|
تعداد مشاهده : 1069 بار
کد خبر :
DEN-
170012
تاريخ
چاپ :
دوشنبه 26 مرداد 1388
|
اگر نوبلیست اقتصاد داشتیم
پویا جبل عاملی بیایید فرض کنیم، امسال آکادمي سلطنتی سوئد یک ايرانی را از دانشگاههای طراز اول دنیا مفتخر به دریافت نوبل اقتصاد کند،
آيا فکر ميکنید اقتصاد ايران ميتواند از اين نابغه بهره ببرد. ابدا بحث بر سر اين نیست که وی اين طومار تو در توی مشکلات را با پیشنهادهای خود به نقطه سامان یافتهاي برساند، بلکه ميپرسیم كه آيا وی ميتواند قوه محرکهاي باشد برای رسیدن به نقطهاي مطلوب؟ ميدانید از فردای اعلام اين خبر چه خواهد شد؟ پیشبینی آن است که از همان آغاز صبحگاه نمایندگان و تلفنها وايمیلها است که کجایی استاد بزرگوار، ايران در انتظار توست! از مشتاقان علمي بگیر تا مردم عادی! وانگهی مشکلات دیار بسیار است و نخبگانی چون شما نایاب و هر آنچه خواهید، فراهم است تا شما دست به کار عظیميشوید. بیتردید وی نیز به ندای وجدان پاسخ خواهد داد و خواهد آمد. ميتوان تصور کرد دعوت دانشکدهها و مراکز علمي را که پر از مشتاقان، مستمعین و تبریکها است که بر سر وی آوار خواهد شد. دراين میان، نقشه کلی است که وی برای نجات، در سخنرانیها خواهد گفت و شاید هم برای وزارتخانههای مربوط طرحهایی پیشنهاد دهد. پرسش: آيا فکر ميکنید طرحهای وی نتیجه خواهد داد؟ بگذارید فرض کنیم با توجه به سابقه اين نوبلیست، طرحهای وی راهگشا است و باز فرض کنیم وی با اطلاع از وجود نارساییهای ساختاری اقتصاد ايران اين پیشنهادها را ارائه ميدهد. اگر پاسخ شما آری باشد، به اين مساله اعتقاد دارید که ايراد کار از عدم وجود کارشناسان نخبه است و اگر خیر، ايراد را در سیستم اجرایی جستوجو ميکنید؛ اما شاید اگر مخاطبان در متن تحولات اقتصادی اين چند سال اخیر باشند، آنچنان مشکلی برای پاسخگویی نداشته باشند. در حقیقت، مشکلات امروز که بسی بیش از گذشته است، چه در عرصه سیاستگذاری پولی و مالی تا معضلاتی که در بازارهای مختلف از نیروی کار گرفته تا مسکن وجود دارد، همواره مورد توجه کارشناسان بوده و پیشنهادهایی ارائه شده که مورد اجماع اقتصاددانان بوده است. اين مطلب به خصوص در نامه آخر اقتصاددانان که از طیفهای مختلف فکری بودند، نمود بارزتری داشت. به عبارت بهتر، بدنه کارشناسی اقتصاد ايران، برای برون رفت، کار خود را انجام داد لیک باید پرسیده شود که کدام یک از پیشنهادها، جامه عمل به خود دید؟ آيا آزادسازی اقتصاد صورت گرفت؟ آيا اصلاح نرخ ارز انجام شد؟ آيا قیمت حاملهای انرژی واقعی شد؟ آيا سیاستهای انقباضی در دولت و بانک مرکزی مورد توجه قرار گرفت؟ و ... در چنین وضعیتی که توصیههای کارشناسانه عملی نشده است، شاید به دور از تعقل باشد که کسی وجود مشکلات امروز را به خاطر فقدان نخبگان بداند. با اطمینان نیز ميتوان مدعی بود که نوبلیست ما هر پیشنهادی کند، از همین اسلوب خارج نخواهد بود و همین توصیهها را خواهد کرد. البته شاید یک تفاوت وجود داشته باشد و آن اينکه سیستم اجرایی به نخبگان داخلی اعتماد نداشته و بنابراین در جهت توصیههای آنها گام بر نداشته؛ ولی محتمل است که با وجود در دست داشتن بزرگترین افتخار علم اقتصاد اين بار توصیههای نوبلیست به عمل نزدیک شود؛ لیک اين تفاوت نیز کمرنگ خواهد بود، زیرا انحصارات، گروههایی که منفعتشان در عدم رشد سیستم بازار است و از همه مهمتر، بنیان فکری- اعتقادی که فارغ از اسلوب علمياست، باعث آن است تا روند گذشته ادامه یابد. تا اين زنجیرهها وجود دارد شاید دهها و صدها طرح و مقاله سودمند نیفتد و شاید حتی چندین و چند نوبلیست هم به کار نیاید. دست آخر هم داستان به اينجا رسد که نوبلیست ما پس از چند ماهی به سراغ کرسی خود رود و چون گذشته به فعالیت علميخویش پردازد و اقتصاد ايران همین باشد که هست.
|