New Page 1

مشاهده جزئيات خبر

 تعداد مشاهده : 271 بار                     کد خبر : DEN- 156976                   تاريخ چاپ : شنبه 26 ارديبهشت 1388

اقتصاد فرهنگ، در نمایشگاه امسال هم نایاب بود
قهرمان مردمند

رامتین فرزاد
امروز آخرين روز هياهو براي كتاب است. هرچه در توان بود گذاشتيم. چه ما رسانه‌ها و چه ناشران و نويسندگان و دست اندركاران فرهنگ و ....


صفحات روزنامه‌ها، كنداكتور برنامه‌هاي صداو سيما، برنامه فعاليت مديران وزارت ارشاد و حتي اغلب مقام‌هاي حكومتي و دولتي پر از واژه كتاب بود. آمارهاي مخابره شده، نشست‌ها، گفت‌وگوها، فروش و جالب‌تر از همه‌بخشي از تراكنش‌هاي بانكي كشور همه و همه به كتاب مربوط بود. حتي وقتي به ايستگاه اتوبوس مي‌رسيدي واژه كتاب را مي‌ديدي. راننده‌هاي تاكسي در اغلب ايستگاه‌ها به جاي «دربست» فرياد مي‌زدند نمايشگاه كتاب، نمايشگاه كتاب و مردمي كه نايلون‌هاي دستشان اين روزها به جاي پفك و ماست و چيپس پر از كتاب بود.
اختتاميه هم امروز است. به اينجا كه مي‌رسم نمي‌دانم چرا دلم مي‌گيرد و ناخودآگاه ياد مراسم ختمي كه براي از دست رفته‌اي مي‌گيرند مي‌افتم و جمله معروف «خاك مرده سرد است» به يادم مي‌آيد. شايد امروز مراسم ختم كتاب در كشور است.
در هر حال نه مي‌خواهيم آمار شوق‌برانگيز بازديدها را بدهيم و نه گلايه از ترافيك و آب و هواي نامطبوع سالن‌ها داشته باشيم و نه ريشه يابي اين همه شوق براي ديدن كتاب.
بزرگترين رخداد فرهنگي كشور كه نه، بزرگترين بازار فرهنگ كشور به روز آخر فروش خود رسيد و حجم زيادي از اخبار در اين زمينه مخابره شد. اما از حالا به بعد آيا باز اهالي فرهنگ مانند كارگران فصلي به اميد ارديبهشتي ديگر به خانه‌ها مي‌روند؟
شايد گناه از اقتصاددانان ما باشد كه به سراغ همه چيزي رفته‌اند جز فرهنگ يا اين كه گناه اهل فرهنگ كه به همه چيز توجه كرده‌اند جز اقتصاد يا شايد طور ديگري است. شايد به ما القا شده كه اقتصاد خوب هم معني اشرافي‌گري است و چون اهالي فرهنگ به شدت از اين بخش روگردان بوده‌اند با اقتصاد ميانه خوبي پيدا نكرده‌اند و هنوز واژه «بازار» در ادبيات ما بار معنايي چنان مثبتي ندارد.
يادم مي‌آيد در كتاب اجتماعي دوره راهنمايي، مشاغلي به عنوان مشاغل فصلي مطرح مي‌شد و باز اگر حافظه‌ام درست ياري كند معلم مي‌گفت اين مشاغل همان طور كه از نامشان پيداست در فصلي و بنا به نيازهاي آب و هوايي خاص خود آغاز مي‌شوند و بعد پايان و انتظار فصل موعود در سال بعد. تمام كشاورزان شهرم از اين دست بودند و چقدر ناراحت بودم كه حالا بايد تا سال بعد منتظر كار بمانيم.
گويا اشتغال در حوزه نشر و فرهنگ كشور ما نيز به نوعي فصلي است. ارديبهشت عموما براي ما ماه خوشايندي است آن هم به خاطر بهار و طبيعت، اما اين خوشايندي براي ناشران صد چندان است. نه تنها ناشران كه تمام مخاطبان مالي آنها نيز اعتراف مي‌كنند كه تمام چك‌ها و طلب‌هاي اهالي فرهنگ را مي‌توان بعد از نمايشگاه كتاب به راحتي دريافت كرد و اين به خودي خود خوشايندي ارديبهشت را براي ناشران صدچندان مي‌كند.اما همچنان كه كارشناسان فن در كشاورزي به فكر استفاده از محصولات گوناگون و همسان‌سازي فصول با انواع كشت افتاده‌اند چرا تاكنون كسي چاره‌اي براي فرهنگ نيافته است.
شايد به اين خاطر كه در ازدحام كتاب و همزمان با ارديبهشت ماه بيش از آن كه به اقتصاد كتاب بينديشيم قلم‌مان درگير ترافيك حاصل از نمايشگاه، باران نم زده به كتاب‌هاي غرفه‌ها، آنتن‌دهي تلفن همراهمان، هواي نامطبوع سالن‌ها و گاهي حتي ناهمواري‌هاي سالن‌ها و راهروهاي برگزاري بوده كه كالسكه كودك از آن به سختي عبور كرده و ...
بي شك تا زماني كه تمام گلايه‌ها و انتظارات ما در حد برگزاري ايده‌آل آن هم از نوع رفاهي باشد بيش از اين نخواهد شد. اما شايد گناه ما هم نبوده چرا كه نمايشگاه تهران بيش از آن كه به تعريف جامع نمايشگاه كتاب در دنيا نزديك شده باشد به فستيوال فروش نزديك شده و بي‌شك در اين موارد كه مشتري تعيين كننده اهميت مساله است، دسترسي آسان او و امكانات رفاهي خريداران در صدر اخبار و گلايه‌ها قرار مي‌گيرد.
اقبال بيشتر، وظيفه سنگين‌تر
بی‌شک قهرمان نمايشگاه بيست و دوم كتاب تهران مردمند. مردمي كه از روي كمبودها اين چنين ذوق زده به استقبال نمايشگاه مي‌آيند و با قبول زحمت قرار گرفتن در اين شلوغي خود خواسته و در بين ده‌ها هزار تن ديگر به دنبال كتاب خود مي‌گردند و در آخر نيز ما از اين همه استقبال به خود مي‌باليم و از برنامه‌هاي درست خود سخن مي‌گوييم. شايد اين شائبه ايجاد شود كه اين بار هم كنار گود نشسته‌ايم و مسوولان برگزاري را با تيري ديگر هدف گرفته‌ايم اما نه. تمام تلاش‌ها و برنامه‌ريزي‌هاي نمايشگاه را ديديم و پيشرفت‌هاي اجرايي محسوس بود. اما سخن چيز ديگري است.
اما آيا هميشه استقبال خوب نشانه عملكرد درست است؟! در ميان اخبار اين روزها آمده بود كه رييس نمايشگاه بين‌المللي كتاب تهران در پاسخ به انتقاد برخي از ناشران گفت: «گاهی وقت‌ها ما از آمدن جمعیت زیاد خوشحال و گاهی وقت‌ها ناراضی می‌شویم. برداشت من این است که بعضی از ناشرانی که از کمبود فضای نمایشگاهی‌شان گله کرده‌اند از آمدن جمعیت زیاد خوشحال نبوده‌اند که اگر منظور همین است این بهانه بی‌دلیلی است، چون به صورت طبیعی ما باید از آمدن جمعیت زیاد خوشحال شویم. بعضی از ناشران دانشگاهی از آمدن جمعیت زیاد خوشحال نیستند، اما ما نمی‌توانیم جلو این جمعیت را بگیریم که به نمایشگاه نیایند.» شايد لازم نباشد جلوي كسي گرفته شود، اما آيا اين ازدحام و آمار بيش از 5‌ميليون نفر در ده روز نشانه عملكرد درست سالانه ما در عرصه كتاب است يا اين كه محدوديت‌ها، مهجوريت‌ها و نواقصي وجود دارد كه باعث شده اين جمع مشتاق با آگاهي از مشكلات بازديد باز به نمايشگاه بيايند و در آخر خسته اما خوشحال به خانه‌هايشان برگردند.نه آقاي دكتر پرويز، به خدا ما هم نمي‌خواهيم عالي‌ترين مقام برگزاري نمايشگاه كتاب، خود به سراغ غرفه‌اي برود كه برق ندارد و پيگير ماجرا باشد. ما مي‌خواهيم شما و ديگر كارشناسان در گوشه‌اي آرام بنشينيد و برنامه‌هاي راهبردي وزارتخانه را در عرصه فرهنگ به چالش بكشيد و بعد از عيب‌زدايي آن با اهالي فن، ما هم در كنارتان خواهيم بود تا چراغ صدها كتابفروشي در گوشه و كنار شهر روشن و برق همه غرفه‌هاي نمايشگاه تامين شود. شايد راهي طولاني تا آنجا مانده باشد، اما حداقل نيمي از 5ميليون نفري كه شما ديديد در اين راه با شمايند و مي‌دانند براي شما و تمامي اهل فرهنگ هيچ چيز بيش از اين خستگي تلاش را از تن‌تان به ‌در نخواهد كرد.
شايد در ميان تمام نظرات بيان شده در اين ده روز اظهارات رييس دفتر مقام معظم رهبري را بتوان عميق‌تر دانست كه در بازديد از نمايشگاه گفت: «اقبال بیشتر مردم به نمایشگاه وظیفه مسوولان فرهنگی را سنگین‌تر می‌کند.»
حالا كه ركورد اجتماع مردمي در حوزه فرهنگ با بيست‌و‌دومين نمايشگاه بين‌المللي تهران از آن ايران شده، بايد بيش از پيش دقيق شد. اين درحالي است كه اروپا با داشتن تنها 15‌درصد جمعيت جهان بيش از نيمي از كتاب‌هاي جهان را توليد و مصرف مي‌كند و آسيا همچنان گرفتار فقر كتابخواني است و در اين ميان تلاش ما نه براي ارتقا كه براي گريز از فضاي كلي منطقه آسيا و دوري از فقر گريبان‌گير اين حوزه در عرصه كتاب و كتابخواني است. بي‌شك همين حضور‌ميليوني مردم در جشن دانايي ما را از فضاي منطقه جدا كرده است.
نيازي كه به خريد منجر نمي‌شود
بنا بر گزارش اسفند ماه سال 1386 معاونت پژوهش‌های فرهنگی و اجتماعی مجمع تشخيص مصلحت نظام در زمينه اقتصاد فرهنگ و هنر در ايران چه در زمينه پژوهش و مطالعه و چه در زمينه تاليف و ترجمه كتاب، كارهاي بسيار اندكي صورت گرفته است. در حالي كه با وجود جديد بودن عرصه اقتصاد فرهنگ، كشورهاي پيشرفته تا حدودي توانسته‌اند به پرورش مباني نظري اين موضوع بپردازند و در زمينه فعاليت‌هاي فرهنگي و هنري نيز تجارب علمي فراهم آورند، اما در ايران اين موضوع هنوز مباحث اوليه نظري خود را مي‌گذراند و با وجود اين كارهاي انگشت شماري كه در اين حيطه انجام شده، هنوز جايگاه مهمي را در دستگاه‌هاي سياستگذار و برنامه‌ريزي فرهنگي به خود اختصاص نداده است. بنابراين توجه كلان به اقتصاد فرهنگ مي‌تواند يكي از راهكارهاي عملي براي دست يافتن به افقي متعالي در حوزه كتاب باشد. هنوز زماني كه مي‌خواهيم از كتاب به عنوان كالاي فرهنگي ياد كنيم بايد توضيح دهيم كه چرا كالا و در حالي تبليغات كالاهاي ديگر در حال گذار از دوره اول خود و حركت به سمت نسل‌هاي جديدي همچون روابط عمومي در حيطه فروش است ما هنوز در مورد كتاب و تبليغ آن ترديدهايي داريم. هنوز بحث نشست‌هاي ما در اين بخش حول اين محور است كه كتاب را تبليغ كنيم يا اطلاع رساني كنيم. روي جلد كتاب را نشان دهيم يا مختصري از محتواي آن را به اطلاع مخاطب برسانيم. در همين حال محصولات ديگري همچون محصولات غذايي سمپلينگ (عرضه رايگان نمونه محصول در ميان مردم) را هم ديگر كنار گذاشته‌اند. مروري بر آنچه بر كتاب «دا» گذشته است از آغاز تولد تاكنون كه پنجاهمين چاپ آن نيز روانه بازار شده مي‌تواند راه‌هاي زيادي را برايمان آشكار سازد. حضور نويسنده كتاب «دا» در ميان مردم استان‌هاي كشور و برگزاري جلسات نقد و بررسي آن و شايد اين گونه بتوان گفت كه سمپلينگ آن توسط يكي از برنامه‌هاي صداوسيما همه و همه نشان‌دهنده اين واقعيت است كه نياز مردم به كتاب وجود دارد، اما متوليان عرصه فرهنگ نتوانستند اين نياز را به خريد تبديل كنند. مرحله‌اي كه در فروش و بازاريابي نقش حياتي را بر عهده دارد، بررسي روند فروش محصولات فرهنگي يا به تعبيري كالاهاي فرهنگي همچون كتاب، خود فصلي از اقتصاد فرهنگ است كه توضيح آن در اين گزارش نمي‌گنجد. با تمام اين احوال شايد بتوان نمايشگاه بيست و دوم كتاب را به عنوان سكوي پرش حوزه فرهنگ از اجرا به برنامه‌ريزي طولاني مدت ناميد. تعبير صفارهرندي، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي از اصلاح الگوي مصرف در بخش كتاب و اظهارات رييس‌جمهور در مراسم افتتاحيه اين نمايشگاه در مورد توجه ويژه به كتاب كودك و پس از آن تاكيد محسن پرويز، معاون فرهنگي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي بر تدوين طرح حمايت از توليد و انتشار كتاب‌هاي كودكان و نوجوانان در 6 ماه آينده همه و همه گوياي حركت به سوي برنامه‌ريزي است كه اميد است با استفاده از تجربه و تخصص كارشناسان افق‌هاي جديدي را در اين عرصه ايجاد كند.دیگر نیاز به یادآوری نیست که توجه جدي به عرضه و توزيع كتاب در كشور -كه نمايشگاه بين‌المللي كتاب تهران نيز با كاركرد كنوني خود به عنوان بزرگترين محل اين عرضه شناخته مي‌شود- همچنان مهمترين مساله حوزه فرهنگ خواهد بود. چرا كه آمار بازديدكنندگان نمايشگاه نيز بر اين مساله مهر تاييد مي‌زند و همان گونه كه در اظهارات گذشته وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي نيز آمده بود حلقه مفقوده كتاب و كالاهاي فرهنگي، توزيع مناسب است. بي شك اگر سيستم توزيع كتاب در استان‌ها به خوبي عمل مي‌كرد شاهد حضور 24 ساعته بسياري از هموطنان شهرستاني در نمايشگاه كتاب تهران نبوديم.
بي شك روزي شاهد حضور‌ميليوني بازديدكنندگان نمايشگاه كتاب تهران كه فروش در آن ممنوع است، خواهيم بود و آن روز مي‌توان به تمام اهالي فرهنگ تبريك گفت. اما امسال هم قهرمان نمايشگاه مردم بودند.


 

   نسخه چاپي      |        بازگشت    |     ارسال خبر به دوستان

 

وضعیت بازدید از سایت


 
کل مراجعین   :
104254815 نفر
  مراجعین امروز  :
162752 نفر
 

 
 

کليه حقوق اين سايت متعلق به روزنامه دنيای اقتصاد بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است
نرم افزار مدیریت خبر . نسخه 1 . (نگارش)

Copyright  ©2006 donya-e-eqtesad Newspaper.
All Right Reserved