|
تعداد مشاهده : 534 بار
کد خبر :
DEN-
150438
تاريخ
چاپ :
سه شنبه 18 فروردين 1388
|
نگاه - خيريه هم ميتواند بر مبناي سود بنيان نهادهشود
چگونه ميتوان خيريهها را اداره كرد؟
نویسنده: مت مندلسون مترجمان: بُربُر- مريم كاظمي بين سالهاي 1994 تا 2002 در آمريكا، در مسابقات راهپيمايي و دوچرخهسواري كه يك بنگاه انتفاعي جمع آوري اعانه به نام «گروه پالوتا» سازمان دهي كرده بود، بيش از 300ميليون دلار براي بنيادهاي خيريه ايدز و سرطان سينه گردآوري شد.

|
پس از آن كه در اگوست 2002، بنيادهاي خيريه تصميم گرفتند تا دست سرمایه دارانی را كه تا آن زمان از طریق آنها تغذیه ميشدند کوتاه کنند، ناگزير اين بنگاه لس آنجلسي نیز تعطيل شد و 350 نفر از نيروي كارش اخراج شدند. مشکل آخر هم تصمیميبود که توسط بنیاد محصولات آوون اتخاذ شد. این تصمیم به منظور راهاندازی یک راهپیمایی سه روزه برای سرطان سینه بود که توسط گروه پالوتا که توسط این بنیاد از دور خارج شد تکمیل شده بود. پس از اینکه برخی از روزنامهها در مورد پر هزینه بودن برنامههای پالوتا شروع به انتقاد نمودند، این انتقادات دیگر بنيادهاي خيريه را نیز برانگیخت. گله بنيادهاي خيريه معطوف به اين بود كه پالوتا يك بنگاه سودآور بوده و موسس آن، دانپالوتا، درآمدي بسيار بالاتر از حد رايج ، براي خود برداشت ميكند و با این کار اسم خیریه را خراب ميکند ، بنابراین باید این بنگاه تعطیل شود. آن گونه كه آقاي پالوتا اشاره ميكند، انحلال بيرحمانه شركت وي، شايد هزينهها را پايين آورده باشد، اما دستاوردي براي خيريهها نداشته است. به طوری که بيشترين رقميكه آوون در راهپيمايي سه روزهاش به دست آورد، پس از كسر هزينهها 7/22ميليون دلار بود. در حالي كه آخرين راهپيمايي كه توسط گروه پالوتا سازماندهي شده بود، پس از كسر هزينهها 9/70ميليون دلار براي آوون، جهت اهدا فراهم كرد. ديگر بنيادهاي خيريه نيز بدون خدمات آقاي پالوتا دچار سقوط هاي مشابهی شده بودند و برخي حتي ناچار شدند به اشتغال كارمندانشان خاتمه دهند. خشم آقاي پالوتا از این جریان، انديشه مهميرا به ذهن ميآورد: آری بخش خيريه هم بايد به آغوش سرمايه داري بازگردد، و نه فقط با استقراض از متدهای تجاری دنیای متحد، بلكه با جستوجوي فعالانه در جهت کسب سود از طریق انجام بهترینها، در این راه گام بردارد. پالوتا ميپرسد، چرا بيشتر خيريهها به شكل نااميد كنندهاي غير موثر و کم درآمد هستند؟ وی پاسخ ميدهد: چرا که بر مبناي نگرشی اداره ميشوند كه شكستشان را قطعي ميكند، بنگاههای خيريه معمولا از كمبود پول، تكنيك و استعدادهاي لازم براي موفقيت، صدمه ميبینند. چيزهايي كه در عالم آنها ستوده نيست. آقاي پالوتا، پاكدينان بنيانگذار آمريكا به ويژه جان ويتروپ را به خاطر سخنراني مشهورش، شهر روي تپه، سرزنش ميكند. وی گفته بود: الگوي خيريه مسيحي ، صدقه دادن به فقرا را بیش از كمك به نجاتشان از فقر ميطلبد. پالوتا استدلال ميكند: «خيريه، ديگر جابهجايي پول بين بي نياز و نيازمند نيست، بلكه معاوضهاي بين دو سوي برابر، براي كمك به نيازمندان است. معاوضه بين بي نياز (صدقهدهنده) و بي نياز(عامل خيريه) براي ارائه خدمات به نيازمندان است.» چرا جامعه از اين موضوع كه خودروسازان سود ميبرند، دستمزد رقابتي ميپردازند و كالايشان را تبليغ ميكنند، شادمان است، اما اگر همين كار را بنيادهاي خيريه بكنند خشمگين ميشود؟ در این راستا، آقاي پالوتا میزان قابل توجهی برهان و اطلاعات ارائه ميدهد. بنا بر نظر وی ، اگر شما از ابتدا نتايج جمع آوري اعانه را تحليل نكنيد، چگونه ميتوانید قضاوت کنید كه این عواید عادلانه هزينه شده اند يا خیر؟ او همچنين دلايل قانع كنندهاي ميآورد كه خيريهها بايد براي تبليغات، بیشتر هزينه كنند و حتي براي پرداخت اين هزينهها سهام بفروشند. اگر این شما را قانع نميکند، حتما كتاب آقاي پالوتا را بخوانيد. همانگونه که او نیز ميگويد:«برپا كردن كمپيني براي نشاندن مهر در دل ششميليارد نفر –كه شرط ضروري خيريه است- پول زيادي ميبرد... براي پيشبرد اين هدف بايد سرمايهتان را با پيشنهاد بازگشت سرمايه و با به كارگيري توانمندترين افراد براي مديريت و استفاده صحیح از تبليغات براي گسترش اين انديشه ، افزايش دهيد. با سرمايه داري بايد با روشهاي خودش در بيافتيد. منبع : اكونوميست
|