|
تعداد مشاهده : 767 بار
کد خبر :
DEN-
172500
تاريخ
چاپ :
سه شنبه 10 شهريور 1388
|
اهمیت سیاست پولی
علی سرزعیم برای توده مردم ایران اهمیت سیاست مالی روشن است. مردم دقیقا پیگیری میکنند که بودجه دولت در چه ردیفهایی افزایش یافته است.
آیا حقوق بازنشستگان افزایش یافته، آیا بودجه استانها تغییر کرده، آیا دولت با کسری بودجه روبهرو است؟ دلیل آن هم این است که تاثیر سیاست مالی را به طور عینی و مشخص بر وضع زندگی خود درک میکنند، اما اهمیت سیاست پولی برای مردم چندان روشن نیست و مردم عادی عموما نمیدانند که سیاست پولی چه نقش تعیینکنندهای دارد. اگر سوال شود قدرتمندترین فرد در یک کشور کیست؟ شاید شخصیتهای سیاسی به ذهن متبادر شوند؛ اما واقعیت این است که شخصیتهای سیاسی آنقدر که تصور میشود، نمیتوانند بر تک تک رفتارهای اقتصادی انسانها تاثیر بگذارند. مثلا سیاستمداران نمیتوانند تکتک مردم را مجبور کنند که از درآمد خود پساندازی فراهم کرده و با این پسانداز خانه بخرند یا نخرند؛ ولی سیاستگذار پولی که در هیات مدیره فدرال رزرو (مدل آمریکا)، هیات مدیره بانک مرکزی (مدل اروپا) و شورای پول و اعتبار (مدل ایران) ظاهر شده و توسط روسای بانک مرکزی نمایندگی میشود، به چنین کاری قادر است. سیاست پولی روی سطح عمومي قیمتها، یعنی قیمت اکثر کالاهای مورد استفاده مردم تاثیر میگذارد و اگر دیدگاه آن نحله از اقتصاددانان را بپذیریم که سیاست پولی بر بخش واقعی تاثیرگذار است، آن وقت میتوان گفت که سیاست پولی بر اشتغال و تولید نیز موثر میگردد. مدیرعامل بانک مرکزی و شورای پول و اعتبار با تصمیمات به ظاهر کوچک خود، بر نبض اعتباری جامعه تاثیر ميگذارند و از این طریق بخشهای مالی همه شرکتها و خانوارها را تحت تاثیر قرار ميدهند و از این طریق بر تصمیمات آحاد مردم تاثیر ميگذارند. نمونه روشن نقش سیاست پولی در اوضاع اخیر اقتصاد ایران متجلی است. وقتی که تب روند صعودي بازار مسكن و به تبع آن خريد خانه براي استفاده از اين روند، همه را بر داشته بود، تصمیم رييس كل وقت بانک مرکزی، یعنی آقای مظاهری، مبنی بر کنترل نقدینگی موجب شد تا تب مذکور بخوابد. واقعا چنین تغییري نشان قدرتمندی نیست؟ کدام سیاستمداری است که بتواند اینگونه بر رفتارهای اقتصادی آدمیان تاثیر بگذارد؟این قدرت فوقالعاده بانک مرکزی در جهان مدرن ابزار بسیار خطرناکی است. غربیها پیشتر فهمیدند که این ابزار خطرناک ميتواند توسط سیاستمدارانی که افق نگاه کوتاه مدتی دارند، مورد سوءاستفاده قرار گیرد. به همین دلیل مقوله استقلال بانک مرکزی مطرح شد و تلاش ميشود این ابزار مهم و تاثیرگذار، اولا در دست خبرهترین افراد قرار گیرد. ثانیا این فرد بتواند فارغ از ملاحظات سیاسی و منافع کوتاه مدت سیاستگذاران تصمیمگیری کند. تدابیری چون طولانی بودن دوره کاری روسای بانک مرکزی بیشتر از دوران ریاست جمهوری، انتخاب فردی شناخته شده و معروف و جاافتاده و وجود تدابیر سختی برای عزل روسای بانک مرکزی، تدابیری هستند که برای تقویت و استقلال بانکهای مرکزی از دولت اندیشیده شده است. چند روز است که خبر ابقای بن برنانکه توسط اوباما مطرح شده است. بنبرنانکه اقتصاددان فوقالعاده برجستهای است که سالها در مورد سیاست پولی مقالات متعددی نوشته بود و جزو مدعیان به شمار ميرفت؛ بهطوریکه وقتی به این سمت انتخاب شد، جای هيچ حرفو حديثي وجود نداشت. عملکرد و صلاحیت تخصصی وی موجب گردیده که با وجود گرایشات جمهوریخواهانه، توسط اوبامای دموکرات در مقامش ابقا شود. در ایران نیز راهی غیر از این نداریم. اگر تاكيد مجمع تشخیص مصلحت بر سند چشمانداز به قصد وجود سکانی در برابر تلاطمات سیاسی است، وجود بانک مرکزی مستقل نیز ميتواند تلاطمات اقتصادی را کاهش دهد.
|