New Page 1

مشاهده جزئيات خبر

 تعداد مشاهده : 281 بار                     کد خبر : DEN- 178540                   تاريخ چاپ : دوشنبه 20 مهر 1388

براي هفتاد سالگي دكتر محمدرضا شفيعي كدكني
ما نگرانيم

ياسين نمكچيان
تولدت مبارك آقاي دكتر. اگرچه دلمان مي‌خواست همين جا، در همين خيابان‌هاي شلوغ پايتخت، كنار دلشوره هميشه آدمي‌ همراهمان بودي و در دانشگاه تهران هفتادمين پاييز زندگي ات را جشن مي‌گرفتيم، اگرچه دلمان مي‌خواست تمام آنهايي كه رفتن را به ماندن ترجيح داده‌اند، همه راه‌هاي رفته را برمي‌گشتند و دست در دست هم مي‌گذاشتيم و شادماني هرازگاه زندگي را آواز مي‌خوانديم.


امروز بيستم مهر ماه است و سه روز از تولد هفتاد سالگي‌تان مي‌گذرد، اما شناسنامه‌ها هميشه هم راست نمي‌گويند. اصلا چه فرقي مي‌كند راست يا دروغ. هفتاد ساله يا هفتاد و چندساله. مهم اين است كه حالا شما پرواز را بهانه كرده‌ايد و جايي آن طرف آب‌ها فرود آمديد. حتما روزهايي كه روزنامه‌ها و خبرگزاري‌ها و وبلاگ‌ها از سفري تلخ مي‌نوشتند يادتان مانده است. شايد هم شبيه همه سال‌هايي كه بي‌اعتنا از كنارشان رد شده‌ايد، اين بار هم بي‌لحظه‌اي درنگ، راه را ادامه داده‌ايد، اما آقاي دكتر اينجا هنوز خيلي‌ها نگرانند و دلشان مي‌خواهد در يكي از همين روزها، روزنامه‌ها بنويسند دكتر شفيعي كدكني به ايران برگشت.دلشان مي‌خواهد بر پيشخوان كتابفروشي‌ها كتاب‌هاي تازه‌تان را ببينند و با لبخند فصل‌هايشان را ورق بزنند. آقاي دكتر بر عكس تصور خيلي‌ها كه معتقدند كتاب در ايران مخاطبانش را از دست داده هنوز كساني در كوچه پس‌كوچه‌هاي همين شهر پيدا مي‌شوند كه ادبيات و موسيقي و سينما برايشان از نان شب واجب‌تر است. همان‌هايي كه بارها «موسيقي شعر» را به خاطر سپردند و با «صور خيال» به دورترين روياها فكركرده‌اند. همان‌هايي كه نگران برنامه‌ريزي‌هاي مسوولان وزارتخانه بهارستانند تا وضعيت صدور مجوزها از اوضاع فعلي وخيم تر نشود. هيچ كس نداند شما خوب مي‌دانيد تعداد آدم‌هايي كه كتاب‌هايتان را دست به دست چرخانده‌اند نه تنها كم نيست، بلكه گاهي شگفت‌انگيز است. مگر كسي پيدا مي‌شود كه تنها در حد خواندن و نوشتن بداند و سطري از اولين شعر كتاب «در كوچه باغ‌هاي نيشابور» به گوش‌هايش نرسيده باشد. كافي است براي يكبار هم كه شده به آرشيو وبلاگ‌ها و روزنامه‌هاي يك ماه پيش سري بزنيد تا مطمئن شويد كه سفر ناگهاني شما خيلي‌ها را نگران كرده است. نگران كتاب‌هايي كه نيمه كاره رهايشان كنيد. نگران صندلي خالي كلاسي كه سال‌ها در آن از حافظ و عطار و مولوي روايت كرده‌ايد. به هر حال امروز سه روز از تولد هفتاد سالگي‌تان گذشته است. اگر دير يادمان آمد كه بايد خودكارمان را در دست بگيريم و حداقل به پاس همه كتاب‌هايي كه براي ما يادگار گذاشته‌ايد چيزي بنويسيم بر ما حرجي نيست، چرا كه زندگي اين روزهاي ما آنقدر آغشته اندوه است كه جايي براي شادماني باقي نمي‌گذارد. با اين همه تولدتان مبارك آقاي دكتر شفيعي كدكني، اگرچه كمي ‌دير شده است.

 

   نسخه چاپي      |        بازگشت    |     ارسال خبر به دوستان

 

وضعیت بازدید از سایت


 
کل مراجعین   :
104238744 نفر
  مراجعین امروز  :
146969 نفر
 

 
 

کليه حقوق اين سايت متعلق به روزنامه دنيای اقتصاد بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است
نرم افزار مدیریت خبر . نسخه 1 . (نگارش)

Copyright  ©2006 donya-e-eqtesad Newspaper.
All Right Reserved