New Page 1

مشاهده جزئيات خبر

 تعداد مشاهده : 1941 بار                     کد خبر : DEN- 130691                   تاريخ چاپ : پنجشنبه 16 آبان 1387

ایران و آمریکا در عصر اوباما

محمود صدری
در دو سالی که از شروع بحث‌‌‌هاي انتخاباتی آمریکا مي‌‌‌‌گذرد، همواره در ایران این بحث سر زبان‌‌‌ها بوده است که پس از این انتخابات روابط تهران - واشنگتن چه خواهد شد.

در این مدت مقام‌‌‌هاي‌‌جمهوری اسلامي ‌‌‌‌بنا به سنتی دیرپا در مواضع رسمي‌ ‌‌‌خود گفته‌اند احزاب‌‌جمهوری‌خواه و دموکرات سرو ته یک کرباسند و تغییر ريیس‌‌جمهور در آمریکا بر رابطه تهران و واشنگتن تاثیری نمي‌‌‌‌گذارد. این سخن البته حاوی پاره‌‌‌اي از واقعیت‌‌‌هاي آمریکا است، اما گویای همه واقعیت نیست و بازتاب نوعی سهل‌‌‌انگاری در تحلیل تحولات جهان است. اکنون که اوباما پیروز شده است، برای فهم این رخداد و تاثیر آن بر تحولات داخلی این کشور و دیگر نقاط جهان، مي‌‌‌‌بایست مقدمتا آثار انتخاب شخص اوباما را فارغ از عضویت او در حزب دموکرات بررسی کرد و آنگاه مبانی قدرت دراین کشور و شیوه تصمیم‌گیری احزاب ‌‌جمهوریخواه و دموکرات در سیاست داخلی و سیاست خارجی آن را شناخت تا معلوم شود تغییر ريیس‌‌جمهور سیاست‌‌‌ها را چقدر تغییر مي‌‌‌‌دهد. پیروزی باراک اوباما در انتخابات رياست‌‌‌جمهوری آمریکا از نظر سیاست داخلی این کشور رخدادی تاریخی و بی‌نظیر است که از این پس موضوع بحث‌‌‌هاي فراوانی در حوزه فلسفه سیاسی وجامعه شناسی سیاسی خواهد شد.
زیرا از آغاز تاسیس ایالات متحده آمریکا همواره دموکراسی آمریکا زیر سایه این اتهام بوده که تحرک اجتماعی و گردش نخبگان سیاسی محدود به سفیدپوستان است و قانون اساسی هرگز مطابق نظر نویسندگان آن اجرا نشده است. در حوزه اقتصاد هم مي‌‌‌‌توان انتظار تغییراتی داشت. اما این تغییرات تدریجی و آرام خواهد بود. تغییر اقتصادی در «عصر اوباما» قاعدتا رویگردانی از نظام بازار حتی در حدی که جورج بوش به آن پرداخت، نخواهد بود. آنچه بوش انجام داد، عارضه‌‌‌اي بر تن ایالات متحده بود که با چارچوب‌‌‌هاي نظری حزب‌ ‌جمهوریخواه سنخیتی نداشت. حزب دموکرات که اوباما نماینده آن است، به لحاظ اقتصادی چپ‌تر از حزب‌‌ جمهوریخواه است، اما چپگرایی این حزب از چپگرایی بوش در دوره دوم ریاست‌‌جمهوری‌اش بیشتر نیست. زیرا تعهدات ایدئولوژیک و داعیه‌‌‌هايی که بوش برای تحقق آنها حتی دو جنگ بزرگ را به جان خرید، در دستگاه معرفتی دموکرات‌‌ها جای چندانی ندارد. بنابر این محتمل‌ترین کار دولت اوباما در حوزه اقتصاد تلاش برای بازگرداندن اعتماد به بازارهای داخلی و ایجاد اطمینان در شرکای خارجی است. احتمالا همین مسائل درکنار مسائل مهم‌تر سیاست خارجی، موجب خواهد شد که تمرکز اوباما بر سیاست خارجی بیش از دوران بوش شود. او ناگزیر است برای گسست عمیق در روابط آمریکا با روسیه و اعراب، دلسردی در متحدان اروپایی، خشم چند کشور که هدف تخاصم بوش بوده‌اند و در راس آنها ایران، مرهمي‌‌‌‌ بیابد. ایران در این منظومه مساله اول نیست، اما قطعا دشوارترین مساله است. راه حل این مساله دشوار به احتمال زیاد درچارچوب منظومه زیر طراحی و اجرا خواهد شد: در ایالات متحده آمریکا کلید هزینه‌‌‌ها در دست کنگره و شیوه هزینه‌کردن آن در دست ريیس‌‌جمهور است، با این قید که ريیس‌‌جمهور اختیار قانونی وتوی تصمیم‌‌‌هاي کنگره را دارد.البته در چارچوب سنت مصالحه که در کشورهای غربی و به ویژه آمریکا، ريیس‌‌جمهور از این اختیار استفاده نمي‌‌‌‌کند و کنگره بر مواضع خود تا جایی اصرار مي‌‌‌‌ورزد که کار به بن بست نکشد. هزینه‌‌‌هاي نظامي ‌‌‌‌و کمک‌‌‌هاي خارجی اهرم‌‌‌هايی هستند که ريیس‌‌جمهور به کمک آنها سیاست خارجی را سامان مي‌‌‌‌دهد. بنابراین نگاه ريیس‌‌جمهور و همکاران او بر نحوه مدیریت هزینه‌‌‌هاي نظامي‌‌‌‌و کمک‌‌‌هاي خارجی حتما بر جهت‌گيري سیاست خارجی اثر مي‌‌‌‌گذارد. این جنبه تصمیم‌سازی و تصمیم‌گيري بر رابطه آمریکا با ایران تاثیر چشمگیری مي‌‌‌‌گذارد. اگر ريیس‌‌جمهور آینده آمریکا طرفدار تقویت مالی و نظامي ‌‌‌‌اسرائیل و رقیبان عرب ایران باشد، این سیاست بر هزینه‌‌‌هاي نظامي‌‌‌‌و امنیتی ایران اثر مي‌‌‌‌گذارد و فشار بر ایران سنگین تر مي‌‌‌‌شود .برعکس این وضع هم ممکن است.ابزاری که دموکرات‌‌ها و ‌‌جمهوری‌خواهان آمریکا برای پیشبرد سیاست خارجی به کار مي‌‌‌‌گیرند، تفاوت دارد. جمهوری‌خواهان نوعا از مکانیسم‌‌‌هاي پرستیژ مبتنی بر عنصر زور و اعمال اراده آمریکایی بهره مي‌‌‌‌گیرند، اما دموکرات‌‌ها بر مکانیسم‌‌‌هاي پرستیژ مبتنی بر اقتدار و اعمال اراده بین‌‌المللی استفاده مي‌‌‌‌کنند. نخستین رویارویی‌‌‌هاي ایران و آمریکا در سال‌‌‌هاي پس از شکل‌گيري ‌‌جمهوری اسلامي ‌‌‌‌این واقعیت را نشان مي‌‌‌‌دهد. دولت دموکرات آمریکا در زمان جیمي‌‌‌‌کارتر اصرار داشت موضوع گروگان‌‌‌ها را با ابزار دیپلماتیک و اعمال فشار بین‌‌المللی بر ایران حل کند و اما پس از ناکامي‌‌‌‌ در این زمینه، ابتکار عمل را از دست داد و شورای سیاست خارجی که قدرت‌ ‌جمهوری‌خواهان در آن بیشتر بود، ريیس‌‌جمهور را به اتخاذ اعمال اراده آمریکایی وادار کرد که البته این راه نیز ناکام ماند. پس از آن واقعه هر آنچه در سیاست خارجی دموکرات‌‌ها در رابطه با ایران مشاهده شده، بر آمده از استراتژی اعمال اراده بین‌‌المللی بوده است. تحریم‌‌‌هاي مقطعی و پس از آن تحریم‌‌‌هاي بین‌‌المللی فراگیر هر دو توسط دموکرات‌‌ها طراحی و اجرا شد. از طرف دیگر پایگاه اجتماعی و منشا قدرت‌‌ جمهوری‌خواهان و دموکرات‌‌هاي آمریکا تفاوت دارد و این تفاوت بر تصمیم‌گيري رهبران این دو حزب تاثیر مي‌‌‌‌گذارد. حامیان ‌‌جمهوری‌خواهان عمدتا از صنعتگران، بانکداران، نظامیان، پیمانکاران و اعضای ارشد دیوانسالاری آمریکا هستند. حامیان دموکرات‌‌ها غالبا روشنفکران، مدیران بنگاه‌‌‌های خدماتی، وکلا، پزشکان و روزنامه‌نگاران هستند. مرام سیاسی حامیان دموکرات‌‌ها به گونه‌‌‌اي است که ريیس‌‌جمهور منتخب آنها بايد پاره‌‌‌اي ملاحظات چپگرایانه در سیاست جهانی را در نظر بگیرد. مهم‌ترین موضوعاتی که حامیان دموکرات‌‌ها انتظار تحقق آن را از سوی ريیس‌‌جمهور دارند، به مباحث حقوق بشری،اقلیت‌‌‌ها،آزادی بیان و محیط زیست مربوط مي‌‌‌‌شود. این تفاوت‌‌‌ها باعث مي‌‌‌‌شود که روسای‌‌جمهور آمریکا نتوانند سر و ته یک کرباس باشند. اگر مک کین ‌‌جمهوریخواه ريیس‌‌جمهور مي‌‌‌‌شد، در بخشی از سیاست خارجی آمریکا که به ایران مربوط مي‌‌‌‌شود، مي‌‌‌‌بایست منتظر پیگیری مجدانه سیاست‌‌‌هاي تهاجمي‌‌‌‌ و رجزهای ستیزه جویانه جورج بوش مي‌‌‌‌بودیم. اما اکنون که اوبامای دموکرات‌‌ها به کاخ سفید راه یافته است، احتمال کاهش لفاظی‌‌‌ها ودر عوض تشدید تحرکات دیپلماتیک علیه ایران وجود دارد. مهم‌ترین نقطه مشترک ‌‌جمهوری‌خواهان و دموکرات‌‌هاي آمریکا در زمینه مساله ایران به پرونده هسته‌‌‌اي و مسائل خاورمیانه مربوط مي‌‌‌‌شود. نحوه استدلال این دو حزب در پرونده هسته‌‌‌اي ایران و مسائل خاورمیانه تفاوت دارد، اما نتیجه کار یکی است. جمهوری‌خواهان با این استدلال وارد مي‌‌‌‌شوند که ایران به علت ایدئولوژی ضد غربی اش صلاحیت دستیابی به تکنولوژی هسته‌‌‌اي را ندارد و در پی ایجاد هژمونی منطقه‌‌‌اي از طریق محو اسراییل است و دموکرات‌‌ها با تاکید بر ناکار آمدی فنی خواهند گفت ایران هسته‌‌‌اي محیط زیست را به خطر مي‌‌‌‌اندازد و با ابزار قدرت علمي‌‌‌‌و شاید سلاح هسته‌‌‌اي اسراییل را تهدید مي‌‌‌‌کند. البته هردو حزب و ريیس‌‌جمهور بر آمده از آنها در این نکته کاملا متفق القولند که ایران باید مهار شود. از این جهت مي‌‌‌‌توان گفت تا آنجا که به ایران مربوط مي‌‌‌‌شود، احزاب و روسای‌‌جمهوري آمریکا سرو ته یک کرباسند، زیرا با دو روش یک هدف را دنبال مي‌‌‌‌کنند. اما این تفاوت روش برای متحدان آمریکا تفاوتی معنادار و استراتژیک است. زیرا روش دموکرات‌‌ها هزینه هم‌پیمانی با ایالات متحده را کاهش و احتمال شکل‌گيري جبهه ضد ایرانی را تقویت مي‌‌‌‌کند. اما از آنجا که آمریکایی‌‌‌ها بر صفحه خالی بازی نمي‌‌‌‌کنند و مهره چرخانی ایران در این شطرنج موثر است،نوع بازی ایران مهمترین عامل تعیین کننده رفتار اوباما خواهد بود.بعید است اوباما تاکنون تصمیمي‌‌‌‌گرفته باشد.

 

   نسخه چاپي      |        بازگشت    |     ارسال خبر به دوستان

 

وضعیت بازدید از سایت


 
کل مراجعین   :
363098637 نفر
  مراجعین امروز  :
34528 نفر
 

 
 

کليه حقوق اين سايت متعلق به روزنامه دنيای اقتصاد بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است
نرم افزار مدیریت خبر . نسخه 1 . (نگارش)

Copyright  ©2006 donya-e-eqtesad Newspaper.
All Right Reserved