در جهان امروز كه رشد اقتصادی حرف اول را در ماراتن رقابت كشورها ميزند، تحلیل شرایط و پیشبینی وضعیت آتی از اهمیت بسزایی برخوردار
است.
در نوشتار پيشرو سعی میشود وضعيت بازارهای مالی از دیدگاه نموداری بررسی شده و احتمالات پر رنگ تر در آینده بیان شود. تحلیلگران تكنيكال با استفاده از سابقه نموداری شاخصهای مختلف؛ به بررسی وضعیت موجود و ارائه پیشبینیهای خود از آینده میپردازند اما قبل از هر پیشبینی باید درك صحیحی از گذشته و وضعیت فعلی حاصل شود.
با توجه به این عقیده، در نوشتار حاضر تلاش میشود تا با بررسی و تحلیل شاخصهای مهم در اقتصاد جهان و ایران، به پیشبینی از وضعیت آتی بازارهای مالی در ایران و جهان از نگاه نگارنده پرداخته شود.
در تحلیل تكنیكال، عقیده داریم كه حركتهای بازار در قالب آهنگ ویژه ای انجام میپذیرد كه به 5 موج صعودی و سه موج اصلاحی (نزولی) و در مجموع به یك چرخه كامل 8 موجی تقسیم میشوند.
تصویر این سیكل را میتوانید در نمودار شماره يك مشاهده كنيد. یك چرخه كامل به 8 موج تقسیم میشود كه به آن یك «سیكل» نیز میگویند. هر یك از این سیكلها میتوانند در درجات بزرگتر از خود نیز تشكیل شده و یا خود شامل درجات كوچكتری باشند كه در نهایت سوپر سیكلهای چندین ساله گرفته تا سیكلهای روزانه را پدید میآورند. (نمودار دو)
آنچه كه میتواند یك سرمایهگذار را موفق تر كند؛ شناسایی سیكلهای بزرگ جهانی در شاخصهای اقتصادی معتبر و نیز شناسایی موقعیت فعلی و شنا (سرمایهگذاری) در جهت روندهای بزرگ است.
حال اگر بتوانیم سیكلهای جهانی را مشخص كنیم و موقعیت بازار ایران را نیز در بین آنها تشخیص بدهیم، میتوانیم به پیشبینی موثري درباره وضعیت آينده برسیم. در بررسی هر واقعه مالی؛ شناسایی مبداء زمانی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. چرا كه اگر حركات بازارها را در برخی از برهههای زمانی نادیده بگیریم احتمال تشخیص اشتباه امواج و كجراهه رفتن افزایش مييابد؛ به همین دلیل سعی میشود كه دوره زماني طولاني را در بررسيهاي خود در نظر بگيريم.
شاید بتوان سال 1900 را مبنای مناسبی برای بررسیها دانست. علت اين امر نیز افزایش معاملات كاغذی و بورسبازي و رواج آنها پس از شروع قرن بيستم است. هر چند كه باز هم این حركات باید در قالب سیكلهای بزرگتر تجزیه و تحلیل بشوند.
اگر سال مبنا را 1900 میلادی در نظر بگیریم، انتخاب شاخصهای مهم برای تحليل، گام مهم بعدی است.
در این راستا، نفت و برخی از فلزات همیشه در صحنه اقتصاد جهانی حضور داشتهاند و در كنار آنها از قدیمیترین شاخص بورسهای جهان میتوان به شاخص داوجونز (سهام 30 شركت بزرگ آمريكا) اشاره داشت. پس برای ارائه یك پیشبینی بهتر؛ تصمیم گرفته شد تا قیمت نفت ، یكی از فلزات پرمصرف (مس) و نیز شاخص داو جونز به صورت نموداری در طول بازه زماني مورد اشاره بررسی شود.
در نمودار شماره سه، تغییرات شاخص داوجونز را از سال 1900 میلادی مشاهده ميكنيد. (مقياس لگاريتمي)
همانطور كه ملاحظه میكنيد كمترین میزان این شاخص در سال 1904 معادل با حدود 30 واحد و بیشترین آن در سال2008 و معادل با 14164 واحد بوده است. اگر ما بتوانیم اين شاخص را از روی مدل الیوت موج شماری كنیم میتوانیم در درك شرایط موجود به پیشرفت خوبی برسیم.
تصویر موج شماری داوجونز را در نمودار 4 ميبينيد.
این موج شماری با واقعیتهای تاریخی معاصر اقتصادی همخوانی زیادی دارد.
اولین بحران بزرگ جهانی پس از صنعتی شدن در سال 1929 میلادی رخ داد كه در پی آن جنگ جهانی دوم نیز به وقوع پیوست.
بحران دوم جهاني نیز در دهههای 70 و 80 میلادی با افزايش سرسامآور قيمت نفت به وقوع پیوست. اگر ما هر یك از بحرانهاي فوق را به عنوان یك حركت نزولی در اقتصاد جهان محسوب بكنیم؛ دو حركت نزولی اصلي تا قبل از سال 2000 میلادی داشتهایم.
حال اگر بخواهیم حركتهای بزرگ بازار را بشماریم، میتوانیم آغاز بحران سال 1929 را به عنوان پایان موج اول در نظر بگیریم.
بعد از آن، وارد یك دوره ركود میشویم و سپس وارد موج سوم بزرگ.
خود موج سوم نیز از یك سیكل با درجه كوچكتر تشكیل میشود كه عبارتند از: (این موج شماری توسط الیوت ارائه شده بود)
1932-1937 موج اول
1937-1942 موج دوم
1942-1966 موج سوم
1966-1974 موج چهارم
1974-1988 موج پنجم
از سال 88 میلادی وارد موج 4 بزرگ میشویم تا سال 92 كه موج 5 بزرگ بازار آغاز میشود و احتمالا در سال 2000 به اتمام میرسد.
در روزهای آخر سال 99 شاخص داو جونز با دستیابی به سطح 11722 واحد یك سیكل صعودی را تكمیل كرده و وارد امواج اصلاحی خود شد.
البته این موج شماری میتواند از منظر بسیاری مردود باشد اما نتیجه ای كه حاصل میشود میتواند در نهایت همسان باشد؛ كه به آن نیز خواهیم پرداخت.
اگر امواج صعودی در سال 2000 به اتمام رسیده باشند؛ از آن پس اصولا باید شاهد امواج نزولی و اصلاحی باشیم.
حركات شاخص داوجونز در هزاره سوم به این ترتیب است:
2000-2004 نزولی
2004-2008 صعودی
2008-2009 نزولی
2009-2011 صعودی
شاید محتملترین حالت یك موج اصلاحی abc تا سال 2009 (در قالب یك پهنه نامنظم) باشد. اما باید دید اصلاح و نزول قیمتها در سال 2009 به اتمام رسیدهاند و یا امكان برگشت اصلاح قیمتها وجود دارد؟
حركت بعدی شاخص تا سال 2011 بیشتر شبیه یك «سه موجی» است. این رفتار در فلزات نیز دیده میشود. این حركت به ما اخطار میدهد شاید در ادامه امواج اصلاحی باشیم و شاید امواج اصلاحی مركب هنوز ادامه داشته باشند. در اين ميان، شواهد مبنی بر ادامه اصلاح قیمتها بیشتر از ادامه رشد قیمتها است.
پس ما فرض میكنیم كه حركت از 2009 تا 2011 از جنس جنبشی نباشد و یك حركت اصلاحی در جهت نزول قیمتها باشد. سادهترین تصوری كه میتوان داشت یك wxy یا همان موج اصلاحی مركب سه تایی دوگانه است. اولین بخش از آن یعنی w از سال 2000 شروع شده و در 2008 خاتمه یافته و بخش دوم حركت به نظر میرسد در سال 2011 با یك حركت سه تایی به اتمام رسیده باشد (x). پس احتمالا بعد از آن وارد موج Y شده باشیم. تصویر موج شماری نزولي شاخص داوجونز بعد از سال 2000 میلادی را در نمودار 5 ملاحظه ميكنيد. حالتهایی كه در موج Y میتوانیم در پیش داشته باشیم به شكل نمودارهاي 6 و 7 هستند.
ملاحظه میفرمایید كه با حداقل 8 حالت مختلف روبهرو هستیم، حتی امواج اصلاحی میتوانند از حالت دوگانه (Double - three) در ادامه به سهگانه (Triple – three) نیز تبدیل بشوند.
حال اگر این مبحث را در روی نمودارهای نفت و یكی از فلزات ادامه بدهیم شاید به نتیجه بهتری نیز برسیم. ابتدا به نمودار 8 يعني نفت میپردازیم.
نمودار تغییرات قیمتی نفت؛ بسیار شبیه به شاخص داو جونز است و تقریبا میتوان همان حالتها را بر روی نمودار نفت نیز پیاده كرد. (نمودار 9)
رفتار قیمتی فلز مس به عنوان نماینده گروه فلزی نیز به صورت نمودار 10 است. الگوهای قیمتی در نفت و مس مشابه یكدیگر هستند. در هر دوی این نمودارها، اصلاح قیمتی سال 2008 به میزانی بوده كه یك تحلیلگر را تا حد زیادی به موج دومی بودن این جنس اصلاحات قانع میكند. اما موج شماری نزولی مس را نیز میتوان به صورت نمودار 11 تفكیك كرد. (رجوع كنيد به صفحه 17) موج شماری اصلاحی مس بیشتر شبیه یك پهنه نامنظم (Irregular flat) تا سال 2008 است. احتمالا موج صعودی بعدی یك موج اصلاحی در جهت منفی برای پيوستن به اصلاح بعدی است. نگارنده اصلاح بین سالهای 2000 و 2008 را موج w فرض ميكند و موج صعودی تا سال 2011 را x در نظر میگیرد.
اما خود موج Y میتواند حالتهای زیادی را در پیش بگیرد.
در اينجا سعی ميكنيم همه این حالتها را بررسی كنيم.
فلت (Flat) میتواند به دو حالت منظم و غیرمنظم تقسیم شود:
1- در حالت منظم احتمال اینكه قیمت نفت از سقف سال 2011 عبور بكند كم خواهد بود؛ در نهايت نیز به سمت قیمتهای پایینتر و احتمالا حوالی 50 دلار حركت ميكند.
2- در حالت فلت نامنظم؛ حركات قیمتی دقیقا شبیه موج W یعنی رفتاري مشابه سالهای 2000-2008 خواهد بود. در این حالت قیمت نفت میتواند تا سطوح سقف سال 2008 (140 دلار در هر بشكه) رشد بكند اما در این سناریو نیز بعد از دست یابی به قله جدید دوباره حركت قیمتی شبیه سال 2008 را در پیش خواهد داشت و به سقوط سنگين ختم ميشود.
3 - در سناریو اصلاح زیگزاگ برای نفت و فلزات و شاخصها، بدون اینكه بتوانند از سقفهاي قیمتی سال 2011 عبور كنند به مرور به سمت اعدادی كه در سال 2008 (زمان سقوط قيمتها) دیده بودند، خواهند رفت.
4 - اما خوشبینانهترین حالت اصلاح میتواند یك مثلث در موج Y باشد. در این صورت كاهش قیمتی شدیدی در انتظار نفت و فلزات و شاخصها نخواهد بود و احتمالا قیمتها با همگرا شدن به سمت ارقام میانه تر تحت نوسانهایی میرا خواهند شد و از شر نزول بیشتر در امان خواهند بود. در این صورت، قیمت نفت در نزول خود شاید به كف 70 دلار بسنده كند.
با توجه به اینكه سه مورد از 4 احتمال بالا، حاكی از نزول نهایی قیمت نفت حتی تا سطح 50 دلار و شاید هم كمتر است، پس این احتمال را باید جدیتر گرفت و بر مبنای اصل احتیاط در سرمایهگذاریها این امر را در محاسبات در نظر داشت. (منظور از 50 دلار دقیقا به معنای رسیدن قیمت به آن سطح نيست بلكه مسیر حركت به سمت پایین خواهد بود و هدف مزبور یك هدف طبيعي است كه امكان رسیدن به آن وجود دارد اما قطعی نيست.)
البته هر چقدر كه در بعد زمان پیشروی بكنیم، ابعاد این حركات بیشتر روشن شده و بیشتر قابلیت پیشبینی دقیق خواهند داشت. با این دانستهها به استقبال و بررسی بورس ایران ميرويم تا با تركیب این دو به نتیجه بهتری برسیم. با توجه به اینكه بازار سرمايه ایران از سال 70 به بعد بیشتر مورد توجه قرار گرفته، مبنا را سال 1370 شمسی قرار ميدهيم؛ یعنی حوالی سال 1992 میلادی كه مقارن است با شروع موج 5 شاخص داو جونز و بيشتر شاخصهای معتبر و قدیمی جهانی.
از سال 70 به بعد؛ دو مرحله رشد قیمتها و دو مرحله كاهش قیمتها را داشتهایم.
مرحله اول مربوط به سالهای 74 و 75 بوده كه با رشد عمومی قیمتها به دنبال آزاد سازی فضای اقتصاد ایران رخ داد.
پس از آن در سالهای 76 و 77 با ركود نسبی در معاملات و كاهش قیمتها مواجه شدیم؛ اما از اوایل سال 78، قيمت سهام با رشد مواجه شد و در سال 82 به اوج رسید. سپس دوباره شاهد كاهش قیمتها و ركود در معاملات بودیم. پس از آن، تا سال 84 دو صعود و سقوط در قیمتها داشتهایم كه نتيجه آن فتح قلههای جدید قيمتي در سهام بيشتر شركتهای بورسی میباشد.
از سال 86، دوباره با افزایش قیمتهای جهانی بورس ایران عزم رشد كرد كه با سقوط شدید قیمتهای مواد خام در جهان، این تلاش محكوم به شكست شد ولی از سال 88 و با رشد دوباره قیمتهای جهانی، بورس ایران نیز وارد موج جدیدی از افزایش قیمت سهام شد.
براساس موج شماري، تا امروز بورس ایران اینگونه رفتار كرده است:
75-74 موج اول
78-75 موج دوم
83-78 موج سوم
87-83 موج چهارم
- موج پنجم از سال 88 به بعد
اگر در یك سیكل صعودی دارای 5 موج باشیم، 4 مورد آن سپری شده و نوبت به آخرین رسیده و حال باید پرسيد كه آیا موج 5 نیز به پايان رسیده یا هنوز در ادامه موج 5 هستیم؟
نگاهی به شاخص كل بورس تهران نیز نشان میدهد چنین حالتی از موج شماری را داشتهایم. (نمودار 12)
حال باید بررسی شود كه آیا موج 5 بورس ایران به پايان رسیده یا هنوز در آن هستیم؟
هرچند بررسی بلند مدت شاخص بورس تهران اطلاعات جالبی به تحلیلگر میدهد اما تجربیات شخصی نگارنده ثابت كرده بررسی این شاخص در كوتاهمدت ممكن است باعث اشتباهاتی شود.
بنابراین، در تحلیل ریز موجهای شاخص در موج 5 احتمالی به بررسی تكنیكی برخی از قدیمیترین شركتهای بازار كه از آغاز به كار بورس تهران در آن بوده، میپردازیم نمودار 13 موج شماري سرمايهگذاري غدير را نشان ميدهد.
البته رفتار این سهم در سالهای تا قبل از 82 مثل اكثریت بازار بوده و تا سال 88 شمسی 4 موج خود را احتمالا گذرانده و حال در موج 5 است. بنده دو حالت موج شماری از سرمایهگذاری غدیر را بیشتر محتمل میدانم. در هر دو در پیش بودن موج 5 از 5 بزرگ ثابت ولی در یكی در آغاز موج 5 و در دیگری هنوز در آغاز موج 5 از سه هستیم و بعد از یك دوره نزول قیمتها، دوباره به پیشواز موج 5 بزرگ خواهیم رفت. جالب است بدانيد نمودار اغلب شركتهای سرمایهگذاری بورس تهران شرایطی شبیه به غدير را دارند. اما بهتر هست به بررسی چند سهم تازه وارد هم بپردازیم. ابتدا به فولاد مباركه اشاره میكنیم. نمودار شماره 14 وضعيت رفتاري اين سهم با اعمال سود نقدی را نشان ميدهد.
«فولاد» از سال 85 وارد بورس ایران شده و از سال 88 حركت اصلی خود را شروع كرده است. در مورد این سهم هم میتوان موج شماریهای متنوعی ارائه داد ولی در پیش بودن حداقل یك موج پیشرو به نام موج 5 در این سهم نیز احتمال بسیار زیادی دارد. حال به بررسی نمودار مخابرات ايران میپردازیم. (نمودار 15)
نمودار مخابرات نیز نشان میدهد حتی اگر موج اول بزرگ را نادیده بگیریم باز هم یك موج صعودی دیگر به بازار بدهكار است. بنابراين، به احتمال زیاد موج 5 در شركتها پیشرو است.
موج 5 از منظر ماهیت به گونهای است كه نمیتوان برای آن هدف خاصی تعیین كرد. یعنی هم میتواند موجی عمیق و بزرگ باشد و هم كوتاه و گذرا. تحلیلگران قدیمی بازار لزوم هوشیاری سرمايهگذاران در موج 5 را گوشزد ميكنند. با توجه به توضيحات ارائهشده، سناریوهای محتمل برای بورس تهران میتواند به ترتیب زیر باشد:
1: در موج 5 از سه از 5 باشیم؛ در این صورت بازار مدتی رشد خواهد كرد سپس مثل سال 90 نزولی در پیش خواهد داشت و سپس دوباره صعود خواهد كرد. این صعود آخرین صعود بازار در قالب امواج حركتی خواهند بود و بازار بعد از آن وارد ركودی شاید چند ساله خواهد شد.
2: در موج 5 از 5 بزرگ باشیم؛ در این صورت همین صعود فعلی آخرین صعود بازار خواهد بود و بعد از آن وارد اصلاح چند ساله خواهیم شد.
3: پیش فرضهای ما در مورد موج شماری امواج داخلی بورس ایران اشتباه باشند؛ در این صورت بازار طی سالهای آتی اصلاح چندانی نخواهد شد. در هر صورت به نظر میرسد يا در موج 5 صعودي قرار داريم و يا یك موج صعودی دیگر در بازار
در پيش است.
گستره این موج بسته به نرخ ارز و قیمتهای جهانی و تحولات كلان اقتصادی و سیاسی خواهد بود اما در عین حال باید گوش به زنگ بوده و با احتیاط بیشتری عمل كرد؛ زيرا نمای شاخص بورس تهران نشان میدهد بعد از اتمام روند صعودی پیش روی بازار؛ به اصلاحی خواهیم رفت كه شاید چند سال طول بكشد.
در پايان توجه شما را به نمودار شماره 16 جلب ميكنم كه وضعيت تركيبي بين رفتار شاخص بورس تهران (خط آبيرنگ) و شاخص داوجونز آمريكا (خط مشكي رنگ) را نشان ميدهد. شباهت اين دو نمودار علاوه بر آنكه از درهمتنيدگي رفتار بورس تهران با بازارهاي جهاني حكايت دارد، از سرنوشت مشابه اين دو در آينده نيز پرده برميدارد؛ سرنوشتي كه در اين نوشتار به صورت در پيش بردن يك صعود ديگر پيش از وقوع سقوط و ركود بلندمدت ارائه شد.
* (تحلیلگر بازارهای مالی)
Saeiddk66@yahoo.com