|
تعداد مشاهده : 1112 بار
کد خبر :
DEN-
178511
تاريخ
چاپ :
يكشنبه 19 مهر 1388
|
اجرای تدریجی یا یکباره هدفمند کردن یارانهها
علی سرزعیم با نشست امروز مجلس، مهمترین مساله سیاستگذاری در هفته پیش رو، بحث هدفمند کردن یارانهها خواهد بود. شاید ضرورتی نباشد که بیش از اين در مورد ضرورت انجام اين کار توضیح داد و شاید نزد فعالان اقتصادی اهمیت آن پوشیده نباشد.
نکته مهميکه موجب تردید و تعلل در تصویب و اجرای آن ميشود، چگونگی اجرای آن است. حجم یارانهها آنقدر درايران وسیع است که واقعا نميتوان به درستی حدس زد که پیامد حذف و هدفمند کردن آن چقدر خواهد بود. یارانههای موجود نه تنها بر مصرف، بلکه در تولید به وسعت نفوذ کرده و نه تنها الگوی مصرفی بلکه الگوی تولید را دستخوش اعوجاج كرده است. بنابراين ميتوان مطمئن بود که عدم اطمینان در مورد تبعات آن امری است که سیاستگذاران را به تردید در تصویب و اجرا ميکشاند. به یک معنا ميتوان اين حالت را شبیه به وضعیت خصوصیسازی در کشورهای بلوکشرق توصیف کرد. در آنجا نیز چون پیش از فروپاشی، بخش خصوصی وجود نداشت، تقریبا تصوری نبود که اگر بنگاهها خصوصی شود، عملکرد و نتیجه آن واقعا چه چیزی خواهد بود؛ لذا یک عدم اطمینان شدید دراين رابطه وجود داشت.اين ملاحظه و اين دغدغه تبعات اجرایی خاصی به دنبال دارد که یکی از آنها، سرعت اجرای اين سیاست است. در مواردی که عدم اطمینان شدیدی در مورد تبعات اجرای یک سیاست وجود دارد، اجرای تدریجی بر اجرای یکباره ارجحیت پیدا ميکند. دلیل آن اين است که حین اجرای تدریجی، اطلاعاتی در اختیار سیاستگذار قرار ميگیرد که بر اساس آن بهتر ميتواند گام بعدی را تنظیم کند و سیاستگذار ریسک بالای شکست کل پروژه را متحمل نميگردد. در واقع وقتی که پای تغییر ساختار اقتصادی در میان باشد، ابزارهای متعارف اقتصادی نميتوانند پیشبینی قابل قبولی نسبت به وضعیت آينده در اختیار بگذارند. صرفا تئوریهای اقتصادی هستند که به ما اين الهام را ميدهند که هدفمند شدن و حذف یارانهها بهتر از توزیع فراگیر و گسترده آن است؛ اما اينکه در عمل واقعا چه خواهد شد، امری است که باید در درون دادهها جستوجو کرد و منتظر ماند و دید واقعیت به چه شکلی در ميآید. دراين حالت کسب اطلاعات برای سیاستگذار از اهمیت بسزایی برخوردار است. در مورد خاص هدفمند کردن یارانهها، اين مساله اهمیت دو چندان ميیابد زیرا یارانهها در حوزههای مختلف داده ميشود؛ بنابراين دولت ميتواند با اعمال سیاست تدریجی و سعی و خطا، گام به گام یارانه یک بخش را قطع کند و مشاهده کند که تبعات آن چه خواهد بود و با یک کار کارشناسی قوی، به سرعت تحلیلهای به دست آمده را برای گام بعدی؛ یعنی حذف یارانه در یک بخش دیگر به کار گیرد. لازم به ذکر است که درايران به دلیل نبود بصیرت نسبت به تحلیلهای اقتصادی، همواره یک ترس و هراس نسبت به اجرای سیاستهای اصلاح ساختار وجود داشته واين ترس و هراس نیز موجب شده تا دائما اين سیاستها به تاخیر افتد. نمونه آشکار آناين است، کشورهای بلوک شرق كه وضعیت دولتی تری نسبت به ما داشتند دیرتر از ما گذار خود را شروع کردند و زودتر از ما آن را به پایان رساندند و برخی از آنها نظیر چک، عمده مشکلات خود را در جهت اصلاح ساختار اقتصادی حل کردند؛ در حالیکه اصلاح ساختار اقتصادی درايران حدیث خیلی خیلی مکرر و خسته کننده عشق شده که از فرط بیعملی رغبتی برنميانگیزد! حال اين عدم بصیرت موجب شده که همواره تدریجیگرایی بر اجرای یکباره ترجیح داده شود و شاید برخی خوانندگان تصور کننداين برتری همیشگی است و همیشه بهتر است که سیاستها به شکل تدریجی اجرا شوند و شوک درمانی به تعبیر استیگلیتزگرایانايرانی همیشه بد است. پاسخ اجمالی نگارندهاين است که اتفاقا قضیه به عکس است. اصولا اجرای یکباره سیاستها بهتر است؛ مگر آنکه دلیل بهتری برای اجرای تدریجی داشته باشیم که به اعتقاد نگارنده در مورد هدفمند کردن یارانهها با نمونهاي از آن سروکار داریم. در نوشتههای دیگر بهاين مساله خواهیم پرداخت که جمعآوری اطلاعات، یگانه دغدغه برای اجرای طرح هدفمند کردن یارانهها نیست، بلکه دغدغههای دیگری هم هست که ميتواند الزامات دیگری را دیکته کند.
|