|
تعداد مشاهده : 437 بار
کد خبر :
DEN-
132884
تاريخ
چاپ :
چهارشنبه 29 آبان 1387
|
ورق
نفس تنگي مردمان باستاني
رمان «نفستنگي نوشته فرهاد حيدري گوران » از سوي نشر آگه منتشر شد.

|
اين رمان در واقع روايت بمباران شيميايي زرده اين روستاي باستاني است؛ روستايي در غرب كشور و روي نقطه صفر مرزي. از اين رو زبان رمان هم انگار روي نقطه صفر نوشتار ميچرخد؛ تنوع لحن و چندگانگي فضاي روايت از مشخصههاي اين رمان است. از ديگر ويژگيهاي نفستنگي، ميتوان به ساختار مبتني بر فضاي وب آن اشاره كرد. اين نخستين رمان فارسي است كه نقش فضاي اينترنت و به خصوص نظريه Link (پيوندار) در آن برجسته شده است. رابطه مجازي آدمها و راويهاي رمان ما را با فضايي آشنا در داستاننويسي روبهرو ميكند كه فضاي هستي و زندگي در عصر رايانه و كافينت و وبلاگنويسي و ... است. «در حياط اول، اشرف الواعظين در حال سخنراني بود، روي كاشيهاي لعابدار با گل بوتههاي اسليمي و ختايي. دانيال گفت: اين هم شاهاسماعيل. گفتم: نگاه كن به ناصرالدين شاه. گفت: چشمهاي خسروپرويز از حدقه درآمده. گفتم: چشم ميخواهد چه كار. بعد شمايل امينالسلطان بود و آغامحمدخان و اشك اول و بهرام و قباد و شاهعباس و منصوربن عبدالملك روي كاشيهاي ديوارهاي حياط اول، همه با موهاي سياه و تمامرخ. دماغ آغامحمدخان قاجار كنده شده بود. يكي از كارگرها گفت: خودم براش ميسازم. گزيدهاي از متن كتاب «نفستنگي» بند نخست: قوس پنج و هفت
|