New Page 1

مشاهده جزئيات خبر

 تعداد مشاهده : 1693 بار                     کد خبر : DEN- 154753                   تاريخ چاپ : يكشنبه 13 ارديبهشت 1388

مشروح دادگاه غلامرضا نيك پي شهردار پايتخت در زمان شاه – 1
رابطه بورژوازي كمپرادور و ترافيك تهران

پس از تعطيلي چند روزه دادگاه انقلاب در زمستان 1357، دادگاه‌ها كار خود را از فروردين 1358 آغاز كرده و سران رژيم گذشته را به دادگاه آورده و محاكمه مي‌كردند.

آزادي‌‌هاي فوق‌العاده سياسي در آن روزها به ويژه آزادي مطبوعات موجب شده بود كه اكثريت حرف‌ها و بحث‌هايي كه در دادگاه‌ها ميان محاكمه كنندگان و محاكمه شوندگان ردوبدل مي‌شد، عينا در مطبوعات درج شود. روزنامه اطلاعات در فروردين ماه 1358، متن محاكمه سران رژيم گذشته را در هر شماره خود چاپ مي‌كرد. غلامرضا نيك پي يكي از نامدارترين و پرحاشيه‌ترين شهرداران تهران در اواخر حكومت شاه بود كه در اواخر عمر رژيم گذشته دستگير و در زندان به سر مي‌برد. نيك پي در سال‌هايي كه شوراي اقتصاد در حضور شاه برگزار مي‌شد حضور داشت و از اقتصاد ايران اطلاعات خوبي اندوخته بود. علاوه بر اين مديريت ارشد پايتخت طي چند سال موجب شده بود كه او از كم‌ و كيف سياست‌‌هاي اقتصادي رژيم گذشته اطلاعات كافي داشته باشد.
آنچه در اين صفحه مي‌خوانيد عينا از روزنامه اطلاعات 27 فروردين 1358 اخذ شده است.
دادگاه: خواهش مي‌كنم خودتان را معرفي كنيد و تخصصتان را بفرماييد.
نيك پي: غلامرضا نيك‌پي، دكتر در اقتصاد
دادگاه: خواهش مي‌كنم درباره ثروت‌تان از منقول و غيرمنقول.....
نيك‌پي: تا سال 1329 من هيچ نداشتم. در سال 1329 مادرم فوت كرد و مقدار قابل توجهي اموال به من رسيد. از جمله املاكي بود در فريدن اصفهان و در لنجان اصفهان كه اين اموال با اين كه من رفتم انگلستان و در آنجا تحصيل مي‌‌كردم و مادرم هم كه آمده بود در انگلستان و همانجا فوت كرد، براي مدت 6 سال و اندي كه در انگلستان بودم همان طور بي‌سرپرست بود، وقتي برگشتم قبل از اين كه بشود سر وصورتي به آنها داد، اصلاحات ارضي آنها را گرفت و با پول آنها و پس‌انداز خودم 2500 متر زمين خريدم از قرار متري 172تومان و به همين جهت هم در سند انتقال نوشتم، در حالي كه قيمت منطقه‌اي 60تومان بود. دارايي من محدود بود به همين منزل تا يك سال و چند ماه پيش كه پدرم فوت كرد و اموال قابل توجهي از پدرم ماند كه به من و سه برادرم و يك خواهر و نامادريم رسيد كه اسنادش موجود است.
دادگاه: در خارج چي؟
نيك‌پي: در خارج هيچي نداشتم.
دادگاه: يك شايعه بود كه بعد از اين كه شما از شهرداري كنار رفتيد در حدود 500 يا 600ميليون تومان پول از فرودگاه مهرآباد هنگام خارج شدن همراهتان بود و بعد كه دستور توقيف شما از طرف‌ شاه صادر شد، بعضي‌ها گفتند اين پول را دربار گرفت و بعضي‌ها گفتند معلوم نشد چه شد و متعاقبا مورد لطف مجدد قرار گرفتيد و سناتور شديد. اين شايعه‌اي بود كه صحت و سقم‌اش معلوم نيست و اين مدت‌ها مورد بحث مردم بود و بعد هم شما سناتور انتصابي شديد، خواهش مي‌كنم بگوييد در اين‌باره اصولا چه نظري داريد؟
نيك‌پي: اولا من قبل از اين شايعه سناتور شدم. در اين فاصله پدر من فوت كرد و من پدرم را بردم اصفهان كه به خاك بسپارم، عده كثيري در آنجا بودند، از جمله تمام روساي ادارات و روحانيون از جمله حضرت آيت‌ا... خادمي تشريف آوردند كه نماز ميت گذاشتند و من اصلا فرودگاه مهرآباد نبودم، تحقيق بفرماييد اگر بنده در آن موقع پاسپورت گرفته بودم، اگر بنده در فرودگاه مهرآباد بودم، اگر در فرودگاه مهرآباد ديده شده‌ام، اصلا اگر وصله‌اي زده شده فكر مي‌كنم اين يك شايعه‌اي است كه توسط ساواك مطرح شده كه از طرف آقاي ثابتي بوده و خودم فكر مي‌كنم كه شايد روي اختلافات شديدي بود كه بين آقاي هويدا نخست‌وزير كه حالا شده بودند وزير دربار و من، بر سر نقل و انتقال مطرح بود و مطلقا اين شايعه صحت ندارد و اصلا امكان اينكه 500 يا 600ميليون تومان را بشود در يك كيف جا داد و حمل كرد وجود ندارد، امر بفرماييد بروند رسيدگي كنند اگر وصله‌اي زده شده، اگر شايعه‌اي بوده، فكر مي‌كنم ساواك اينها را گفته، براي اينكه الان اسامي آنها اينجا است، افرادي اينها را گفته‌اند كه افسران ساواك به آنها گفته بودند از جمله آقاي مصطفوي وكيل دادگستري است كه يكي از افسران ساواك كه با او دوست بوده اينها را به او گفته بود.
دادگاه: مصطفوي كه بود؟
نيك‌پي: مصطفوي وكيل دعاوي شهرداري بود.
دادگاه: بفرماييد افراد ساواك در شهرداري كه با شما ارتباط داشتند چه كساني هستند و آيا شما آنها را مي‌شناسيد؟
نيك‌پي: هيچ‌كدام را نمي‌شناسم. افراد ساواك در شهرداري را من به هيچ‌وجه نمي‌شناسم و با هيچ كدام در ارتباط نبودم.
دادگاه: خب، جناب نيك‌پي شما دكتر در اقتصاد هستيد؟
نيك‌پي: بله قربان
دادگاه: خواهش مي‌كنم ارتباط نيروي انساني، ترافيك، استعمار، بورژوازي كمپرادور، يعني وابسته و دلال را تعيين و تفسير كنيد.
نيك‌پي: يعني از نظر بين‌المللي؟
دادگاه: يعني نيروي انساني با ترافيك چه ارتباطي دارد؟ اجازه بفرماييد تا من توضيحي خدمتتان بدهم، نيروي انساني كه ما در برنامه پنجم كمبود داشتيم و بيش از 270هزار برآورد كرده‌اند كه اين نيروي انساني در استعمار و ترافيك به هم ارتباط دارند.
نيك‌پي: به نظر من مساله نيروي انساني در ايران هيچ وقت مورد رسيدگي قرار نگرفته است. اصولا آمار در ايران مفهوم خاص خودش را از دست داده، من 7 سال كه مديركل آمار شركت نفت بودم توانستم يك نظامي به آمار شركت نفت بدهم، حتي در شركت نفت وقتي خارجيان رفتند آمار خودشان را بردند و آمار واقعي وجود خارجي نداشت و تا زماني كه من مسوول آمار شركت نشدم و نتوانستم نظامي به آن بدهم، هيچ‌وقت نتوانستيم در جلساتي كه داشتيم با كنسرسيوم برابري بكنيم. شما وقتي تهران را مي‌بينيد كه همين‌جور اتومبيل پيكان بيرون مي‌دهند، همين‌جور اتومبيل خارجي وارد كشور مي‌كنند و همين‌جور اجازه بدهند كه هر كسي بتواند از كمترين راه اتومبيل‌دار بشود بدون اينكه توجه داشته باشد كه اثرات اين اتومبيل در ترافيك شهر كه سال‌هاي سال يك دينار سرمايه‌گذاري در كار زيربنايي ترافيك آن نشده حتي در موقعي كه من تحويل گرفتم يك‌دانه پاركينگ نداشت، پل هوايي اصلا نداشت، موقعي كه من تحويل گرفتم سي‌تا پاركينگ، 22 پل هوايي ساخته شد، بايد حساب بكنند كه اين شهري كه اصولا مثل تار عنكبوت مي‌ماند، يعني در حقيقت مركز اصليش بازار است و مركز سكونتش شميران است، اين چگونه مي‌تواند ترافيك خودش را توجيه كند.
دادگاه: اين نظر شما درست است، اما حالا، الان به هم ريختگي ترافيك كه موجب ضايعات ساعات كار نيروي انساني مي‌شود.
نيك‌پي: به نظر من اين متاسفانه عمدا يا سهوا ناشي از ديكتاتوري بود كه در ايران وجود داشت كه شاه خودش را عقل كل مي‌دانست و تمام كارها تحت‌شعاع و در يد مطلق او قرار داشت. شايعه‌اي بود كه ايشان در شركت‌هاي اتومبيل‌سازي و مونتاژ سهيم هستند كه من نمي‌دانم اين شايعه صحت دارد يا نه، به طور كلي، عقيده من بر اين است كه اقتصاد مملكت ايران مورد مطالعه يك اقتصاددان قرار نمي‌گرفت. كما اين‌كه اگر پرونده‌ها را مطالعه بفرماييد نه رييس سازمان برنامه، نه وزير اقتصاد، نه روساي بانك ملي و مركزي – چون كارشناس اقتصادي نبودند – من هم كه كارشناس اقتصادي بودم اگر اظهار عقيده‌اي مي‌كردم قبول نمي‌كردند.
دادگاه: هيچ وقت در نطق‌هايي كه كرده‌ايد، در همه جا، در كنفرانس‌ها، در نقاط مختلف، در دعوت‌هايي كه چون عضو حزب ايران نوين بوديد به عنوان عضو اصلي بوديد در حزب رستاخيز.
نيك‌پي: من عضو حزب رستاخيز نبودم.
دادگاه: شما هم بوديد، آن روزي كه دعوت‌تان كردند تا به مشكلات انجمن شهر يا جاهاي ديگر پاسخ بدهيد، در هيچ كدام از اينجاها به عنوان متخصص اقتصاد شما چرا اعلام نكرديد كه مشكل ترافيك ما عامل اصلي‌اش حاكميت استعمار بر سياست اقتصادي و اداري مملكت ما مي‌باشد. چرا چنين وظيفه‌اي را انجام نداديد؟
نيك‌پي: بنده را در حزب رستاخيز دعوت نكردند. فقط آقاي نهاوندي مرا دعوت كردند كه با ايشان مذاكره بكنم، من به نهاوندي گفتم كه به حزب رستاخيز اعتقاد ندارم.
دادگاه: در حزب ايران نوين كه بوديد، در انجمن شهر كه صحبت مي‌كرديد.
نيك‌پي: در حزب ايران‌نوين مطلقا اين بحث‌ها را عنوان نمي‌كردند. حزب ايران‌نوين شش ماه الي يك سال بيشتر كار نكرد كه افتاد دست هويدا و آقاي كلالي و شريك مركز كاريابي براي افراد حزب، حزب ايران‌نوين شايد شش سال يا 7سال درش بسته بود.
در انجمن شهر موقعي كه در موضوع ترافيك بحث مي‌شد يك سال و دو سه ماه آخر اصلا ترافيك تهران جزو وظايف شهرداري نبود. تا يك سال و دو سه ماه آخر كه من تحويل گرفتم و انجمن‌ شهر، فكر نمي‌كنم يك انجمن بود كه آمادگي داشته باشد، چون تحصيل هر 23نفر سوادشان در حدود شش ابتدايي يا زير ابتدايي بود.
دادگاه: پس شما به عنوان يك دكتر اقتصاد كه تخصصتان بود، در اين مورد يك هشداري به مردم نداديد. مثلا نگفتيد اين مشكل ترافيك ما علتش مردم نيستند كه شما هميشه مردم را محكوم مي‌كرديد و مي‌گفتيد كه تمام مردم مقصرند و به هيچ‌وجه شما عوامل استعمار را مقصر ندانستيد.
نيك‌پي: به نظر من ترافيك از سه قسمت تشكيل مي‌شود، يكي زيادي اتومبيل كه به كرات من در اين مورد گفته‌ام.
دادگاه: اين ناشي از همان روش بورژوازي است.
نيك‌پي: اجازه بدهيد باقي‌اش را عرض كنم، اگر هم ممكن است يك قدري آب به من بدهيد. اول از همه مساله انطباق رانندگي است، ما اتومبيل را از خارج قرض كرديم و گرفته‌ايم؛ ولي حاضر نيستيم خودمان را مرتبط بكنيم با مقررات اتومبيل‌راني، مي‌خواهيم سبقت بگيريم، چپ و راست برويم، جلو بزنيم، عقب بزنيم و يك طوري هم تصديق رانندگي بگيريم، اين يكي. دوم خيابان‌هاي ما به اندازه كافي كشش دارد؛ ولي به اندازه كافي پل هوايي يا راهروي زيرزميني نداريم.
دادگاه: حالا اجازه بفرماييد، پس بنابراين يك مساله است، شما هيچ وقت درباره مردم فكر نكرديد و هيچ وقت نگفتيد كه آقا به جاي توليد سواري و دادن به دست اشخاص.
نيك‌پي: بنده پيشنهادم اين بود و اصولا اين كار صحيحي بود كه شهر تهران مي‌بايستي اتوبوسراني بسيار مجهزي داشته باشد و يك نفر لازم نداشته باشد كه اتومبيل بخرد و سوار شود. من پيشنهاد به خريد سه هزار اتوبوس كرده بودم كه بتوانيم با اتوبوسراني صحيح مردم را تشويق كنيم كه اتومبيل نخرند.
دادگاه: بسيار خوب، به فرض چنين است، شما براي اتوبوسراني يك گزارشي داده بوديد. شما هر وقت مشكلات ترافيك را عنوان مي‌كرديد مي‌گفتيد ما پول نداريم، اعتبار نداريم و حال با بررسي‌هايي كه شده و صورت و آمارهايي كه درآمده، شما مبالغ فوق‌العاده‌اي براي خريد اتوبوس در مراحل مختلف چه از اعتبار دولت، چه از بانك‌هاي داخلي و چه از اعتبار از وام بانك بين‌المللي براي خريد اتوبوس گرفته‌ايد و حتي كارشناس‌هايي آورديد كه اينها بررسي كنند و مبالغ زيادي از وام بانك بين‌المللي به اين كارشناسان پرداخت كرديد و اتوبوس‌ها را به حساب دولت گذاشتند؛ ولي اسمي از آن اتوبوس‌هايي كه مي‌گوييد در شهرداري نيست.
نيك پي‌: ها بنده بايد عرض كنم آنچه عنوان شده مطلقا دروغ است و يك كلمه آن صحيح نيست. بلكه يك شركت واحد اتوبوس راني توسط دولت در تهران تشكيل شد و عبارت بود از يك مقدار اتوبوس‌هاي كهنه و قديمي و اين شركت را درست كردند و سپهبد علوي هم كه رييس شهرباني بود، اين را بعد آوردند دادند به شهرداري تهران در زمان‌هاي قبل، اين شركت واحد اتوبوسراني يك شركتي است كاملا مستقل كه شهردار تهران سالي يك مرتبه مي‌رود و در مجمع آن مي‌نشيند و به كارهاي مجمع رسيدگي مي‌كند. من پيشنهاد مي‌كنم آقاي مهندس سلطاني و آقاي مهندس ارداقي! احضار شوند و در اينجا توضيح بدهند كه تمام كارهاي شركت واحد به وسيله خودشان انجام شده است. من پيشنهاد خريد سه هزار اتوبوس كردم كه هر اتوبوس حدود پانصد هزار تومان است؛ زيرا ضرب در هم بكنيد ببينيد به چه رقمي خواهد رسيد و چه اعتباري داشتند. شركت واحد اتوبوس‌راني تشكيل مي‌شد از دو ريال كه خودشان مي‌گرفتند كه يادم نيست كه در آن سال چه مبلغي مي‌شد. مثل اين كه 120ميليون تومان مي‌شد.
از زماني كه دكتر عاملي رييس آنجا بود يك 5ميليون تومان دولت داد تا بعد متعاقبا مبالغ بيشتري بدهد. گزارشي كه خارجي‌ها آمدند تهيه كردند مويد اين مطلب بود، تا آنجا كه من به خاطر دارم كه مي‌بايست سرمايه‌گذاري فوق‌العاده سنگيني در اين كار بشود. اين رقم 2هزار اتوبوس كه مفقود شده مطلقا وجود خارجي نداشته، خيال مي‌كنم 500 اتوبوس كه از اتوبوس‌هايي بود كه اينها از زماني كه جهان‌بيني را گرفتند، حبس كردند ديگر شركت واحد اتوبوسراني، اتوبوس مي‌فروخت، نه اتوبوس اسقاطي مي‌فروخت، تمام اتوبوس‌هاي اسقاطي را از رده خارج مي‌كرد و در يكي از پاركنيگ‌ها گذاشته بود. منتها در ابواب جمعي مي‌آمد كه اين قدر اتوبوس دارد؛ مثلا سالي كه من شهردار شدم، مي‌گفتند 2000 اتوبوس‌دار؛ در حالي كه 1500 اتوبوس كار مي‌كرد و 500اتوبوس كنار گذاشته شده بود و روزي هم كه مي‌رفتم به من گفتند 2000 اتوبوس دارد؛ در حالي كه واقعا 1200 اتوبوس داشت.
دادگاه: خيلي خب، در اين گزارش و آماري كه نشان مي‌دهد، وجوهي پرداخت و دريافت شده و اين آماري كه شما در هر حال داديد و بعد افزايش تعداد اتوبوس‌ و سپس كاهش آن، از تاريخي كه آقاي ارداقي مديرعامل شركت واحد اتوبوسراني بودند و چنين گزارشي ايشان دادند و بعد آمار گرفته شده كه اين نتيجه حاصل شده حالا آن چيزي كه مسلم مي‌باشد، اين است كه شما در وصول اين اعتبارات دخالت داريد، ولي نقش اصلي آقاي مهندس ارداقي چه بوده؟
نيك‌پي: كار شركت واحد اتوبوسراني را به هيچ قيمتي بدون يك اعتبار فوق‌العاده زياد قابل حل نبود. نه ارداقي مي‌توانست، نه من مي‌توانستم، نه سلطاني مي‌توانست نه هيچ كس ديگر، بعد از يك مدت كه آقاي ارداقي در شركت واحد كار كرد، آمد گزارشي به من داد كه آقا با اين اعتبارات من قادر به كار نيستم و مي‌خواست استعفا بدهد. من چون او را آدم درستي مي‌دانستم و حالا هم او را آدم درستي مي‌دانم به او پيشنهاد كردم يا قائم مقام من بشود؛ به خصوص كه در اين زمان آقاي مهندس نيرومند استعفا داده و رفته بود در بخش خصوصي كار مي‌كرد و ما دنبال يك قائم‌مقام مي‌گشتيم.
و متعاقبا خيال مي‌كنم مهندس سلطاني كه يك مرد بسيار بسيار درست پاك و واردي بود، در آنجا گذاشتيم، اين است كه نقش شهردار تهران در شركت واحد اتوبوسراني اصولا در حداقل ممكن است.
دادگاه: ببخشيد، برخلاف نظر شما نمي‌دانم در مجلس سنا يا شورا بوده كه وقتي گفتند شركت واحد اتوبوسراني بيچاره و درمانده است،‌ آقاي مهندس ارداقي گفت ما بيچاره و درمانده نيستيم. اتوبوس هم به اندازه كافي داريم؛ ولي راه به ما بدهيد.
نيك‌پي: بنده متاسفم اگر آقاي مهندس ارداقي چنين مطلبي را گفته است.
دادگاه: لطفا به ما راست بگوييد. اين راه را كه شما بايد مي‌داديد و اين مشكل ترافيك را حل مي‌كرديد و راه را باز مي‌كرديد تا اتوبوس‌ها، وسايل حمل‌ونقل مردم را فراهم مي‌كردند و اين ميلياردها پول بابت وسايط شخصي از مملكت خارج نمي‌شد، اما مساله كئوپراتيو ...
نيك‌پي: بنده به طور قاطع به شما عرض مي‌كنم جمعيت 5ميليون نفري تهران با 1200اتوبوس كه تعدادي از آنها كهنه و فرسوده بود، امكان نداشت اين بار را بكشد. پيشنهاد آقاي ارداقي اين بود كه در تمام خيابان‌ها يك خط اتوبوسراني داده شود كه راهنمايي و رانندگي با اين كار مخالف بود. از سال 1320 تا يك سال و نيم قبل از اين كه ترافيك را به شهرداري دادند، يك قران- تاكيد مي‌كنم- يك قران سرمايه‌گذاري زيربنايي در ترافيك تهران نشده بود و امكان نداشت تهران در عرض يك سال و دو سه ماه تبديل به شهري شود كه بتواند تمام اتوبوس‌ها با سرعت در آن حركت كنند.
دادگاه: شما معتقديد كه – نكته به نكته بفرماييد- اجازه بفرماييد بازگرديم راجع به مساله بورژوازي كئوپراتيو استعمار، يعني ايجاد بازار براي فروش موتورهاي استعمار و جلوگيري از بورژوازي ملي و كاهش توليد ملي. اينها همه با هم ارتباط كامل با ترافيك داشته و اين حاكميت داشته است از نظر سياست خارجي در امر ترافيك ما.
نيك‌پي: ترافيك تهران اصولا دست شهرباني بود. يك سال و سه ماه بود كه شهرداري تحويل گرفت.
دادگاه: اين را قبول داريم؛ ولي اينجا يك رابطه‌اي مي‌خواهم از شما با رابطه بين‌المللي پيدا كنم. شما يك رابطه‌اي داشتيد با كلوپ روتاري بين‌المللي، يكي از شاخه‌هاي فراماسونري مربوط به سيا.
نيك‌پي: بنده ارتباطي نداشتم. بنده در روتاري تا آنجا كه يادم هست صحبت نكرده‌ام. بنده نه عضو ماسونري بودم، نه عضو روتاري بودم فقط يك بار فكر مي‌كنم كه آقاي سپهر من را دعوت كردند كه بيايم صحبت كنم و بيش از اين نه اطلاعي راجع به روتاري دارم، نه اطلاعي راجع به ماسونري دارم نه راجع به هيچ كدام از اين انشعابات بين‌المللي و نه عضو بوده‌ام.
دادگاه: عكسي اينجا است كه معلوم مي‌كند آقاي سپهر شما را دعوت كرده‌اند و شما‌ آنجا صحبت كرده‌ايد و پاسخي هم كه در انجمن شهر داده‌ايد در اينجا است.


 

   نسخه چاپي      |        بازگشت    |     ارسال خبر به دوستان

 

وضعیت بازدید از سایت


 
کل مراجعین   :
133050050 نفر
  مراجعین امروز  :
370756 نفر
 

 
 

کليه حقوق اين سايت متعلق به روزنامه دنيای اقتصاد بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است
نرم افزار مدیریت خبر . نسخه 1 . (نگارش)

Copyright  ©2006 donya-e-eqtesad Newspaper.
All Right Reserved