|
تعداد مشاهده : 892 بار
کد خبر :
DEN-
179763
تاريخ
چاپ :
چهارشنبه 29 مهر 1388
|
تغییرات یک سویه یا اثر ارهای!
علی سرزعیم اینک که به نیمه دوم سال وارد ميشویم، به تدریج کسری بودجه دولت باید ظاهر شود و اندکاندک زمزمه لایحه متمم بودجه به گوش خواهد رسید؛
چرا که بودجه دولت در زمانهاي قیمت پايينترنفت، بیشتر کفاف شش ماه اول را ميدهد و کسری بودجه در شش ماه دوم ظاهر ميشود. واکنش اولیه به کسری بودجه این است که دولت بخواهد صرفهجویی را در بنگاهها اعمال کرده و با صرفهجویی از ابعاد کسری بودجه بکاهد و متمم بودجه کمتری به مجلس بفرستد. اما در عمل شیوه صرفهجویی جواب نميدهد و عملا امکان صرفهجویی خاصی پیش نميآید و نهایتا بودجه عمرانی قربانی ميشود. دلیل اینکه امکان صرفهجویی پیش نميآید، چیست؟ آیا به راستی همه دستگاهها هیچ مجالی برای صرفهجویی ندارند؟ آیا همه آنها بودجه خود را دقیقا مطابق با هزینههایشان تنظیم کردهاند و هیچ راهی برای کاهش هزینه ندارند؟ احساس عمومی ما و شناختی که از دستگاههاي دولتی داریم، به ما ميگوید که پاسخ به این سوال منفی است. مساله این است که بهرغم وجود چنین فرصتهایی، صرفهجویی رخ نميدهد. علت چیست؟ پاسخ این سوال ریشه در فرضیهای دارد که اصطلاحا اثر اره (ratchet effect) گفته ميشود. مقصود از این تعبیر آن است که برخی تغییرات یکسویهاند؛ یعنی ميشود بودجه را زیاد کرد اما نميتوان کم نمود. دلیل این یکسویه بودن چیست؟ آیا واقعا هیچ راهی وجود ندارد؟ دلیل این رفتار یکسویه، رفتار استراتژیک عاملان اقتصادی است. هر مدیر دولتی با خود مياندیشد که اگر صرفهجویی زیادی در دستگاه خود نشان دهد، سال بعد که بودجه تنظیم خواهد شد، مسوولین بودجهریزی خواهند گفت که هزینه واقعی دستگاه در واقع همان مقدار صرفهجویی شده بوده و دستگاه مذکور تا پیش از این اغواگرانه نیاز بودجهای خود را بیشتر نشان ميداده است. چون هر کس با خود چنین فکری ميکند، کسی به دنبال صرفهجویی در مقیاسهاي قابل توجه نميرود. نمونه این تجربه در شوروی سابق به وفور دیده شده است. در آن مقطع مدیران بنگاههاي دولتی موظف بودند تا اهداف تولیدی مقرر شده را برآورده کنند و هر قدر که بیش از این اهداف تولید ميکردند، به آنها جایزه تعلق ميگرفت. در عمل دیده ميشود که مدیران هیچگاه به طمع جایزه بیش از یک یا دو درصد، تولید خود را از اهداف مقرر بیشتر نميکردند؛ زیرا در این هراس بودند که سال بعد سقف تولید برای آنها بالاتر تعیین شود. ریشه اصلی این مشکل در دو چیز است. از یک سو عدم تقارن اطلاعاتی میان نهاد بودجهریزی دولت و دستگاههاي دولتی وجود دارد، به این معنا که هر مدیر دولتی بهتر از هر کس دیگر (از جمله نهاد بودجه ریز) از هزینههاي خود خبر دارد. مشکل دوم عدم تعهد دولت است، به این معنی که حتی اگر نهاد بودجه ریز وعده دهد که بودجه دستگاههاي صرفهجویی کننده را کم نخواهد کرد، اگر مدیران به تعهد نهاد دولت به وعدههایش مطمئن نباشند، به آن اعتنا نخواهند کرد.
|