|
تعداد مشاهده : 882 بار
کد خبر :
DEN-
111843
تاريخ
چاپ :
شنبه 22 تير 1387
|
بازتاب پاسخي به يادداشت «اين روزگار ديگريست» درباره افشين قطبي
«سلام بر دل شیر»
آرش غفوری اشکالی ندارد، افشین قطبی امروز در کنار ما است. نه صرفا به عنوان مربی سرخپوشان که در خدمت فوتبال ملی.
در زمانهای که الگوهای فوتبالی ما یا در گیرودار غرور و خود بزرگبینی همه را دشمن خود ميدانند یا با ادعای لوطیگری، حواریونشان را یکی پس از دیگری از دست ميدهند، بگذارید یاغیان فوتبال هم از افشین قطبی بد بگویند و در بیان عقدههای فروخفتهشان مدعی شوند «تنها کسی که دل شیر ندارد، افشین قطبی است.» اما کیست که نداند «دل شیر» از آن کسی است که بلی، تا دقیقه 97 امیدوار منتظر ميماند تا تیمش قهرمانی دوباره لیگ برتر را بهدست آورد. آن هم در حالی که پیش از این به دلایل مدیریتی، 6 امتیاز تیمش را کسر شده ميبیند.در روزی که علی پروین و علی دایی، دو اسطوره فوتبال ملی، هر روز بیشتر از دیروز خیل طرفدارانشان را از دست ميدهند، درست در همین روز افشین قطبی وارد گود فوتبال ملی ميشود تا به یارگیری از همین دلبریدهها از فوتبال بپردازد. کسانی که فوتبال را پیش از این با دل علی پروین و غیرت علی دایی ميفهمیدند امروز از این هر دو ميبرند که اولی دل را فدای دنیا کرد و دومي شهرت غیرت را با لجاجت پرداخت، اما افشین دل و جرات را با هم دارد و هم اوست که در هنگامه حضور در پرسپولیس مدعی ميشود تیمش را با 75 امتیاز قهرمان ميکند. ادعایی که البته هم کسانی که مدیریت نخواندهاند و فوتبال را نه حتی از روی دل، بلکه کاملا از آموختههای نامرتبط خودشان تحلیل ميکنند، شاید توانایی درک این نکته را نداشته باشند که چگونه یک مربی به عنوان مدیر تیم یک هدف مشخص را برای خودش تعریف ميکند تا به آن دست یابد و چگونه نیروهای انگیزشی تیمش را افزایش ميدهد.امروز ميتوان افشین قطبی را «شومن» نامید، او را یک «بازیگر» قهار دانست، ساده تر و معمولی تر از آنچه امروز بدو پرداخته ميشود و البته کسی هم که خدا دوستش دارد، فرض کنیم که همه اینها درست است، اما تنها کسی ميتواند از نقش افشین قطبی در ارتقای سطح مربیگری در ایران به کنایه بگذرد و آن را نادیده بگیرد که فیلم مصاحبههای پس از بازی پرسپولیس را ندیده باشد. یا آن شبی که افشین قطبی میزبانی عادل فردوسی پور را در برنامه «نود» پذیرفت، تنها به صرف اینکه افشین مهمان «نود» است، خوابیدن را ترجیح داده باشد. در آن روزهای شکست تیم ملی در جام ملتهای آسیا و هنگامهای که امیر قلعهنویی روبهروی دوربین عادل فردوسیپور به همراه امیر حاجرضایی و بیژن ذوالفقارنسب قرار ميگرفت، حاجرضایی زیرکانه به خصوصیتی در مورد مربی تیم ملی اشاره کرد که قلعهنویی فاقد آن بود. به اعتقاد حاجرضایی، ادبیات مربی تیم ملی باید منزه باشد و شان پیراهن مقدسی را که نام ایران دارد، حفظ کند. قلعهنویی آن شب نگرفت که حاجرضایی چه ميگوید؛ شاید هم خودش را به ندانستن زد، اما امروز اگر فیلم صحبتهای خودش را با کلامي که از دهان افشین قطبی بیرون ميآيد، مقایسه کند به شان و ادبیات مربی تیم ملی پی خواهد برد. امری که البته تمام خصوصیت مربی تیم ملی نیست، اما کسی که از حداکثرهای مربیان دیگر وطنی، چیزی بیشتر در چنته دارد، چرا نباید در صحبت کردن و همیشه داور را مقصر ندانستن، از بقیه کم داشته باشد.افشین ابایی ندارد مشتهای گره کردهاش را روبهروی طرفدارانش به هوا برد و با همان کت و شلواری که روی نیمکت مينشیند دور افتخار بزند. از این مشتها دیگران هم به هوا ميبرند، اما در مشتهای افشین چیزی وجود ندارد که در دیگران وجود دارد. مشتهای افشین بیعقده است. شاید هم به همین دلیل دل خیلیها را ميلرزاند.
|