|
تعداد مشاهده : 1004 بار
کد خبر :
DEN-
145871
تاريخ
چاپ :
يكشنبه 27 بهمن 1387
|
بخشنامهپذيري اقتصاد
علی سرزعیم اخیرا در توجيه دستور كاهش قيمتها استدلال شده است كه: «اقتصاد بخشنامهپذير نخواهد بود، ولي عوامل اقتصادي حتما بخشنامهپذيرند.....
نبايد تصور كنيم كه با ابلاغ دستور كاهش قيمتها كار غيرعلمي و عبثي شده و با بخشنامه نميتوان بازار را تنظيم كرد؛ چراكه در آزادترين اقتصادها هم مجموعهاي از بايدها و نبايدها داريم كه ابلاغ ميشود...». اشکال نخست در این استدلال، اشکالی روششناسانه است. اقتصاد چیزی جز عاملین اقتصادی نیست و کلها چیزی جز جمع اجزا نیستند. لذا این تعبیر که اقتصاد بخشنامهپذیر نیست اما عوامل اقتصادی چرا، حرف صحیحی نیست. میتوان چنین برداشت کرد که گوینده از یک طرف متوجه فشار اجتماعی ناشی از اداره کردن بخشنامهاي اقتصاد بوده و پیشاپیش میخواهد این اتهام را نفی کند، اما از سوی دیگر قصد داشته تمایل دولت و نهادهای دولتی برای انجام برخی مداخلات را توجیه کند، لذا به ورطه چنین خطایی افتاده است. اشکال دوم سوءاستفاده از مفهوم بخشنامه است. بخشنامه مفهومی کلی است که مصادیق مختلف و محتواهای گوناگون میتواند داشته باشد. همین امر میتواند زمینه سوءاستفاده یا استفاده نادرست از این کلمه را فراهم کند. درست است که در همه جای دنیا بخشنامههایی به بنگاهها اعلام میگردد، اما مساله این است که آیا محتوای بخشنامههای مذکور مشابه محتوایی است که دستورالعمل كاهش قيمتها دارد؟ به جای تمسک به کلمه بخشنامه، بهتر است صریحتر صحبت کرد و از بیراهه رفتن پرهیز نمود. مساله اساسی این است که الزام به کاهش قیمت امری قابل توجیه و متداول هست یا نه؟ گوینده چون میدانسته که پاسخ به این سوال منفی است، آن را در تعابیر دیگری چون بخشنامه ابلاغ کردن پوشانده است. سادهترین اصلی که میتواند برای همه سیاستگذاران اقتصادی مفید فایده واقع شود، اصل اخلاقی دکارت به تعبیر غربیها و اصلی است که به اعتقاد شیعیان توسط حضرت علی(ع) بیان شده است و آن این است که هر آنچه برای خود نمیپسندی برای دیگران نیز نپسند. سیاستگذاران اقتصادی قبل از اعلام هر بخشنامه (!) و سیاستی، بهتر است با خود بیاندیشند که اگر خود آنها در بنگاههای اقتصادی قرار داشتند، چگونه به این بخشنامه یا سیاست واکنش نشان میدادند. اگر واکنش طبیعی آنها عدم کاهش باشد، حال میتوان آن را درک نمود. اینکه انسانها به دنبال نفع بیشتر باشند اتهام منفی ای نیست، بلکه رفتار طبیعی آدمها در عرصه اقتصاد است. همه بنگاهها به دنبال افزایش فروش و افزایش سهم خود در بازار هستند. لذا اگر کاهش قیمتها رخ نمیدهد، حتما دلیلی وجود دارد. کمترین دلیلی که بلافاصله به ذهن میرسد، این است که با توجه به افزایش تورم و لزوم اصلاح دستمزدها متناسب با تورم، دلیلی برای کاهش قیمتها وجود ندارد. مسوول مذکور یا باید استدلال کند که در یک بازار انحصار وجود دارد که در این صورت به بهانه مقابله با انحصار به مقابله با انحصارکنندگان برخیزد و برای اینکه باید از ابزارهای مربوطه استفاده کند، یا باید اثبات کند که عدم کاهش قیمتها نتیجه یک تبانی بوده يا باید با ابزارهای قانونی با تبانی مقابله نماید و به این شکل نفع مصرفکنندگان را دنبال کند.
|