|
تعداد مشاهده : 4237 بار
کد خبر :
DEN-
125699
تاريخ
چاپ :
شنبه 20 مهر 1387
|
جـهــان بــدون سيــاستــمـداران بـــــــــزرگ زيــباتـــــر اسـت
محمود صدري جهان از رجال بزرگ و پرآوازه تهي شده است. نه حالا بلكه بيش از سه دهه است. رجال بزرگي كه طومارشان پيچيده شده البته همه بدنام يا خوشنام نبودند.

|
بسياري از آنها ملتهاي خود را به مذلت و تهيدستي كشاندند و برخي ديگر سعادت و شادكامي آوردند، برخي براي جهان صلح و امنيت آوردند و برخي ديگر جهان را ناامن كردند، شماري از آنان ترانههاي دوستي سرودند و ديگراني نيز مفاهيم شريف انساني از جمله آزادي و عدالت را لوث كردند، آدم كشتند و بر مرگ قربانيان خود خنديدند، اما موضوع پرونده دنياي اقتصاد قهرمانيها و ضدقهرمانيهاي رجال پرآوازه و منتقدان و جانشينان آنان نيست. موضوع اين پرونده پاسخ به پرسشي ساده است: در گذشته كشورها با نام سياستمداراني نامور شناخته ميشدند كه برخي بر امپراتوريهاي بزرگ حكم ميراندند و برخي ديگر بر كشورهاي كوچك و كماهميت اما گاه آوازه رهبر كشوري كوچك از آوازه رهبران كشورهاي بزرگ بيشتر بود. لنين، استالين، چرچيل، هيتلر، روزولت، تينو، گاندي و مائو بر كشورهاي بزرگ حكومت ميكردند و ناصر، اسد، كاسترو، انور خوجه و كيم ليل سونگ حاكمان كشورهاي بينوايي بودند كه امروزه نام كشورهايشان بيش از نام رهبرانشان شنيده ميشود. شايد كاسترو هنوز مستثنا باشد. هدف ما از طرح مسالهاي كه به ظاهر موضوعيت ژورناليستي ندارد نشان دادن تحولي شگرف در حوزه ملكداري و غلبه «روشها بر سياستمداران» است. غلبه اسلوبهاي فكري و روشهاي كشورداري جا را براي ميدانداري سياستمداران تنگ كرده است. كاريزما رخت بربسته و اگر بقايايي از آن ديده ميشود بيشتر به كاريكاتور ميماند. اين برآمده از چند تحول در زندگي بشر امروز است. نخستين تحول در حوزه ارتباطات رخ داده كه پردههاي رمز و راز را از سيماي سياستمداران فرو كشيده و شخصيت عريان آنان را در برابر چشم جهانيان قرار داده است. زماني براي آگاه شدن از نتيجه مذاكرات سران كشورهاي بزرگ بايد ساعتها منتظر ميماندند تا شبكههاي انحصاري بيبيسي، راديو مسكو، راديو آلمان و بعدها راديوهاي پكن و بلگراد و بخارست روايتي دستچين شده از وقايع به دست دهند. اين روايتها عمدتا در هالهاي از پنهانكاري و قداستمابي رهبران منتشر ميشد و كام تشنه جويندگان خبر را فقط به قدر ضرورت سيراب ميكرد. اين ضرورت نيز در لندن و مسكو و پكن و بعدها در واشنگتن تشخيص داده ميشد و نه توسط خبرنگاران و مخاطبان خبر. اما دو دهه است كه روزگار دگرگون شده و اصحاب رسانه و مخاطبان ديگر در بند ارباب قدرت نيستند، روزنامهها و راديوها و تلويزيونها به مدد تكنولوژي در زماني كوتاه خبرها را نشر ميدهند و جادوي قرن يعني اينترنت در زماني كوتاهتر اين خبرها را در كرور كرور نوشته و تصوير جديد باز توليد ميكند. تحول ديگر به جهاني شدن اقتصاد از سويي و افزايش قدرت اقتصادي بنگاهها و قدرت سياسي مديران آنها از سوي ديگر مربوط ميشود. جهاني شدن اقتصاد، كشورها را وارد چرخهاي كرده كه توانايي رهبران سياسي را در بازار مكاره جهاني و در رقابت با ديگران به نمايش ميگذارد. ديگر رهبران جهان نميتوانند سياست و اقتصاد خود را از پشت ديوارهاي آهنين و سيمهاي خاردار به ملتهاي ديگر نشان دهند و در مه و دود قدرتهاي پررمز و راز، تصاويري اغراقآميز و دروغين از اقتصاد خود ترسيم كنند. نيم قرن پيش كساني كه اتحاد جماهير، سوسياليستي شوروي را به چشم نديده بودند و آنچه از اين سرزمين پهناور و نام پرطمطراق آن ميدانستند محصول گزارشهاي رسمي بود، گمان ميكردند آن سوي ديوار و زير فشار سرمايهداري جهاني بهشتي در حال شكفتن است. اين روياي شيرين باعث شده بود دولتها و ملتهاي كشورهاي فقير كه آن زمان جهان سوم خوانده ميشدند در روياي تشكيل جامعه آرماني به سبك روسي جهان بر كف نهند و شلاق بر دريا كشند. رهبران به ستيز با امپرياليسم برخاسته بودند و مخالفان داخلي بر رهبران خود و ايضا امپرياليسم. محصول اين تصور كشورهايي نگونبخت مانند كره شمالي، آلباني و يمن جنوبي بود كه همگي از كشورهاي مشابه و همسايه خود عقب افتادند. در سال 1953 كه شبه جزيره كره به دو بخش كاپيتاليست و سوسياليست تقسيم شد اين دو بخش وضع مشابهي داشتند اما اكنون و پس از نيم قرن، توليد ناخالص داخلي كره جنوبي 30 برابر كره شمالي سوسياليست است و مردمان آن براي رهايي از مرگ به كمكهاي اردوگاه كشورهاي آزاد از جمله كره جنوبي نيازمندند. حتي آلمان شرقي كه بازمانده يك قدرت صنعتي بزرگ است در سالهاي عضويت در اردوگاه سوسياليسم به چنان فلاكتي گرفتار شد كه تلاشهاي 15 سال اخير براي ترميم ويرانيها هنوز نتيجه مطلوب به بار نياورده است. از سال 1990 تاكنون دولت آلمان بيش از 1000ميليارد دلار (علاوه بر هزينههاي عادي بودجهاي) صرف بازسازي بخش شرقي اين كشور كرده اما هنوز اين بخش نتوانسته است خود را به معيارهاي بخش غربي نزديك كند. اين تفاوتها در توانايي اقتصادي كشورهايي كه با دو روش بازار و نابازار اداره شدهاند همگان را بر سر دوراهي انتخاب قرار داده است. رهبران كشورهايي كه تاكنون با روش نابازار و براساس نظام دولتي اداره شدهاند يا راه آزموده و شكست خورده پيشين را ادامه ميدهند و هر روز هزينه بازگشت از راه نادرست، پرهزينه و ويرانگر را افزايش ميدهند يا اينكه راه تواضع ميگزينند و از تجربه ديگران ميآموزند كه راه رفته و شكست خورده را نپيمايند. تحولات دو دهه اخير جهان نشان داده است آناني كه متواضع نباشند با شلاق واقعيت تاديب ميشوند. فروپاشي زنجيره نظامهاي سوسياليستي در اروپاي شرقي و تعميق تهيدستي مردمان كره شمالي مثالهايي از سياستمداراني است كه درس گرفتند يا نگرفتند. افزايش قدرت بنگاهها نيز موجب شده است سياستمداران از مردان مطلقالعنان گذشته به طرفهاي مذاكره صنعتگران و بازرگانان و مديران تبديل شوند. زماني دولتها به ضرب شمشير و تفنگ جاده صافكن بازرگانان خود بودند و لاجرم بازرگان جيرهخوار و مديون دولتها به شمار ميرفتند. اما اكنون سيماي جهان توليد و تجارت تغيير كرده و كاميابي و سود بنگاههاي توليدي و تجاري در كمرنگتر شدن حضور و نفوذ دولتها است. در پارهاي موارد حتي بخشي از كاركردهاي سنتي دولتها به صاحبان صنايع و بازرگانان منتقل شده است. امروزه نقش بنگاههاي اقتصادي جهان در صلحسازي اگر از سياستمداران بيشتر نباشد كمتر نيست و صدور فرهنگ ملتها بر شانههاي كالاها بهتر و بيشتر رخ ميدهد تا از طريق وابستگان فرهنگي و سفارتخانهها. اين عوامل سهگانه اصلي يعني رونق ارتباطات، آزاد شدن بازارها و قدرت گرفتن بنگاهها به علاوه عمومي شدن دموكراسي كه عمدتا محصول همين عوامل سهگانه است و كم شدن هراس مردمان جهان از سياستمداران موجب شدهاند كه سراپرده مردان سياسي شيشهاي شود و قامت واقعي آنها از زير سايه افسانههايي كه خود و حاميانش ساخته بودند بيرون بيفتد. مقايسه زندگي مردمان امروز و ديروز نشان ميدهد جهان در غياب «سياستمداران بزرگ» زيباتر، آزادتر و باشكوهتر شده است. در جهان كاريزمايي ديروز سياستمداران بزرگ اراده ميكردند و همه قواي كشورها به كار ميافتاد تا اراده آنان را محقق كند و حالا روشهاي متعدد ملكداري در برابر سياستمداران قد برافراشتهاند و آنان ناگزيرند از ميان روشها بهترين را برگزينند و به مردمان ثابت كنند كه آن راه بهترين است. تجربههاي جهاني در اين زمينه موضوع مقالاتي است كه در روزهاي آينده در همين صفحه خواهيد خواند.
|