثير انواع كارت‌هاي جعلي پايان‌خدمت، گواهينامه، شناسنامه، مدارك تحصيلي و جعل نامه‌هاي اداري، ماموران مبارزه با جرائم خاص و رايانه‌اي پليس آگاهي مشهد، تحقيقات گسترده خود را آغاز كردند.  پليس در تحقيقات خود به سرنخ‌هايي در مورد متهمان دست يافت و پس از هماهنگي با مقام قضايي منزل آنها را در يكي از محله‌هاي حاشيه‌اي شهر مشهد تحت كنترل قرار داد و پس از چندين ساعت كنترل نامحسوس، زماني كه يكي از آن دو جوان قصد ورود به اين منزل را داشت وي را دستگير كردند. در تجسس از اين خانه، تعداد زيادي اسناد جعلي از قبيل شناسنامه، گواهينامه، كارت پايان خدمت، مدارك تحصيلي و تعداد زيادي مهر‌هاي دولتي و اداري جعلي به همراه يك دستگاه رايانه و تجهيزات كامل چاپ و تكثير كامپيوتري كشف و هر دو متهم در محل دستگير شدند.

 

كشف 990 كيلو موادمخدر در جاده ترانزيتي

فرمانده پليس شهداد در استان كرمان از كشف 955 كيلوگرم ترياك به همراه 35 كيلوگرم مرفين در جاده ترانزيتي «شهداد ـ نهبندان» خبر داد.  سروان حسين بهزادي در خصوص كشف اين مقدار مواد مخدر گفت: ماموران نيروي انتظامي شهداد با مظنون شدن به يك دستگاه خودرو وانت در محور «شهداد ـ نهبندان» اقدام به متوقف كردن آن كردند.  وي افزود: به اين ترتيب در بازرسي از خودرو مظنون، ماموران پليس موفق به كشف و ضبط 990 كيلوگرم مواد مخدر شدند.  به گزارش ايسنا، متهمان دو تن بودند كه بنا بر اظهاراتشان در جريان بازجويي‌هاي به عمل آمده، قصد وارد كردن اين محموله از استان سيستان و بلوچستان به شهداد و سپس خارج از استان كرمان را داشتند كه توسط نيروي انتظامي بازداشت شده و به مراجع ذي‌صلاح تحويل داده شدند.

 

درگيري خونين در مجلس عروسي

اختلافات قبلي و لجاجت و غرور منجر به وقوع نزاع و چاقوكشي در يك مجلس عروسي واقع در شهر «فيروزه» نيشابور شد.

به گزارش پليس، در ساعات اوليه پنج‌شنبه شب گذشته در يک مراسم عروسي که در شهر «فيروزه» نيشابور برگزار شده بود ، 7 تن از مهمانان اين مجلس به دليل اختلافات قبلي و لجاجت و غرور با استفاده از چاقو، زنجير، چوب و مشت و لگد با يكديگر درگير شدند.  اكيپ گشتي پاسگاه «بزغان» پليس نيشابور كه در اين لحظه به محل نزاع رسيده بود بلافاصله وارد عمل شده و 3 نفر از عاملان  درگيري را دستگير کرده و يكي از مهمانان را كه به شدت زخمي شده بود به مراكز درماني انتقال دادند.

 

سكوت كلاهبردار 500 هزار دلاري استراليایی

يکي از کارمندان يک شرکت هواپيمايي در استراليا به اتهام کلاهبرداري 500 هزار دلاري از اين شرکت، بازداشت شد.

به گفته پليس، مديران شرکت با مشکوک شدن به اين مرد، پليس را به محل فرا خواندند و ماموران دقايقي بعد او را در اتاق کارش غافلگير کردند اما وي سكوت كرده است.

 

انتقام كور جوان شرور از يك بسيجي

يك بسيجي كه به شروري به دليل مزاحمت‌هاي خيابانی تذكر داده بود با ضربات چاقوي وي روانه بيمارستان شد.

سرهنگ سيف، مدير روابط عمومي منطقه بسيج تهران بزرگ به ايسنا، گفت: مقارن 26 تيرماه سال جاري، در حالي كه تعدادي از خانواده‌ها براي تفريح به ميدان شهرك فرهنگيان در محدوده آزادي مراجعه كرده بودند، با مزاحمت جوان شروري به هويت «حميد» مواجه شده و با ادامه مزاحمت جوان شرور براي نواميس مردم، بلافاصله موضوع توسط شهروندان به ماموران پايگاه بسيج اميرالمومنين (ع) اطلاع داده شد.

وي افزود: بر اين اساس تعدادي از شهروندان با مراجعه به اين پايگاه، رسيدگي به موضوع را خواستار شدند.

بدين ترتيب لحظاتي بعد، ‌متهم دستگير و به پايگاه انتقال داده شد و پس از گوشزدهاي اخلاقي از سوي سعيد ميرحسيني كه در آن روز مسؤول پايگاه اميرالمومنين (ع) بود، آزاد شد.

سرهنگ سيف گفت: به دنبال آزادي «حميد»، وي مقارن 27 تيرماه يعني يك روز بعد، با شناسايي محل كار «سعيد ميرحسيني» در يك آژانس خودرو واقع در شهرك آزادي، پس از مراجعه به محل مورد نظر، در يك لحظه با وي درگير شد.  به گفته وي، در حالي‌كه به دنبال آغاز نزاع، جوان بسيجي قصد ترك محل را داشته است، متهم از پشت با چاقويي كه به همراه داشت، ضرباتي به وي وارد كرده و سپس از محل متواري شد.

مدير روابط عمومي منطقه بسيج تهران بزرگ اضافه كرد: به اين ترتيب مجروح توسط شهروندان به بيمارستان شهيد فياض بخش انتقال يافت و پس از انجام يك عمل جراحي 6 ساعته از مرگ حتمي نجات پيدا كرد.

 

سازمان بازرسي كل كشور از فروش غيرقانوني 28هزار مترمربع از اراضي ملي جلوگيري كرد

به دنبال وصول گزارش مردمي‌‌و با اقدام سازمان بازرسي كل كشور از تغييركاربري و فروش غيرقانوني اراضي ملي مرتبط با يك طرح گردشگري در استان قم جلوگيري شد.

به گزارش خبرگزاري فارس، بخشي از 5/13 هكتار از اراضي ملي قم كه جهت ايجاد مجتمع تفريحي و گردشگري در اختيار يك شركت خصوصي گذارده شده بود و به ‌طور غيرقانوني مراحل فروش را طي مي‌كرد، با اقدامات سازمان بازرسي از فروش آن ممانعت به ‌عمل آمد.

اين گزارش مي‌‌افزايد: بررسي‌ گزارش‌ مردمي‌‌واصله به اداره كل بازرسي استان قم حاكي از آن است كه اداره كل ميراث فرهنگي و گردشگري استان قم در شهريور ماه 1383 شرکتی را جهت دريافت زمين به‌منظور ايجاد مجتمع تفــريحي و گردشگري به اداره كل منابع طبيعي آن استان معرفي كرد كه براساس مصـــوبه 18/2/85 كميسيون ماده 32 و در قبال مال‌الاجاره سالانه، بالغ بر 5/13 هكتار از اراضي ملي به آن شركت تحويل شد.

پيگيري‌هاي بعدي حاكي است مجري طرح(شركت يادشده) در 13/9/84يعني 5 ماه قبل از مصوبه كميسيون يادشده، تعداد 140 قطعه از اراضي ملي فوق(جمعا 28000 مترمربع) را كه براي احداث مجتـــمع تفريـــحي و گردشگري در نظر گرفته شده بود در ازاي دريافـت 26/1‌ميليارد ريال و بر اساس مبايعه‌نامه‌ به فروش رساند كه متعاقب ارسال گزارش فوق توسط اداره كل بازرسي استان قم به اداره كل منابع طبيعي استان در مورخ 4/3/85 جهت تجديدنظر در واگذاري 5/13 هكتار از اراضي ملي به شركت یاد شده و نيز جهت اعلام تخلف آن شركت توسط اداره‌كل منابع طبيعي به مرجع قضايي، مراتب در كميسيـون ماده 32 مورخ 28/3/85 مطرح و واگذاري اراضي فوق به شركت يادشده منتفي شد.

اداره كل منابع طبيعي استان قم كه ‌‌بايد شركت یاد شده را به دليل تخلف از مفاد توافقات و تعهد قانوني به مراجع قضايي معرفي كند، تاكنون اقدامي‌‌نكرده است.