|
تعداد مشاهده : 942 بار
کد خبر :
DEN-
164278
تاريخ
چاپ :
يكشنبه 14 تير 1388
|
سياستگذاري در نظام مردمسالار
علی سرزعیم یکی از بنیانهای دموكراسي انتخابات است و هر گاه سخن از انتخابات به میان ميآید، مساله رای اکثریت مطرح ميشود. برخلاف آنچه که اکثرايرانیها تصور ميکنند، رای اکثریت شیوه بدون چون وچرایی در غرب نیست و اندیشمندانان مختلف از جمله اقتصاددانان ...
... در مورد تبعات مثبت و منفیاين شیوه تصمیمگیری و خصوصا دلالتهای آن در سیاستگذاری اقتصادی، بحثهای جالبی را مطرح کردهاند. برای شروع دو بازی زیر را در نظر بگیرید: در بازی اول، هر کس که اول شود، همه جایزه را به دست خواهد آورد و چیزی نصیب بازیکن دوم و سوم نخواهد شد. در شکل انتخاباتی، اگر کسی 51درصد آرا را به دست آورد، ميتواند 100درصد جایزه را از آن خود کند. در بازی دوم، افراد متناسب با امتیاز خود از جایزه منتفع ميشوند. کسی که اول ميشود، قطعا امتیاز بیشتری آورده و حق دارد که سهم بالاتری از جایزه را مطالبه کند؛ ولی کسی که دوم ميشود نیز جایزهاي به دست خواهد آورد. در شکل انتخاباتی، کسی که 51درصد آرا را به دست آورد، حق تملک بر 51درصد جایزه را خواهد داشت و کسی که 49درصد آرا را داشته باشد، ميتواند بر 49درصد بقیه مدعی شود. این دو قاعده بازی، دو نظام انگیزشی مختلفايجاد خواهد کرد. در بازی اول، پیروزی در حکم مرگ و زندگی خواهد بود؛ چرا که اگر برنده شوید نهایت خوشبختی و اگر بازنده شوید، نهایت بدبختی را متحمل ميشوید؛ اما در بازی دوم همه از بازی به تناسب نتیجهشان که تابعی از قابلیتهای شان است، بهرهمند ميشوند. پیامد طبیعی بازی اول، بروز نفرت متقابل است؛ اما پیامد بازی دوم، مودت و نفع متقابل است. حال اگر با معیار انصاف به مساله نگاه کنیم، کدام قاعده بازی قابلدفاعتر است؟ آيا منصفانه است که کسی صرفا به دلیل داشتن 2درصد رای بیشتر (51درصد در مقابل 49درصد)، همه جایزه را از آن خود کند؟ بعید به نظر ميرسد که پاسخ بهاين سوال مثبت باشد. حال با معیار مصلحت به مساله نگاه کنیم. آيا ميتوان در زندگی جمعی شیوهاي را پیش گرفت که یک بخش جامعه صددرصد بهرهمند شده و بخش دیگر صددرصد زیان کار شوند؟ آيا شیوه توزیع مواهب در جامعه شیوه قابلدوامي است و ميتوان زیست مسالمت آمیزی را برای چنین جامعهاي پیشبينی کرد؟ آيا نتیجه انتخابات که معلول عوامل گوناگون کوتاه مدت و بلندمدت، احساسی و عقلایی است، ميتواند اينگونه سرنوشت توزیع مواهب را در جامعه تغییر دهد؟ پاسخ بهاين سوال منفی است. در همه دموكراسيها، حزب و گروهی که دارای اکثریت ميشود، اين حق را خواهد داشت که برنامهها و سیاستهای خود را اجرا کند؛ اما اين حق مطلق نیست و احزاب منتقد تا انتخابات بعدی دست بسته نیستند. ابزارهای سیاسی مختلف، نظیر نشریات منتقد، رسانههای افشاگر، تجمعات گروههای منتقد به سیاستهای جدید، لابیها و گروههای ذینفع و استفاده از دیگر ابزارهای دموكراسي، روشهایی هستند که منتقدين استفاده ميکنند تا دست حزب پیروز را برای اجرای مطلقالعنان سیاستهای يكجانبه ببندند. لذا انتخابات تنها یک مقطع از رویارویی احزاب است، اما تنها مقطع نیست؛ گرچه مهمترین مقاطع هستند. اين رویارویی به مدنیترین حالت در اشکال فوق ادامه ميیابد. آیا اين امر لزوما چیز بدی است؟ آيا اين مساله که یک حزب پیروز نميتواند آزادانه هر فکر و برنامهاي را که دارد، به اجرا درآورد، لزوما مایه تاسف است؟ اگر به کوتاهمدت خصوصا از چشم هواداران حزب پیروز نگاه کنیم، جواب مثبت است؛ اما اگر افق نگاه ما بلندمدتتر باشد، جواب منفی است. روی دیگر مطلقالعنان و يكجانبه نبودن احزاب پیروز، میانهروی در اجرای سیاستها است و اين میانهروی با طبع ریسکگریزی اکثر انسانها سازگار است. معنای ديگر میانهروی کاهش ریسک در اجرای سیاستها است. اگر قرار بر میانهروی نباشد، سیاستهای افراطی يا تفريطي مجال بروز و اجرا ميیابند و جامعه باید میان پیشرفت سریع و عقب رفت سریع ریسک کند؛ اما میانهروی كه از برآیند انتخاب جمعی در عرصه سیاست حاصل ميشود، جامعه را از چنین ریسکی برحذر ميدارد. کاندیدای پیروز حق دارد که برنامه و سیاستهای خود را اجرا کند و باید اين حق را به رسمیت شناخت؛ اما اگر شرایط دموکراتیک برقرار گردد، جای نگرانی زیاد برای بازندگان نیست؛ چرا که دموكراسي مجالی برای سوق دادن سیاستها به سمت اعتدال فراهم ميکند. لذا کسی انگیزهاي برای برهم زدن قاعده بازی نخواهد داشت.
|