|
تعداد مشاهده : 744 بار
کد خبر :
DEN-
39635
تاريخ
چاپ :
پنجشنبه 30 فروردين 1386
|
يادداشت
رفتارهاي سرمايهگذاران
امروزه يكي از مهمترين مطالب موردنياز در بازارهاي مالي جهت فراگيري بهتر ساز وكار اين بازارها، عبارت است از مقوله روانشناسي بازار و افراد دخيل در آن به منظور پيشبيني هر چه بهتر رفتارهاي انساني و تاثيرات آنها بر بازار سهام. از آنجايي كه عملكردها موجب شكلگيري روندها ميشوند، تحركات بازار و نوسانات قيمتي ماحصل نيازها و كردارهاي بازيگران آن هستند كه هر كدام بر حسب موقعيت و افق ديد خود به فعاليت در بازار مشغولند، در ذيل مهمترين اين رفتارها بيان شدهاند.
1 - تمركز سرمايهگذار بر بازده موردانتظار و درجه ريسك است. در نتيجه در شكلگيري معاملات، قيمتها و حجم معاملات بر اساس بازده موردنظر سرمايهگذار در آينده در برابر ريسك سرمايهگذاري تعيين ميشود. در اين روش سرمايهگذار با اتكاي بيشتر بر روشهاي تحليل بنيادي، سهام و صورتهاي مالي آن را مورد توجه قرار ميدهد و در بيشتر موارد افق سرمايهگذاري ميانمدت و بلندمدت است. 2 - سرمايهگذار پس از خريد، نگهداري سهام را با توجه به ارزش مورد انتظار از نوسانات قيمتي مورد توجه قرار ميدهد، به عنوان مثال چنانچه در شرايط رونق بازار باشد و قيمت سهام رو به رشد باشد، ماندگاري در اين حالت بيشتر است هر چند كه بر خلاف گروه اول، از نظر تحليلي توجيه براي قيمت وجود نداشته باشد. در شرايط ركود نيز بر عكس حالت اول است. به اين معنا كه ماندگاري و تحمل كاهش قيمت در دوره بحران اندك ميشود. اينگونه سهامداران كه بيشتر نوسانگيران(noise trader) هستند، بيشتر بنا بر جو عمومي بازار سرمايهگذاري ميكنند و افق بسيار كوتاهمدت دارند و از درجه ريسكپذيري بالايي برخوردارند. 3 - سرمايهگذاران اين گروه كه تخصصيترين نوع سرمايهگذاري را انجام ميدهند، بر پايه اطلاعات و دانش مبتني بر آن، به فعاليت در بازار ميپردازند. در گروه اول تنها ريسك و بازده مورد توجه بوده و به طور جامع تحليل بنيادي شركت صورت نميپذيرفت. اما در اين نوع سرمايهگذاري، سهامدار در ابتدا به كسب اطلاعات از شركت ميپردازد. سپس با كمك روشهاي بنيادي و تكنيكي، قيمت خريد را ارزيابي ميكند و تقاضاي خود را شكل ميدهد. با كمك تحليل بنيادي، ارزش سهام مورد نظر يافت ميشود و سپس با تحليل تكنيكال، نوسانات قيمت و نقاط ورود و خروج از سهم را مشخص ميكند. بيشتر گروه فعال در اين روش كه تا حدودي جدا از جو بازار نيز فعاليت ميكنند، سرمايهگذاران با افق بلندمدت و ميانمدت هستند. بسياري از معاملات شركتهاي سرمايهگذاري نيز در اين قالب وجود دارد. پديده چسبندگي به سهام سرمايهگذاران به دلايل مختلف نسبت به سهام خريداري شده خود چسبندگي نشان ميدهند. به عنوان مثال انتظار دارند كه در آينده نرخ بازده مورد انتظارشان افزايش يابد. بنابراين به نگهداري سهام تا رسيدن به عدد موردنظرشان ميپردازند. تحليل بعدي درباره چسبندگي بر سهام كه بيشتر در شركتهاي سرمايهگذاري متداول شده است، از كاهش قيمت تمام شده برميآيد. به اين ترتيب كه در زمان كاهش قيمتها، نه تنها اين گروه اقدام به فروش و خروج از سهم نميكنند، بلكه تعداد سهام خود را در شركت موردنظر افزايش ميدهند تا قيمت تمامشده كل را كاهش دهند. در برخي از مواقع ماندگاري بر سهام تنها با هدف كسب سود نقدي و ورود به مجامع است. شرايط عمومي بازار و شركت براي اين گونه از سهامداران چندان مطرح نيست و هر چقدر كه درصد سود تقسيمي شركت بيشتر باشد، ماندگاري خود بر سهم را بيشتر ميكنند. دليل آخر ماندگاري و چسبندگي سهم عبارت است از اهداف مديريتي، داشتن عضو هياتمديره و راهبري شركت كه موجب ميشود اين گونه سرمايهگذاران، تمايلي به عرضه سهام خود نداشته باشند. عوامل اثرگذار بر رفتارهاي سرمايهگذاري جدا از رفتارهاي متفاوت هر گروه كه در بالا بيان شد، برخي از عوامل هستند كه ميتوانند به طور مقطعي، رفتارهاي سرمايهگذاران در بازار سرمايه را دستخوش تغيير كنند. عواملي چون تباني، كاهش يا افزايش درجه نقدشوندگي در سهام، صنعت و بازار، وجود حبابهاي قيمتي، عوامل برونزاي سياسي و اقتصادي و .... گروههاي سرمايهگذار ميتوانند به ويژه در حالت سوم با پديده تباني به رشد يا نزول قيمت يك سهم كمك كنند كه در نتيجه به طور موقت ساختار فعاليت ساير گروهها مختل خواهد شد. زيرا علاوهبر تغيير بر بازده مورد انتظار، ورود و خروج noise traderها تقويت يافته يا كم ميشود كه در نتيجه تصميمات ساير سرمايهگذاران را دستخوش نوسان ميكنند. همچنين در شرايط پديد آمدن حباب قيمتي، عملكرد سرمايهگذاران درباره چسبندگي به سهم تغيير مييابد و ورود و خروج به شركت يا صنعت مورد نظر همگراتر ميشوند. اين پديده در مقايسه بازار سرمايه با ساير بازارهاي رقيب مثل بازار پول، طلا، مسكن و ... نيز مشهود است. منبع: بولتن آريا سهم
|