|
تعداد مشاهده : 4255 بار
کد خبر :
DEN-
104318
تاريخ
چاپ :
شنبه 4 خرداد 1387
|
بخش نخست گزارش خبرنگار اعزامي دنياي اقتصاد از پارك بانوان
حجاب بي حجاب
ندا گنجي عكس تزئيني است، حميد جانيپور ايست! هيچ مردي اجازه ورود به اين پارك را ندارد؛ اينجا همان بهشتي است كه محمدباقر قاليباف، شهردار تهران براي زنان پايتخت تدارك ديده است.

|
پاركي در شمال تهران، مشرف به تپههاي عباسآباد كه به گفته همسايگانش مدتي است، خيل اتومبيلهايي را كه مقابلش صف ميبستند به يمن زنانه شدنش از دست داده است؛ اما با اين حال رضايتي هم كه در چهره مراجعهكنندگان موج ميزند غيرقابل چشمپوشي است. شايد پس از اختصاص اين پارك به زنان تهراني، ديگر حسرت داشتن پاركي اختصاصي به سان آنچه براي مردان با نام پارك آبي آزادگان ساختند، در دل بانوان پايتختنشين نماند؛ اما امكانات نشاطآور «بهشت مادران» فعلا قابل مقايسه با اين پارك آبي نيست. قلمرو 19هكتاري اين پارك مصداق شهري است كه از حكمراني تا مشاغلي چون نظافت و باغبانياش را زنان بر عهده گرفتهاند. شايد براي نخستين بار باشد كه در تهران و حتي در كشور، پاركي به اين وسعت افتتاح ميشود كه زنان در آن در انتخاب نوع پوشش خود آزادند. آنها ميتوانند بدون حجاب به ورزش و تفريح بپردازند، البته اين آزادي وقتي خود را نشان ميدهد كه تقريبا به مركز پارك رسيده باشي. اين درحالي است كه پس از دو هفته هنوز سيستمي براي جلوگيري از ورود دوربينهاي فيلمبرداري و عكاسي در دستور كار دستاندركاران طراحي اين پارك قرار نگرفته است. از همين رو است كه وقوع سوءاستفادههايي كه گريبانگير استخرهاي زنانه شد در آن اجتنابناپذير به نظر ميرسد. در عين حال پهنه شرقي اين پارك مشرف به منطقهاي مسكوني است و از آخرين طبقات اين ساختمانها قابل رويت است و همين امر موجبات نگراني اهالي اين منطقه را فراهم ميكند. با اين همه مسوولان شهرداري منطقه سه در گفتوگو با دنياياقتصاد از استتار اين پهنه و همچنين از روشهاي انتظامي كارشناسياي سخن ميگويند كه در «آينده» پاي سوءاستفادههاي رايج را از ورود به اين پارك خواهد بست. اما بايد گفت در حال حاضر هيچ تضميني در اين زمينه وجود ندارد. سيد محمدجواد سجادينژاد، معاونت اجتماعي منطقه سه شهرداري، معتقد است زنان ايراني محقاند در فضاي باز منوط به شرايطي آزادانه تفريح كنند. نيمي از جمعيت ساكن تهران زنان هستند، بنابراين ايجاد چنين مراكزي براي تخليه هيجانات آنها يك وظيفه تلقي ميشود. او ميگويد: اين پارك فعلا ميتواند جمعيت زنان كل تهران را پوشش دهد، البته در حال حاضر استفاده عموم، در روزهاي جمعه از اين پارك آزاد است، ضمن اينكه در صدد هستيم 6 تا 7 بعدازظهر به بعد نيز عمومي شود. در شرايطي كه مراقبتهاي انتظامي اين پارك حالت منفعلي دارد، ادامه اين روند پس از دو هفته توجيهي ندارد؛ چرا كه پيش از افتتاح ميبايست مقدمات اين مراقبتها فراهم ميشد؛ اما به اعتقاد سجادينژاد پروژههاي بزرگ مسلما تبعاتي به دنبال دارد كه به تدريج با تكميل پروژه اين مشكلات نيز رو به كاهش خواهد گذاشت. نگاه جنسيتي؟ هر چند شهردار تهران در مراسم افتتاح پارك «بهشت مادران» هدف اصلي خود را از ايجاد اين پارك استفاده از همه ظرفيتهاي جامعه براي حضور زنان عنوان كرد و نگاه خود را از رويكرد جنسيتي مبرا دانست، اما با اين حال بسياري از فعالان حقوق زنان به چنين طرحهايي خوشبين نيستند تا جايي كه زهرا مينويي، يكي از فعالان اين عرصه بر اين باور است كه بايد ديد، اين طرح با چه رويكردي به مرحله اجرا درآمده است و اينكه آيا قرار است در فضاهاي عمومي ميان زن و مرد تبعيضي قايل شوند يا فضايي را براي تفريح به آنها اختصاص دهند؟ با اين حال اگر با نگاهي كلان به آن بنگريم با وجود سهميهبندي دانشگاهها و اتوبوسها و ... نميتوان به آن خوشبين بود. اما دكتر قرايي مقدم، جامعهشناس، معتقد است كه بايد خوشبين بود موضوعاتي به اين كوچكي نميتواند به منزله تحقير يا جداسازي به شمار بيايد. در شرايطي كه يكي از اهداف شهرداري در ايجاد اين پارك نبود محدوديت در پوشش است، به اعتقاد آنها اين امر ميتواند تا حدي به تخليه هيجانات زنان منجر شود. دكتر علي انتظاري ديگر جامعهشناسي است كه با اين ادعا مخالف است: «در حال حاضر نيز محافلي كه زنان بدون حجاب در آن حاضر ميشوند نيز وجود دارد و اين نميتواند درجامعه تاثيرگذار باشد. اين پارك تنها ميتواند شرايطي براي تفريح و ورزش آزادانه زنان مهيا كند». او معتقد است در شرايطي كه بسياري از زنان به اين پارك دسترسي ندارند، به نظر ميرسد نتواند نياز كل زنان تهران را تامين كند. ما بيشتر بايد در جهتي حركت كنيم كه زنان در محيطهاي عمومي مقيد به رعايت حجاب شوند؛ شايد عادت به بيحجابي در منطقهاي عمومي حتي عوارضي هم به دنبال داشته باشد، بنابراين چنين طرحهايي بيشتر جنبه نمايشي دارد. اگر بهشت مادران را تنها براي زنان مرفه شمالشهر ساختهاند، هستند زناني هم كه از جنوبيترين نقاط تهران به اينجا آمدهاند؛ اما نه براي تفريح و گرفتن حمام آفتاب، آنها آمدهاند تا جور شوهران معتاد خويش را بر شانههاي نحيفشان بكشند و كار كنند. جراحتهاي خار و خاشاك درختان ديگر جاي سالمي بر دستهايش نگذاشته اما او راضي است، تنها دغدغهاش اين است كه كارش را از او نگيرند و اميدش را كه همان دويستوچهار هزار توماني است كه از اينجا ميگيرد، كور نكنند. يكي ديگر از باغبانهاي زن، رشته كلام را به دست ميگيرد و ميگويد چون ميدانند به تحمل اين شرايط مجبور هستيم هيچگونه امكاناتي به ما نميدهند. ديگري كه غمناكترين سخنان را بر زبان جاري ميكند قهقههاي ميزند و ميگويد همين كه اجازه دهند اينجا كار كنيم و دستمان جلوي ديگري دراز نباشد راضي هستيم. اما از نوع كلامشان پيدا است رنج زيادي را تحمل ميكنند آنها حتي قادر نيستند شلنگهاي سنگين باغباني را به اين سو و آن سو بكشند؛ اما به ظاهر تحمل ميكنند و راضياند. البته از ترس اينكه مبادا مهر اخراج در پروندهشان كوبيده شود، اعتراض هم نميكنند و نزديك به 20هكتار پارك را 10نفره باغباني ميكنند. از آنجا كه هيچ نوع وسيله نقليه عمومي به اينجا كشيده نشده، ماهانه شايد نزديك به 10هزار تومان به كرايه تاكسيشان اختصاص ميدهند و البته نيمي از حقوق خود را هم كرايه خانه ميپردازند. آنها در گفتن خواستههايشان تنها به اين موضوع بسنده ميكنند كه براي رفتوآمدشان فكري شود.
|