|
تعداد مشاهده : 294 بار
کد خبر :
DEN-
153935
تاريخ
چاپ :
دوشنبه 7 ارديبهشت 1388
|
نگاه
تنظیم الگوی مصرف با استفاده از قیمتها
علی دادپی امسال سال «تنظیم الگوی مصرف» نامیده شده است. یادم میآید دربرنامههای جُنگ اقتصادی هفته در دهه شصت و هفتاد هر وقت که درباره صرفهجویی و کمتر مصرف کردن برق یا آب صحبت میشد، گزارشگری با نشان دادن مغازههای لامپ فروشی خیابان ستارخان و ولیعصر که چراغانی میکردند و شلنگهای آب باز مانده به مردم یادآوری میکرد که این کار کار بدی است. داستانها هر سال عوض میشود. یک سال کارمندی که یادش رفته بود در اداره شیرآب را ببندد به خاطر نداشتن آب در خانه به اداره برگشت تا شیر آب را ببندد و یا سال بعد رانندهای در کویر ماننده حاضر بود برای یک لیوان آب پیکانش را بدهد.

|
اماچیزی که در این ماجراها غایب بود، قیمت آب و برق بود. به نظر میرسید مردم نمیدانند که مصرف آب و برقشان بیرویه است. و هر چه رسانهها سعی میکردند که بار فرهنگی منفی برای اینکار ایجاد کنند الگوی مصرف و رفتار مصرف کنندگان تغییری نمیکرد. وقتی گاز آمد این بحث ادامه پیدا کرد، در زمستان خانه گرم لذتی دارد، ولی به قول ظریفی در زمستان از گرما و در تابستان از سرما نمیشد در خانهها ماند و مریض نشد. دوباره در قطعی گاز و نوسان فشار گاز قیمت گاز غایب بود. اگر الان به آمار نگاه کنیم مساله مصرف بیرویه هنوز وجود دارد. سرانه مصرف برق خانگی در ایران 2900کیلو وات ساعت است. که سه برابر متوسط جهانی است. متوسط مصرف بنزین در ایران روزانه 11 لیتر است و ما پنج برابر بیشتر از متوسط دنیا آب مصرف میکنیم. کشور خشکی هم هستیم، کناره نان را دور میریزیم، ولی بزرگترین وارد کننده گندم هستیم. چرا چون خیلی از کارشناسان محترم و رسانهها بلافاصله فرهنگ را نشانه میگیرند و میگویند: «البته این مساله فرهنگی است!» البته کسی نمیگوید در همین جامعه بی فرهنگ خانوادهها با چه دقتی امور مالی خود را اداره میکنند و از کالاهای گرانقیمت خود نگهداری میکنند. نه این مساله فرهنگی نیست. این مساله فرهنگی نیست چون خانوادهها با فرهنگشان خرید نمیروند- غالبا - آنها با بودجه و نیازهایشان به بازار میروند. عوامل فرهنگی در تعیین تقاضایشان برای کالاهای مصرفی و انرژی نقش دارند، ولی حتی تاثیر آنها در تعیین تقاضا تابع عامل مهم و فراموش شده ایست که سیاستگذاران و مجریان به آن توجهی نمیکنند: قیمتها! این قیمتها هستند که باعث میشوند تا مصرفکننده میزان و نوع مصرف خود را تعیین کند. اگر در اصلاح الگوی مصرف جدی هستیم و اگر یک تغییر ساختار و ماندنی را خواهانیم نباید درباره هزینه واقعی مصرف خود را فریب دهیم. اصلاح سیستم قیمتگذاری و پذیرفتن نقش بازار در تعیین قیمتها باعث میشود تا همه ما با توجه به قیمتهای واقعی تصمیم بگیریم و الگوی مصرف خود را با منابع محدودمان تطبیق دهیم. سرانه مصرف بنزین در کشور بالا است، چرا در کلانشهرهای کشور که مردم از آلودگی هوا رنج میبرند، بر مصرف بنزین مالیات نمیبندیم تا حداقل بخشی از عوارض منفی آن جبران شود و مصرف بنزین در این شهرها کاهش یابد؟ سرانه مصرف آب بالا است؟ چرا سیستم قیمت گذاری آب را تغییر نمیدهیم تا همه در مصرف آن صرفهجویی کنند و جوامع شهریمان در صرفهجویی و بهبود سیستم آب رسانی کوشا شوند؟ بهجای استفاده از پتانسیل خلاقیت و نو آوری مردمی باعث تاسف است که بسیاری به اصلاح بخشنامهای روی آورده اند تا بوروکراسی اداری بهانه بیشتری برای مداخله در جزئیات زندگی روزمره داشته باشد. کاستن از تعداد میز و صندلی ادارات، حذف پایان نامه فوق لیسانس و کارهایی از این قبیل هیچ ربطی به هیچ الگوی مصرفی در جامعه ما ندارد، و فقط برخی اعداد را در صورتحسابهای دولتی تغییر میدهد، بدون آنکه واقعیت الگوی مصرف در جامعه تغییری کند. با این بخشنامهها هیچ چیزی عوض نمیشود!
|