New Page 1

مشاهده جزئيات خبر

 تعداد مشاهده : 200 بار                     کد خبر : DEN- 133908                   تاريخ چاپ : چهارشنبه 6 آذر 1387

روسيه و تاثير تحريم‌هاي اقتصادي ميان بازيگران بزرگ

کیمبرلی الیوت، باربارا ایگ
مترجم: آمنه حسيني
آيا قدرت‌هاي غربي بايد برخوردهاي شديد‌تري را بر عليه روسيه اتخاذ كنند تا روسيه به دليل جنگ با گرجستان تنبيه شود؟ اين مطلب بر پايه تحليل مهم‌ترين حالات تحريم در قرن بيستم است و معتقد است كه تحريم‌ها بر عليه روسيه بي‌نتيجه خواهد بود.


در اوايل آگوست سال 2008، عمليات جنگي بين روسيه و گرجستان بر سر منطقه تجزيه شده اوستياي جنوبي در گرفت. نيروهاي روسيه به سرعت نيروهاي گرجستان در اوستياي جنوبي را شكست دادند و وارد خاك گرجستان شدند كه اين امر انتقاد گسترده جامعه جهاني را به‌دنبال داشت. در نهايت روسيه با وساطت فرانسه با توافقنامه آتش‌بس موافقت کرد و نيروهايش را از خاک گرجستان خارج كرد و به مواضعي بازگشت که پيش از آغاز درگيري‌ها در اوايل اکتبر در آنها مستقر بود. (با اين حال طبق اين توافقنامه نيروهاي روسيه در اوستياي جنوبي و آبخازيا باقي خواهند ماند) اما دولت روسيه در مخالفت با غرب به صورت يكجانبه استقلال اوستياي جنوبي و نيز آبخازيا ديگر منطقه تجزيه شده را به رسميت شناخت.
روسيه در تلاش براي تسليم کردن گرجستان به خواسته‌هايش، تحريم‌هاي اقتصادي را بر علیه گرجستان به کار گرفت. شروع جنگ بين روسيه و گرجستان، نتيجه نهايي سال‌ها بدتر شدن روابط بين دو کشور بعد از انتخابات 2004 و رياست‌جمهوري ميخائيل ساکاشويلي با تمايلات غربي در گرجستان بود.
در سال 2006، روسيه تحريم‌هاي اقتصادي را به گرجستان تحميل کرد اما اين امر در بازداشتن ساکاشويلي در پيوستن به ناتو موفق نبود و تحريم‌ها نتوانست مانع گرجستان از کنترل مناطق مورد حمايت روسيه، آبخازيا و اوستياي جنوبي شود.
به روشني، دورنماي تحريم‌هاي اقتصادي بر ضد روسيه در بازداشتن اعمال اين کشور بر عليه گرجستان چندان موفق نبوده است و در نهايت واکنش آمريکا و کشورهاي اروپايي به يکسري اعمال به شدت سمبليک و سطحي و کم‌اهميت محدود شده است. از جمله اينکه کاخ سفيد قرارداد هسته‌اي غيرنظامي  با روسيه را متوقف کرد و اتحاديه اروپا اعضايش را وادار به راي‌گيري کرد در مورد اينکه چگونه عکس‌العمل نشان دهند و نيز مذاکرات عقد توافقنامه شراکت و همکاري ميان روسيه و اتحاديه اروپا را متوقف کرد. همکاري ارتش روسيه و ناتو متوقف شده است و پيوستن روسيه به ناتو در خطر است. با اين وجود درخواست گفت‌وگوها براي تحريم‌هاي اقتصادي سخت‌تر و جدي‌تر بر ضد روسيه رد شد.
تاريخ تحريم‌ها در قرن بيستم درس‌هايي به ما مي‌آموزد که چه تحريم‌هاي اقتصادي به احتمال زياد تاثيرگذار هستند که مي‌تواند در سنجش اين مورد در چارچوب شرايط مفيد باشد. ما مختصرا خلاصه‌اي از نتايج مطالعه اصلي مان را درباره استفاده از تحريم‌هاي اقتصادي به عنوان ابزار سياست خارجي بيان مي‌کنيم. (با همکاري گري‌هافبور و جفري اسکات) و سپس درس‌هاي گرفته شده از آن را در مورد گرجستان و روسيه به‌کار مي‌گيريم.
تاثير همه‌جانبه تحريم‌هاي اقتصادي به عنوان هدف سياست خارجي
سخن اصلي ما در اين مقاله تحقیقی اين است که تحريم‌ها تنها در يک سوم از 204 موردي که مطالعه شده است، آن هم به طور نسبي موفق بوده اند. تعجبي ندارد که تحريم‌هاي اقتصادي در به‌دست آوردن اهداف سياسي موفقیت اندکی خواهند داشت- موفقيت در آزاد کردن يک زنداني سياسي معين آسان‌تر از دستيابي به پيشرفت کلي در حقوق بشر است- در ساده‌ترين شکل، تحريم‌هاي اقتصادي زماني به موفقيت مي‌رسد که هزينه‌هاي سياسي و اقتصادي ناشي از تحريم براي کشور تحريم شده بيشتر از هزينه‌هاي اطاعت کردن باشد و در مواردي که منافع ملي در ميان باشد، تهديد اقتصادي به ندرت به دستاورد سياسي تبديل مي‌شود.
قدرت اقتصادي بالقوه کشور تحريم‌كننده بيش از كشور تحريم شده داراي اهميت است. اما در مواردي که تحريم‌کننده احساس مي‌كند ريسك‌هاي ايجاد شده در مقايسه با قدرت كشور تحريم شده ضعيف‌تر است يا جايي كه هزينه‌هاي بالقوه براي خودش بالا است ممكن است از قدرت خود استفاده كند اما نه به طور كامل. با توجه به چشم‌انداز كشور هدف (تحريم شده) اگر منافع اصلي در معرض خطر باشد، هزينه‌هاي پيروي کردن از خواست تحريم‌کننده ممکن است بسيار بالا‌تر از هر تحريمي باشد. بنابراين در حالي که ما تنها يک مورد موفق در سه مورد تحریم به‌طور متوسط پيدا می‌کنيم، اما نرخ موفقيت زماني که اهداف معمولی و سطح پایینی مورد نظر هستند، يک در دو است و احتمال موفقيت زماني که هدف از تحريم، جلوگيري از تحركات نظامي طرف‌هاي ثالث درگير (نه خود كشور تحريم‌كننده) باشد به يک پنجم کاهش مي‌يابد.
همچنين با پيچيده‌تر شدن موضوع، تهديد كردن يك كشور سركش از طريق فشارهاي اقتصادي مشكل است. شواهد تحقيقات ما حاكي از آن است كه حكومت‌هاي ديكتاتوري نسبت به حكومت‌هاي دموكراتيك در مقابل فشارهاي اقتصادي كمتر آسيب‌پذير هستند. تحقيقات ما همچنين نشان مي‌دهد كه تحريم‌هاي اقتصادي كشورهايي كه قبلا هم پيمان بودند و شركاي تجاري بودند در مقايسه با كشورهاي رقيب و مخالف، موفقيت‌آميز‌تر است. منظور كشورهايي است که نسبت به كشورهايي كه دشمن يكديگر هستند روابط دوستانه بسيار نزديك و روابط مالي گسترده‌اي با يكديگر دارند و اين مسائل همچنين محركي است تا از آن طريق براي حفظ روابط همه جانبه از مسائل ويژه چشم‌پوشي كنند.
سرانجام، زماني كه اهداف جزئي است همكاري بين‌المللي با تحريم‌كننده اصلي نه نياز است و نه تلاشي براي همكاري صورت مي‌گيرد اما زماني كه اهداف تحريم به طور ويژه‌اي سخت و مشكل است، موفقيت همكاري چند جانبه به طور معني‌داري بيشتر است.
تحريم‌ها و روسيه
به روشني مشخص است كه تحريم‌ها بر عليه روسيه با درس‌هايي كه از تاريخ گرفته شده است همخواني ندارد. در عوض، تحريم‌ها بر ضد كشورهاي قوي و بزرگ حتي زماني كه اعمال تحريم‌ها به‌وسيله كشورهايي که به طور مشابه قدرتمند و بزرگ هستند، صورت مي‌گيرد به ندرت موثر است. در اين مورد اهداف غرب بلندپروازانه است و به شدت روسيه در برابر اين اهداف مقاومت مي‌کند. آمريكا به تنهايي و بدون همكاري كشورهاي اروپايي قدرت كمي دارد. علاوه بر اين، حتي در صورت وجود همكاري كشورهاي اروپايي، روسيه از نظر ميزان ذخاير ارزي، به سبب قيمت‌هاي بالاي نفت، سومين كشور بزرگ جهان است كه اين وجوهات اين امكان را به روسيه مي‌دهد كه در مقابل تحريم‌ها مقاومت كند.
جدول يك خلاصه‌اي است از متغيرهاي كليدي تحقيق كه در مورد روسيه بكار گرفته شده است و نتايج بر اساس همكاري و بدون همكاري اتحاديه اروپا آمده است و آنها با ميانگين موارد موفق مقايسه مي‌شود.
نه تنها اهداف تحريم در مورد روسيه مشكل و پيچيده است نتايج آن براي رهبران روسيه در مقابل سياستمداران غرب بسيار مهم‌تر است به جز رييس‌جمهور ساكاشويلي و نظر سنجي‌هاي اخير حاكي از آن است كه عموم مردم روسيه يك‌صدا از سياست دولت در گرجستان حمايت مي‌كنند  ويژگي‌هاي روسيه و روابطش با تحريم‌كنندگان آتي نيز نشانه خوب بودن تحريم‌ها نيست. در دوران رياست‌جمهوري پوتين، و حالا در دوران مدودف گرايشات ديكتاتوري روسيه بازگشته است و انسان‌هاي متعصب ملي گرا بار ديگر در حال كسب شهرت و آوازه هستند. روابط تجاري ميان روسيه و آمريكا ضعيف است و روابط دو کشور –اگرچه خصمانه نيست- اما به وضوح وخيم است. روابط سياسي بين روسيه و اتحاديه اروپا نسبت به رابطه با آمريكا تا حدودي گرم‌تر و روابط تجاري بين آنها بسيار گسترده‌تر است. اما نقش روسيه به عنوان تامين‌كننده انرژي اروپا نشان مي‌دهد كه روسيه به همان اندازه قدرتمند است.
بنابراين اتحاديه اروپا به احتمال زياد موافق تحريم‌هاي گسترده اقتصادي نبود و خواهان حل بحران به روش ديپلماتيك بود. دولت بوش محدوديت‌هاي قدرتش را مي‌شناسد با اذعان كردن به محدوديت‌هاي قدرتي كه دارد، تصميم گرفت كه عمل يك جانبه قوي‌تري را بر عليه روسيه انجام دهد. همچنين سياستگذاران آمريكا مي‌بايست مسووليت اعمال روسيه در گرجستان را با نياز به همکاري روسيه در ساير مسائل گوناگون امنيتي از جمله مهار تمايلات هسته‌اي ايران و کره شمالي بسنجند.
قطعا شکاف روابط با غرب براي روسيه گران تمام خواهد شد. همچنين با قبول انزواي بين‌المللي و نيز ناآرامي در بازارهاي مالي به‌دليل خارج شدن سرمايه‌گذاران از بازار سهام به‌دليل بحران پيش آمده، روسيه هزينه اعمالش را مي‌پردازد. با اين وجود، نشانه اندکي ديده مي‌شود از اينكه روسيه بخواهد بحران را از طريق احترام به گرجستان و رييس‌جمهور ساکاشويلي تغيير دهد.
تا وقتي كه قيمت‌هاي انرژي بالا است روسيه در موضع قدرت قرار دارد. در اين صورت هزينه‌هاي عدم تمكيني كه آمريكا و اتحاديه اروپا مي‌توانند واقعا متحمل شوند به هزينه‌هاي قابل‌تصور تمكين از خواسته‌هاي غرب به هيچ وجه نزديك نيست.



 

   نسخه چاپي      |        بازگشت    |     ارسال خبر به دوستان

 

وضعیت بازدید از سایت


 
کل مراجعین   :
104252026 نفر
  مراجعین امروز  :
160076 نفر
 

 
 

کليه حقوق اين سايت متعلق به روزنامه دنيای اقتصاد بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است
نرم افزار مدیریت خبر . نسخه 1 . (نگارش)

Copyright  ©2006 donya-e-eqtesad Newspaper.
All Right Reserved