|
تعداد مشاهده : 5674 بار
کد خبر :
DEN-
113295
تاريخ
چاپ :
چهارشنبه 2 مرداد 1387
|
خاموشي ستارهها
یاسین نمکچیان نگاهي به شعر دهه 50 و اتفاقات آن سال ها ضرورت تاريخي ايجاب مي كند که پس از گذشت سال ها از انقلاب ايران، درباره ادبيات كه روزگاري مهم ترين ابزار تاثيرگذار جامعه بود به بحث و بررسي بپردازيم.شكل گيري مدرنيته و آغاز تحولات شعر ايران در طول سال هاي گذشته همواره يكي از بحث هاي داغ محافل بوده است و لازمه شناخت ظهور هر پديده اي ، كنكاش در گذشته و سير مراحل شكل گيري آن است.
بنابراين براي پي بردن به چگونگي كمي و كيفي شعر در سال هاي 60 تا 80 بايد به عقب تر بر مي گشتيم و از دريچه هاي آن روزها به شعر انقلاب و بعد از آن نگاه مي كرديم، پس در اين شماره درباره شعر دهه 50 حرف مي زنيم و در شماره هاي آينده درباره شعر بعد از انقلاب .اگرچه هنوز پس از گذشت 30 سال، هيچ منبع قابل اعتنايي در اين حوزه وجود ندارد كه آيينه تمام نماي شعر در اين سال ها باشد و همين نكته ضرورت تاليف تاريخ تحليلي شعر نو بعد از انقلاب را شفاف تر مي كند.كاش شمس لنگرودي عزيز عزمش را جزم كند و كار بزرگ ، ارزشمند، تاثير گذار و نيمه كاره اش را ادامه بدهد و يا كسي ديگرفعالانه و باانصاف دنباله كار را بگيرد. اگر دهه بندي را مقياسي براي بررسي شعر در دوره هاي مختلف زماني در نظر بگيريم دهه پنجاه يكي از كم رونق ترين دوران شعر،پس از انقلاب نيماست.سال هايي كه ستاره هاي درخشان دهه 40 خاموش شدند و بسياري از آنان حتي يك مجموعه شعر هم منتشر نكرد. فروغ فرحزاد ، سهراب سپهري ،نصرت رحماني و ديگران سكوت را برگزيدند و بي اعتنا به اتفاقاتي كه پيرامونشان در جريان بود راهي ديگر را دنبال مي كردند.البته در اين ميان حكايت شاعر هوشمند و بي نظيري مثل شاملو كه توانست در اين دهه دو مجموعه درخشان يعني ابراهيم در آتش و دشنه در ديس را بنويسد حكايت ديگري است.هرچند او نيز به نسبت سال هاي قبل كم كار ترشده و شور وهيجان گذشته را كنار گذاشته باشد. شعر دهه پنجاه ادامه حركت ها و تسلط شاعراني برجامعه بود كه با كلمه مي خواستند خون راه بيندازند و قله هاي رفيع آزادي را طي كنند.كساني كه با تاثير از حادثه سياهكل و در ستايش چريك هاي جنگل با كلمه ، احساسات سياسي جامعه را تحريك مي كردند تا به آرمان هايي كه بدان دل بسته بودند برسند.هم پيماني شاعراني مثل سياوش كسرايي، محمد رضا شفيعي كدكني ، خسرو گلسرخي، سعيد سلطان پور ، نعمت ميرزا زاده ( م. آزرم) ، علي ميرفطرس، محمد امين لاهيجي( م. راما) ، رضا مقصدي، جفعر كوش آبادي ، سياوش مطهري و ... نتيجه اش ايجاد جو سياسي در فضاي شعر ايران و جذب مخاطباني بود كه شايد تا آن روزها توجه چنداني به وضعيت سياسي و اجتماعي جامعه نداشتند.شعر در آن سالها به شدت وجه هنري اش را از دست داد و به سمت شعارهاي كاربردي گرايش پيدا كردبه شكلي كه در بسياري از مواقع سطرهايي از همين شاعران، شعارها روزمره مردمي بود كه در خيابان ها حقشان را از حاكميت مي خواستند. جهان به دو چيز زنده است نگاهي عميق به آن اتفاقات نقش سعيد سلطان پور در شكل گيري شعر چريكي و بعدها خسرو گلسرخي به عنوان شاعري كه جانش را براي آزادي خواهي و آرمان گرايي از دست داد، بيشتر از بقيه به تصوير مي كشد. در ابتداي همان سال ها خسرو گلسرخي به اتهام قصد گروگانگیری یکی از اعضای خانواده سلطنتی( ولیعهد یا شهبانو) دستگير مي شود و با دفاعياتش در دادگاه كه از تلويزيون پخش شد به چهره مظلوم، روشنفكر، آزادي خواه و شجاع جامعه بدل مي شود. شايد يكي از مهم ترين اتفاقات در حوزه شعر آن دوره را بايد اعدام گلسرخي دانست که به جرم ناکرده مجازات شد (گلسرخی از طرح خامی که رضا علامه زاده و عباسعلي سماكاربرای گروگانگیری تهیه کرده بودند و ساواک به آن پی برده بود اطلاع نداشت) اعدام گلسرخی در بهمن 1352 يكبار ديگر شعر سياسي ايران را به حركت واداشت و سبب شد تا شاعران زيادي نسبت به اين اتفاق واكنش نشان بدهند و در رثاي گلسرخي شعر بنويسند كه يكي از معروف ترين آن سروده ها، شعر رضا براهني بود كه جايگاه بلندي بين توده مردم و روشنفكران پيدا كرد. جهان به دو چيز زنده است اولي شاعر و دومي شاعر و شما هر دو را كشته ايد اول : خسرو گلسرخي را دوم : خسرو گلسرخي را آنچه تا پايان دهه پنجاه ادامه دارد تلفيق جدايي ناپذير سياست با هنر است . تلفيقي كه اجازه نمي دهد هنر در فضايي آزاد به راه خود ادامه دهد و به همه چيز شكلي جو زده و پرخاشگرانه مي بخشدهرچند در اين بين گاهي آثار قابل توجهي مثل ابراهيم در آتش شاملو هم نوشته مي شود اما جو غالب، جو سياسي است كه باعث مي شود اكنون بعد از گذشت سال ها درباره اش بنويسيم دهه پنجاه يكي از دوره های كم رونق شعر ايران پس از انقلاب نيماست و بسياري از منتقدان تند و نيز را در همان دوره به اين فكر وا دارد كه دوران شعر به پايان رسيده و عملا هيچ كاربردي در زندگي روزمره نخواهد داشت.بحثي كه تا مدت ها ، بحث داغ محافل بود و تاثيرش را هم تا حدودي روي قشر عام و متوسط گذاشت.مشهورترين شاعران هيچ حرف تازه اي براي گفتن نداشتند و اثر قابل توجهي نه در مطبوعات و نه در شكل كتاب منتشر نمي شد.هم مردم به شعر بي اعتنايند و هم خود شاعراني كه روزگاري پرچم دار جريان هاي مدرن بودند. حال و هواي گنگ و مه آلودي ادبيات ايران را بر مي گيرد كه كسي آينده را نمي تواند پيش بيني كند.شايد شبيه ترين فضا به شعر آن دوره ، همين سال هايي است كه پس از آغاز دهه هشتاد براي ما به وجود آمده است. دهه كسالت بار پنجاه بعد از دوره پر تب و تاب چهل شكل گرفت، همانگونه كه دهه بي تب و تاب هشتاد پس از تجربه هايي درخشان دهه 70. شعرهايي كه پلاستيكي شدند سابقه موج نو و طرفداران آن و همچنين حضور پر سر و صداي آنها در عرصه شعر به دهه 40 برميگرددكه باگذشت زمان و ايجاد سرخوردگي ياس و غلبه شعر سياسي در جامعه به فراموشي سپرده شد اما انگار اسماعيل نوري علاء يكي از بنيانگذاران نهضت كوتاه نمي آيد و با آغاز همكاري اش در مجله فردوسي بحث هايي جدي درباره نجات شعر از مرحله اي كه در آن گرفتار آمده بود راه مي اندازد.بحث هايي كه سرانجام به پيدايش شعر پلاستيك يا تجسمي منجر مي شود.نوعي شعر كه نوري علاء اعتقاد داشت مهم ترين جريان شعري بعد از نيماست.اتفاقي كه در فاصله زماني 1352 به بعد روي داد. او در مقاله اي كه بيانيه شعر پلاستيك است مي نويسد:” اگردر جست و جوي خطوط مشخصي براي ترسيم چهره سومين دهه ( 1360-1350) باشيم بايد اين خطوط را حاصل و برآيند تلاقي خطوط دو نهضت بيست سال گذشته بدانيم ، آنجا كه تجربه هاي شعر نيمايي با تازگي و بدعت هاي شعر نو در هم مي آميزد و نطفه شعري بسته مي شود كه نه وابستگي شديد شعر نو نيمايي را به ادبيات به معني خاص آن دارد و نه سرگشتگي ها و اغتشاش ها و فرارهاي آگاهانه و ناخودآگاه شعر موج را از تبيين و روشنايي. شعري كه قدرت بيان و پالودگي زبان را از شعر نيمايي به ارث مي برد و تصويرسازي و غوطه زدن در پرش هاي آزادانه ذهن را از شعر موج نو.در حال حاضر مي توان لااقل كليات شعر دهه جاري را چنين وصف كرد: روشن بودن بيان و پرهيز از ابهام نامفهوم و تصويري بودن زبان و آزاد بودن ذهن خلاق.از جمع كردن اين دو خط دقيق شايد بتوان به يك نام رسيد نامي نظيرشعر تجسمي يا پلاستيك. به عبارت ديگر شاعر اين شعر مي كوشد تا به طرزي روشن و مبين ، ذهنيات را در لباس عينيات و معقولات را در جامعه محسوسات بيان كند.”و با همين بيانيه اين گونه شعري اعلام حضور مي كند هرچند آنگونه كه به نظر مي رسد جايگاه چنداني پيدا نمي كند و با گذشت زمان به فراموشي سپرده مي شود. اتفاقي كه در كوچه باغ هاي نيشابور افتاد از250مجموعه شعر منتشر شده اي كه در سال هاي 50 تا 57 به روايت تاريخ تحليلي شعر نو منتشر شد تنها چند مجموعه در تاريخ ادبيات ايران ماندگار شدند و هنوز هم كه هنوز است مخاطبان خودشان را همراه ميكنند.كتاب هايي مثل با من طلوع كن محمود مشرف آزاد تهراني( م. آزاد)، ابراهيم در آتش و دشنه در ديس سروده هاي احمد شاملو، رنگ آب ها سروده بيژن جلالي، ضل الله رضا براهني كه در آمريكا منتشر شد. اما در اين ميان حكايت دو مجموعه متفاوت از بقيه كتاب ها بود. يكي حنجره زخمي تغزل سروده حسين منزوي شاعرجوان آن سال ها كه جايزه شعر فروغ را نصيبش كرد و اميدهاي زيادي را برانگيخت و بعدها به غزلسرايي روي آورد و ديگري مجموعه درخشان و مطرح دركوچه باغ هاي نيشابور سروده دكتر محمد رضا شفيعي كدكني .كتابي كه به سرعت ميان اهالي عام و خاص ادبيات جا باز كرد و بسياري از شعرهايش ورد زبان آدم هاي كوچه و بازار شد. به كجا چنين شتابان/ گون از نسيم پرسيد/ دل من گرفته ز اينجا هوس سفر نداري/ زغبار اين بيابان/ همه آرزويم اما/ چه كنم كه بسته پايم/به كجا چنين شتابان / به هر آن كجا كه باشد / به جز اين سرا سرايم/ سفرت بخير اما/ تو و دوستي خدا را / چو از اين كوير وحشت به سلامتي گذشتي/ به شكوفه ها به باران/ برسان سلام ما را. محمد رضا شفيعي كدكني با انتشار همين كتاب يكي از مطرح ترين شاعران آن دوره لقب گرفت و خيلي ها مجبور شدند قبول كنند كه او علاوه براینکه محققي هوشمند و دقيق است كه توانسته سارق ديوان لاهيجي را رسوا كند و اين شاعر را به ادبيات ايران بشناساند شاعر بزرگي هم هست.البته شفيعي كدكني ،همان سال ها به خاطر تحقيق صور خيال در شعر فارسي و مجموعه شعرهاي ديگرش از احترام برخوردار بود و جايگاه بلندي داشت اما در كوچه باغ هاي نيشابور به واسطه زبان ساده و تصويرهاي ملموس، وزن دلپذير، بافت ساده و انقلابي اش به شدت مورد قبول روشنفكران و توده عام واقع شد و او راكه يكي از بنيانگذاران شعر چريكي ايران بود بالاترکشید. به طوري كه هنوز هم بعد از گذشت چيزي حدود 40 سال، مرورش خاطره اي به ياد ماندني از شاعر وپژوهشگر ارزشمند خراساني به تصوير مي كشد اگرچه بعد ازآن، شفيعي كدكني هيچ گاه شعر درخشاني ننوشت. وضعيت اسفبار، بحران زده، گنگ و مه آلود شعر ايران در دهه پنجاه به همين منوال با جرقه هاي گاه گاهي حضور بعضي از شاعران و انتشار كتاب هايي مثل شعر نو از آغاز تا امروز نوشته محمد حقوقي و يا از صبا تا نيما يحيي آريان پور و همچنين برگزاري شب شعر انستيتو گونه ادامه مي يابد. اما مهم ترين رويداد در حوزه شعر قبل از انقلاب اسلامي پيدايش شعر ناب بود كه درباره چند و چون آن در گفت وگو با يار محمد اسد پور از طراحان و پديدآوردندگان اين شعر در همين شماره به گفتگو نشستيم و همچنين درباره برگزاري شب هاي شعر انستيتو گونه با علي باباچاهي شاعر و منتقد و محقق نام آشنا كه در دهه 50 نيز كتاب هاي از نسل آفتاب و صداي شن را منتشر كرد. انقلاب ،هيجان و سكوت شعر با توجه به فضاي ملتهب و بهت زده اي كه در دهه 50 وجود داشت تصور مي رفت كه خيلي زود دگرگوني ساختاري در حكومت شكل بگيرد چرا كه خفقان، سركوب، اعتراض مردم به حاكمان و تشنجي كه جامعه را در برگرفته بود نتيجه اي غير از انقلاب نداشت. درباره چگونگي شكل گيري انقلاب اسلامي بحث ها و بررسي هاي زيادي صورت گرفته كه ادامه اش از حوصله اين مقاله خالي است اما همانگونه كه پيش بيني مي شد پس از دگرگوني ساختاري در هر حكومتي تنها زمان است كه مي تواند سامان دهنده ابعاد گسترده زندگي باشد و در اين ميان ادبيات و هنر مستثني نيست .چرا كه تا شناخت مولفه هاي تازه و تطبيق آن با رفتارهاي اجتماعي راهي طولاني است كه بايد پيموده شود.به همين دليل بعد از انقلاب سال 1357 ادبيات ايران تحت تاثير همان ويژگي هاي قبل باقي مي ماند و چه بسا كه شعار زدگي، رنگ و لعاب آثار سياسي در آثار شاعران و نويسندگان ادامه يافت. در اين سال ها با بروز پديده اي تازه باز هم اتفاقي در ادبيات ايران روي نداد و همه چيز در انتظار فصل هاي آينده ماند.. فصل هايي كه به تعبيري انقلابي ديگر در هنر ايران به وجود مي آورد و سال ها بعد خودش را نشان مي دهد ـ سال هايي كه در شماره هاي آينده به بحث و بررسي گذاشته مي شود.
احمد شاملو
محمدرضا شفیعی کدکنی
سعید سلطان پور
اسماعیل نوری علاء
خسرو گلسرخی
|