|
تعداد مشاهده : 255 بار
کد خبر :
DEN-
175614
تاريخ
چاپ :
چهارشنبه 1 مهر 1388
|
باران باران گريه برايش كردم ...
سردترین فصل سال یاسین نمکچیان گل رفت گلی که دل سرایش کردم او رفت کسی که جان فدایش کردم دیدید گرش ز من بگویید به او باران باران گریه برایش کردم

|
چگونه آدمهایی که دو سال پیش در مراسم بزرگداشت ایرج بسطامی میخکوب ایستاده بودند و مشکاتیان و نم اشک چشمهایش را نظاره میکردند حالا باور میکنند پنجه طلایی موسیقی این سرزمین برای همیشه مضرابش را زمین گذاشته است؟ کدام یک از آدمهایی که آن روز این رباعی را با صدای گرفته او به خاطر سپرده حالا دلش میآید باران باران گریه از گونه سرازیر کند. اصلا مگر بهانهای برای گریستن باقی مانده است؟ ما عادت کردهایم هرروز، در لابهلای این همه اندوهی که بر شانههایمان فرود میآید بیقطره اشکی آیندهای را به انتظاربنشینيم که مثل برق از راه میرسد. حالا قبول کردهایم تابستان هزار و سیصد و هشتاد و هشت سردترین فصل سال بود که آخرین ضربهاش را با آخرین نفسهایش باقی گذاشت. آنهایی که با پرویز مشکاتیان حشر و نشر داشتند هیچ گاه حضور رگههايي از مرگ را در چهرهاش به خاطر نمیآورند. آنها هیچ وقت فکر نمیکردند به این زودیها آماده بدرقه کسی باشند که آثارش حافظه تاریخی ماست، اما درست برعکس تصور خیلیها، صبح دوشنبه قلب استاد ایستاد. کیست که نداند استرس مهمترین دلیل سکته قلبی است و شکی وجود ندارد که مشکاتیان هم شبیه خیلیها روزهای سختی را پشت سرگذاشت و بیشتر از این ماندن را تاب نیاورد. روزهایی در سردترین تابستان سال و به همین سادگی، مردی را از دست دادهایم که تا سالهای سال کسی نمیتواند جای خالیاش را پر کند. ما مردی را از دست دادهایم که تاثیرگذاریاش در رگهای موسیقی ایرانی جاری خواهد بود و همه این نکتهها و هزار و یک دلیل دیگر میتوانست بهانهای باشد برای اینکه رسانه ملی اینگونه بیاعتنا از کنار اتفاق تلخ مرگ مشکاتیان نگذرد. ما گاهی بدجوری به همدلی رسانه ملی نیاز داریم؛ اما انگار همیشه افسوسی با ما خواهد ماند.
درختان برومندي پرورش داد كيوان ساكت هنرمند گرامي استاد «پرويز مشكاتيان»يكي از كساني بود كه در دو دهه اخير سبك نوازندگي منحصر به فرد وي و نيز شيوه ايشان در آهنگسازي موسيقي ايران به خصوص نوشتن آثاري براي سنتور به سرعت در همان ابتدا مورد استقبال مردم و همچنين الگويي براي هنرجويان جوان سنتور و موسيقي ايراني شد. پر واضح است كه تاثيرگذاري «پرويز مشكاتيان» بر شيوه سنتور نوازي ايران آنقدر عميق و همهگير شده است كه نميتوان آن را انكار كرد. پيش از «مشكاتيان» آنچه كه الگوي علاقهمندان به ساز سنتور بود، راه و روشي بود كه استاد كمنظير سنتور استاد «فرامرز پايور» ابداع و تدوين نموده بود.«مشكاتيان»، به اين نكته آگاه بود كه موسيقي و نوازندگي ايراني آنگاه در بستر و جايگاه شايسته خويش قرار ميگيرد و مورد قبول عام و خاص ميشود كه همواره بر اساس كلام پارسي سروده شده باشد. هنگامي كه حتي به سولوهاي وي به دقت گوش فرا ميدهيم گويي كلمات رازگونهاي را ميشنويم كه با گوش جان شنيده ميشوند و به دل مينشيند. وي در همه فرمهاي رايج موسيقي ايراني ذوق آزمايي كرده و آثاري بديع و دلنشين را از خود در موسيقي ايراني به يادگار گذاشته است. «مشكاتيان» در زمينه ساختن پيش درآمدهاي متنوع، چهار مضرابها، تصانيف و ترانههاي عاشقانه يا ملي - ميهني يد طولايي دارد. اين هنرمند در سالهاي اول انقلاب توانست هنرمندان زيادي را در گروهي به نام گروه عارف جمع كند و آثاري را با اين عزيزان توليد كند كه بعدها اغلب آنها هر كدام درختان برومندي در زمين موسيقي ايران شدند.
خالق بهترین تصنیفها حمیدرضا نوربخش احاطه پرویز مشکاتیان بر ادبیات و همچنین تبحر ستودنی او در آهنگسازی باعث شد تا تصنیفهایش جزو بهترین آثار سه دهه گذشته موسیقی ایران باشد. سابقه آشنایی من با پرویز مشکاتیان به کلاس استاد احمد عبادی باز ميگردد و از همان جا دوستی ما شکل گرفت که تا سالها من و مشکاتیان و تعدادی دیگر از دوستان موسیقیدان در محافل مختلفی از جمله منزل استاد عبادی ارتباطی معنوی داشتیم. بعدها این ارتباط ادامه پیدا کرد و به همکاری نیز کشیده شد. من در مسافرت بودم که خبر درگذشت پرویز مشکاتیان را شنیدم و بلافاصله به طرف تهران حرکت کردم؛ در طول مسیر بازگشت مدام هنرمندان بسیاری تماس ميگرفتند و از این اتفاق با حالت شوک ابراز تاثر ميکردند. چنین عکسالعملی نشان ميدهد که مشکاتیان در جامعه هنری ایران از جایگاه ویژهای برخوردار بوده، طوری که همه را دچار شوک کرده است. او در نوازندگی سنتور تحول بسیاری ایجاد کرد و باعث شد تا جذابیتهای دیگری از این ساز نمایان شود؛ در زمینه آهنگسازی نیز چه در موسیقی با کلام و چه در حوزه موسیقی بیکلام آثار مشکاتیان ماندگار و شنیدنی است. همچنین به جرات باید گفت تصنیفهایی که او در طی سه دهه گذشته ساخته جزو بهترین تصنیفهای بعد از انقلاب است. من نیز به نوبه خود در گذشت پرویز مشکاتیان را به خانواده محترم این هنرمند، جامعه هنری و همچنین مردم کشورمان تسلیت ميگویم و امیدوارم خدا روح او را قرین رحمت کند.
|