|
تعداد مشاهده : 2339 بار
کد خبر :
DEN-
110798
تاريخ
چاپ :
شنبه 15 تير 1387
|
ذات محافظهکار اقتصاددانان
پویا جبلعاملی میگویند زوجی که قصد ازدواج داشتند برای سفر پس از مراسم خود، در حال تصمیمگیری بودند و از بد حادثه داماد اقتصاددان بود. شریک آیندهاش چند مکانی را که در نظر داشت، عنوان کرد ...
... به این خیال که پس از چند دقیقه هدف مشخص شود، اما این آغاز مسالهاي بود که در آن چند هدف با مطلوبیتهای مختلف، همراه با چندین طریقه سفر با هزینههای متفاوت و در عین حال مطلوبیتهای گوناگون و از سوی دیگر متغیرهای ناشناخته هزینهزا بود که نیازمند ارائه مدل مناسب و یافتن راهحل آن بود. از همه اینها گذشته مساله نااطمینانی در ارتباط با متغیرهای بدون کنترلی است که می تواند به طور تصادفی بر مدل تاثیر بگذارد و تصمیم نهایی با وجود میزان احتمالی از ناموفقیت به دست آید. عروس که کلافه از این استدلالات تو در تو همراه با ترس شریک آیندهاش از عدم موفقیت سفر بود، برای همیشه از یار دل کند؛ یاری که این قدر محافظه کار باشد و برای هر تصمیم در زندگیاش این قدر وقت و فکر بگذارد بی تردید زندگی سعادت بخشی را به ارمغان نمیآورد.هر چند این داستان خیالی به طور افراطی مزاج اقتصاددانان را به رخ میکشد، اما محور اصلی که همانا توجه به عوامل مشهود مختلف و عوامل ناشناخته و احتمالی برای اتخاذ تصمیم توسط اقتصاددان است، غیر قابل انکار می نماید. در مسائلی که در ارتباط با جهان واقعی و بدون فرضهای سادهکننده است، اقتصاددان بی تردید باید میزان اثرگذاری پیشنهادهای خود را با میزان احتمالی بیان کند. سیاستی که با اطمینانی صد در صد از موفقیتش پیشنهاد شود، اصولا یک پیشنهاد علمی نیست. هرچند اقتصاددانان به احتمالهای بالای 90 و 95درصد پیرامون حل مسائل عینی دست ميیابند و حتی اگر این میزان را بیان نکنند، فرض بر این دارند که مخاطب آگاه به این مساله است. جهان پیرامون ما مملو از متغیرهای بیشماری است که در هر پدیده مورد مطالعه تاثیر گذارند و اقتصاددان با علم به این موضوع سیاستها و تصمیمهای نزدیک به یقین (با همان احتمالات بالا) را ارائه ميدهد و ادعا دارد که اگر همواره به این سیاستهای علمی غیرقطعی کامل، در هر موضوع توجه شود اقتصاد بسامان خواهد شد. ضمن آنکه تجربههای بسیار در اعمال سیاستهای پیشنهادی ميتواند اطمینان موثری را به اقتصاددان دهد تا وی پیشنهادات را عملی بداند. اما توجه به نااطمینانی و محور قرار دادن آن در حل مسائل عینی، موجب ميشود كه اغلب اقتصاددانان به طور ذاتی فردی محافظه کار باشند. «محافظه کاری» که هم در رفتار نمود ميیابد و هم مشی فکری. محافظه کاری که ذاتا مطلوب مخاطبان عام نیست. مردمی که به خصوص در کشورهای در حال توسعه بار «اعتراض» را به دوش دارند و از روشنفکران خود ميخواهند تا فریاد «دگرگونی» سردهند. اقتصاددان اما ميداند که اولا ذهن او نمی تواند تمامی متغیرها را کنترل کند، زیرا در مقابل جهان پیرامون ناچیز است و دوم آنکه حتی بسیاری از پدیدهها هستند که هنگام تصمیمگیری غیرقابل شهود هستند، اما بر نتیجه تصمیم موثر هستند. با این دانستههاست که اقتصاددان ميپرسد: «چطور مطمئن هستید که پس از دگرگونی، وضعیت ازاین که هست بهتر شود؟» آری اقتصاددان نمیتواند روشنفکر جنبشهای اجتماعی باشد. اما به خاطر همان رویکرد محافظه کارانه ميتواند تکنوکرات حاکمیت باشد. لیکن این پایان ماجرا نیست، رویکرد محافظه کارانه تغییر را از پی نگاه اصلاحی و بررسی قدمهای پیشین و تدبیر عقل در هر مرحله و فارغ از احساسات جستوجو ميکند. اقتصاددان، محافظهکاری است که نتایج را در بلندمدت و دورهاي که خارج از صبر تودهها است، جستوجو ميکند و متاسفانه اقتصاد هم در دورهاي بلند مدت بسامان ميشود.
|