|
تعداد مشاهده : 662 بار
کد خبر :
DEN-
184804
تاريخ
چاپ :
دوشنبه 2 آذر 1388
|
پيامرساني ناقص
(شرحي بر تازهترين تحولات هستهاي ايران) محمود صدري سخناني كه در يك هفته اخير بين آژانس بينالمللي انرژي اتمي و كشورهاي غربي از سويي و ايران از سوي ديگر ردوبدل شده است، نشان ميدهد كه پيامهاي طرفين براي يكديگر روشن و شفاف نيست.
پيامي كه به سوي ايران آمده، اين است كه اورانيوم با غناي پايين را تحويل دهيد و اورانيوم با غناي بالا را تحويل بگيريد. پيامي كه از ايران رفته اين است كه به بازگشت اورانيوم با غناي بالا ترديد داريم. آنگونه كه از اين اظهارات برميآيد، غرب گمان ميكند وجود مقاديري اورانيوم در ايران به علت انحراف احتمالي به سوي مصارف نظامي، نگرانكننده است و ايران گمان ميكند خارج شدن اين اورانيوم و نكول غرب از تحويل دادن اورانيوم با غناي بالا، حاصل چند سال تلاش دانشمندان و مهندسان هستهاي را به باد خواهد داد. در واقع برداشت ظاهري از اين پيامها باعث نوعي كجفهمي در پيامرساني شده است. غربيها ميدانند كه حتي اگر همه اورانيوم با غناي پايين ايران را كه حدود 5/1تن است، از كشور خارج كنند و با دسيسهاي ساده از تحويل اورانيوم با غناي بالا امتناع كنند، براي ايران استحصال همين حجم اورانيوم غيرممكن نيست. ايران هم ميداند كه ارسال مقاديري اورانيوم با غناي بالا به ايران، براي غرب نه دشوار است و نه خطري ايجاد ميكند. يعني طرفين ميدانند كه اگر بر سر اين فرمول توافق كنند، اجراي آن بسيار محتملتر به نظر ميرسد تا نكول يكي از طرفين از اجراي قرارداد؛ اما عامل ديگري در كار است كه مانع توافق ميشود و طرفين به هر دليلي نميخواهند با صراحت آن را بيان كنند. آن عاملي كه مانع توافق ايران و غرب ميشود، بياعتمادي مطلق و نگاه به يكديگر از پشت ديوارهاي آهنين فرضي است. اين نگاه محصول دكترين سياست خارجي غرب و ايران در تعامل با يكديگر است. محور اصلي دكترينهاي ايران و غرب، هراس دوجانبه است. هر يك از طرفين در سيماي ديگري تهديدي ميبيند كه دفع آن، مستلزم رصد كردن مداوم و همراه با بدگماني است. مادام كه اين عنصر رواني از رابطه ايران و غرب كوچ نكرده، نميتوان اميدوار بود كه مذاكرات فني و موردي، راهي به سوي حل مناقشه باز كند. به لحاظ حقوقي، اين مسووليتي دوجانبه است، اما واقعيتهاي سياسي و قدرت افزونتر مجموعه غرب، ايجاب ميكند كه گام اول را غرب بردارد؛ زيرا دعوا با ادعاهاي غرب عليه ايران آغاز شده و دور كردن روابط دو كشور از فضاي هراس و بدگماني هم بايد از همان جايي كه كليد خورده، شروع شود. جوهر منازعه هستهاي، فقدان اعتماد در روابط ايران و غرب است. اين موضوع فراتر از مسائل هستهاي و در بطن سياست خارجي است. به همين علت نقطه عزيمت براي گرهگشايي، نه پرونده هستهاي، بلكه كليت سياست خارجي است. اين هسته پيامهايي است كه در حال رد و بدل شدن است ولي ظاهرا در دو سوي ديوار بياعتمادي، ارادهاي براي جار زدن آن وجود ندارد.
|