|
تعداد مشاهده : 270 بار
کد خبر :
DEN-
216715
تاريخ
چاپ :
چهارشنبه 6 مرداد 1389
|
گزارش
قطار صنعتيسازي مسكن ترمز بريده است؟
گروه مسكن- هماهنگي در دولت براي ايجاد بستر صنعتيسازي مسكن در اواخر سال 87 باعث شد نهادي متمركز و در عين حال وابسته به وزارت صنايع، مسووليت مستقيم راهاندازي مجموعهاي از كارخانههاي توليد قطعات پيشساخته سازههاي مسكوني را برعهده بگيرد. اين نهاد در مدت كمتر از 6 ماه، توانست قابليت ساختوسازهاي نوين مبتني بر تكنولوژيهاي روز دنيا را در كشور ايجاد كند. در نيمههاي سال 88، در حاليكه مسير براي تغيير فاز ساختمانسازي از حالت سنتي به شيوههاي صنعتي اصلا مهيا نبود، تعدادي كارخانه توليد مسكن در كشور آماده بهرهبرداري شد.
پارسال در اوج ركود ساختماني، نگراني سرمايهگذاراني كه پرچمدار توليد صنعتي مسكن شده بودند ترس از عدم استقبال بازار ساختوساز از توليداتشان بود، اما حمايت مسوول صنعتيسازي مسكن –شركت مپسا- از اين سرمايهگذاران كار را به جايي رساند كه در دولت تصميم گرفته شد از توليدات اين كارخانهها در طرح مسكنمهر استفاده شود و حتي ضمانت استفاده و خريد محصولات آنها از سوي وزارت مسكن به سرمايهگذاران داده شود. مجموعه اين سياستها در نهايت منجر به عقد قرارداد با بيشاز 20 شرکت در زمستان 88 شد كه به موجب متن قرارداد، این شرکتها که بیشتر آنها دارای کارخانجات تولید مصالح نوین ساختمانی بودند، موظف شدند در فاز اول اجراي صنعتيسازي مسكن در كشور، 1100 واحد مسكوني در شهر جديد پرند احداث كنند. در حال حاضر كه حدود 4 ماه و نيم از زمان فاز اول اجراي قرارداد ميگذرد، بخشي از شهر جديد پرند به شهرك مسكوني در حال ساخت با فناوريهاي نوين ساختماني تبديل شده است كه شيوه متفاوت ساختوساز در اين شهرك به خوبي در مقايسه با ساير كارگاههاي ساختماني كه در اين شهر و سایر نقاط کشور برپا شده است، مشهود و قابل رويت است. تا اينجا، ظاهرا همه چيز در تولد صنعتيسازي مسكن، طبيعي و مناسب جلوه ميكند، اما يكسري اتفاقات قابل تامل در اين حوزه رخ داده است كه لزوم پيگيري مسوولان براي توقف آن را ميطلبد. اتفاق اول به «عجله نادرست» در روند ساختوسازهاي صنعتي مربوط ميشود. برخي تصورشان بر اين است كه چون در صنعتيسازي، قطعات در كارخانه توليد ميشود، سرعت اجرا دست كارفرما است؛ يعني اينكه ميتوان با چرخاندن پيچ توليد به سمت «زياد» پروژهاي كه در حالت طبيعي 8 ماهه بايد ساخته شود، آن را در مدت زمان 4 ماه تكميل كرد! متاسفانه اين نگاه غلط باعث شده نوعي اصرار بيمورد به مديران بخش تحميل شود و بدون هیچ نگاهی به نوپا بودن این صنعت، تنها به سرعت بیاندیشند و کیفیت و توانمند شدن بخش خصوصی برای قبول پروژههاي بزرگتر و کسب تجربه را فراموش کنند. اتفاق دوم «سنگاندازي ناخواسته» در مسير صنعتيسازي مسكن است. در حال حاضر رشته جديدي تحت عنوان ساخت صنعتي در دو بخش صنعت و مسكن بهوجود آمده كه اگر هر كدام از مسوولان و زيرمجموعههاي اين دو بخش در حوزه اجرا و سياستگذاري براي تقويت انگيزه سرمايهگذاران در اين رشته جديد همت نكنند، اميدي به دوام فعاليت در صنعتيسازي مسكن نميتوان داشت و بیم آن میرود این صنعت مغفول مانده در کشور بار دیگر قبل از بلوغ کامل از بین برود و نتوانیم آن را آنگونه که شایسته است، بشناسیم. در يك نمونه كاملا عيني، برخي از همين كارخانههايي كه مشغول توليد هستند، براي واردات يك دستگاه مخصوص مونتاژ قطعه پيشساخته در محل سازه، ماهها است مشغول رايزني براي صدور مجوز ورود هستند. اتفاق سوم «پرهيز از تحقيق و توسعه» است. به نظر ميرسد با به پايان رسيدن فاز اول اجراي طرح صنعتيسازي مسكن كه پايان نيمه اول امسال خواهد بود، لازم است شركتهاي فعال با تجديد نظر در ساختار فني و مهندسي خود، مسير اجراي فاز دوم را بهتر و تخصصيتر از گذشته دنبال كنند. در فاز دوم پروژه پایلوت صنعتیسازی در شهر جدید پرند، کارخانجات توانستهاند آمادگی بیشتری برای افزایش کیفیت، کاهش زمان تولید و ساخت بدون افزایش قیمت بهدست آورند و در نهادینهسازی احداث ساختمان به روش صنعتی کمک شایانی نمایند. ايراد شاخصي كه به تجربه اول وارد است، «تعداد طبقات كم» در ساختمانها است كه بهرهبرداري واقعي از زمين را عملا غيرممكن ميسازد. در پروژه 1100 واحدي همه بلوكها در سه طبقه احداث شده است. البته شاید این تعداد طبقه در این پروژه مورد توجه باشد، اما برای توانمندی کارخانجات استفاده از فناوریهاي نوین در کلان شهرها به ساخت با طبقات بیشتر مورد نیاز است. اين در حالي است كه اگر كارخانههاي توليد مسكن به فنآوري ساخت صنعتي بلندمرتبه – حداقل 4 يا 5 طبقه- دست پيدا كنند، با توجه به كمبود شديد زمين در برخی از نقاط كشور، امكان عرضه بيشتر واحد مسكوني در بازار مسكن فراهم خواهد شد. اما اين توقع منوط به صبور بودن برخي از مديران است كه بايد فرصتي اندك به شركتها داده شود تا براي نحوه تجديد قوا و دستيابي به فنآوريهاي مكمل، تحقيقات و برنامهريزيهاي لازم را انجام دهند. اتفاق چهارم «اتصال اجباري صنعتيسازي مسكن به مسكنمهر» است كه كار را دشوار و پيچيده كرده است. برخي مديران براي آنكه سريع و با عجله، آمار عملكرد در طرح مسكنمهر را افزايش دهند–هرچند طي ماههاي اخير آمار وضعيت مطلوب را نشان ميدهد- فشار غير متعارفي به مديران صنعتيساز وارد ميكنند. غافل از اينكه صنعتيسازي در آستانه راه قرار دارد و فعلا اين امكان وجود ندارد كه از همه ظرفيت كارخانهها استفاده شود. به نظر ميرسد مسكنمهر فرصت خوبي براي پا گرفتن كارخانههاي توليد قطعات پيشساخته فراهم آورده، به شرط آنكه از اين فرصت درست استفاده شود و صنعتیسازی با آرامش و تفکر در برنامهریزی با بهترین کیفیت در کشور محقق شود و تمامی جزئیات با تمرین و اجرا در کشور نهادینه گردد.
|