|
تعداد مشاهده : 1398 بار
کد خبر :
DEN-
51908
تاريخ
چاپ :
پنجشنبه 7 تير 1386
|
به بهانه سخنان اخیر مهندس میرحسین موسوی
اصلاحطلبی پوپولیسم چپ
دكتر موسی غنینژاد پوپولیسم راست به رغم شعارهای پر طمطراق نه تنها عملا هیچ گامی در جهت اجرایی كردن سیاستهای كلی اصل 44 قانون اساسی بر نداشته است بلكه با گسترده تر كردن دخالتهای دولت در ساز و كار همه بازارها در حقیقت در جهت ناممكن كردن اجرای آنها حركت كرده است.

|
مناسبتهای تاریخی خرداد و تیر ماه سال 1386 فرصتی ایجاد كرد تا پوپولیستهای چپ به دلایلی كم و بیش روشن یك بار دیگر مطبوعات را عرصه تاخت و تازهای ایدئولوژیك خود قرار دهند. انقلاب فرهنگی، درگذشت مرحوم دكتر شریعتی و سالروز هفتم تیر ماه موجب طرح دیدگاههایی شد كه در نهایت نشان ميداد میان پوپولیسم راست و چپ تفاوت چندانی وجود ندارد و چه بسا نوع چپ آن زیانبارتر از همزاد راست خود است. در بزرگداشت مرحوم دكتر شریعتی صفحات پر شماری از مطبوعات اصلاحطلب زندگی سیاسی و آثار و اندیشههای وی را مورد بررسی قرار دادند، اما هیچكدام معلوم نكردند كه خطابهها و نوشتههای پر شور و احساس وی مخاطبان خود را به كدام ابزار عقلی و علمی مجهز ميساخت تا به كمك آن بتوان جامعه مدرن و پر رونقی را ساخت. تنفر دكتر شریعتی از نظام بازار (تجارت) و القاي این تنفر به عنوان معنویت با كدام اصل از اصول مدرنیته سازگار است، مدرنیتهای كه چپهای سابق و اصلاح طلبان امروز به مدعیان پر شور آن تبدیل شدهاند؟ مفاهیم تو خالی یا ضد مفهومهایی مانند «استحمار» چه غنای فكری به جوان امروزی ميبخشد كه توسط آن به اندیشهورزی و تحلیل بپردازد؟ تبلیغ سوسیالیسم تخیلی با الفاظ اسلامی كدام گره از مشكلات اقتصادی عدیده جامعه ما را ميتواند باز كند؟ ترویج اندیشههای منسوخ فرانتس فانون كه قطع ارتباط و ستیز با جوامع صنعتی پیشرفته را پیش شرط توسعه سیاسی-اقتصادی ميداند چه راه حلی برای معضلات روابط كشور ما با اقتصاد جهانی ارائه ميدهد؟ اما شاید از همه جالب تر سخنان نخستوزیر سابق در خصوص مباحث اقتصادی باشد كه برای نقد سیاستهای كلی اصل 44 قانون اساسی، اصل 43 را مورد تاكید قرار ميدهد و «اقتصاد اخلاقی» را چارهساز مشكلات ميداند. آقای میرحسین موسوی در سخنرانی خود به مناسبت سالروز هفتم تیر، كم رنگ شدن آرمانهای اولیه انقلاب، قطع ارتباط مسوولان با مردم و كنار نهادن احساسات و اخلاق در رابطه با مسائل اقتصادی را سر منشا مشكلات اقتصادی امروزی جامعه ما به خصوص فقر معرفی ميكند. او همچون گذشته توصیه ميكند كه كارشناسان اقتصادی باید «بروند حافظ و مولوی بخوانند» تا «اقتصاد اخلاقی» شكل بگیرد چرا كه «رشد كشور ما در گرو یك اقتصاد اخلاقی و یك سیاست اخلاقی است و جز این با مردم نمی توانیم ارتباط برقرار كنیم».{روزنامه هم میهن، 3 تیر 1386 ص 3} آقای موسوی در عین حال یكی از اشكالات نظام تصمیمگیری اقتصادی را در این ميداند كه در كشور ما پس از گذشت زمان و دور شدن از سالهای اولیه انقلاب، ذكر برخی «نظرها و شعارها مثلاً اشاره به انقلاب، صدور انقلاب و وضعیت مستضعفان» در مقدمه گزارشهای اقتصادی «سازمان مدیریت، بانك مركزی و وزارت امور اقتصادی و دارایی» به فراموشی سپرده شده است. {همانجا، ص2}او اصل 43 قانون اساسی را مورد تاكید قرار ميدهد و ميگوید «من فكر ميكنم این اصل به قدری با اهمیت و سرنوشت ساز برای انقلاب اسلامی است كه قاعدتا باید سایر اصول قانون اساسی هنگامی كه مورد تفسیر واقع ميشوند با رجوع به این اصل و ملاحظات این اصل تفسیر شود» {همانجا، ص3} منظور وی از تفسیر جدید اصل 44 قانون اساسی است كه گویا با غفلت از اصل 43 صورت گرفته است. اصل 43 كه این همه مورد تاكید آقای موسوی قرار ميگیرد در واقع بیان مجموعهای از آرمانها و آرزوهاست كه به توصیف وضعیت مطلوبی ميپردازد كه باید در جهت آن حركت كرد. در این اصل هیچ اشارهای به ساز و كار رسیدن به این آرمانها و یا ساختار نظام اقتصادی كه لازمه تحقق بخشیدن به آنهاست نشده است. در واقع در اصل بعدی، یعنی همان اصل 44 است كه كلیات نظام اقتصادی جمهوری اسلامی توصیف ميشود. تاكید مفاد صدر اصل 44 بر دولتی بودن بخشهای وسیعی از اقتصاد ملی به ویژه بخشهای زیر بنایی، آشكارا هدفی جز تحقق بخشیدن به آرمانهای بیان شده در اصل 43 و به ویژه هدف خودكفایی و استقلال اقتصادی ندارد. پس از نزدیك به سه دهه تجربه، اكثریت قریب به اتفاق اقتصاددانان و نیز سیاستمداران رده بالای كشور به این نتیجه رسیدهاند كه اقتصاد دولتی برای رسیدن به آرمانها و اهداف اعلام شده در اصل 43 قانون اساسی كار ساز نیست. تدوین و ابلاغ سیاستهای كلی اصل 44 قانون اساسی كه عمدتا ناظر بر غیر دولتی كردن اقتصاد ملی است از این واقعیت نشات گرفته است و بر خلاف تصور آقای موسوی نه تنها نشانه غفلت از اصل 43 نیست بلكه برعكس گویای توجه و نگرانی تدوینكنندگان این سیاستهای كلی به تحقق نیافتن آن است. آقای نخستوزیر همانند اغلب همفكران چپگرای خود انسان دوستی را منحصر به فرقه خود ميداند و معتقد است كه آنهایی كه مانند او نمیاندیشند احساسات انسان دوستانه ندارند. ایشان در سراسر گفتار خود چنین القا ميكنند كه همه دستاندركاران سیاسی از آرمانهای انسان دوستانه اوایل انقلاب (كه در اصل 43 قانون اساسی تبلور یافته) فاصله گرفتهاند و نسخه اصلی آنها با گذشت زمان به كپی كم رنگ و بیخاصیتی تبدیل شده است. آقای موسوی البته توضیح روشن و سازگاری درباره اینكه چرا چنین چیزی اتفاق افتاد نمیدهند و صرفا بر دور شدن مسوولان از مردم و غفلت از آرمانها تاكید ميورزند. اگر ایشان انسان دوستی را در انحصار خود نمی دانستند آن وقت ميپذیرفتند كه ممكن است عدهای هم از روی اهداف خیرخواهانه به تفسیر جدید از اصل 44 متوسل شده باشند و اینكه اختلاف نظر دیگران با ایشان بر سر اهداف انسان دوستانه نیست بلكه بر سر شیوههای تحقق بخشیدن به آنهاست. بنا بر این بحث اصلی بر سر موعظههای اخلاقی و گریه كردن به حال بینوایان نیست بلكه اندیشیدن تدبیر و ساز و كاری است كه فقر و بد بختی را كاهش دهد و این نیست مگر اندیشیدن در باره نظام اقتصادی كارآمد كه به بهبود وضعیت عامه مردم بیانجامد. آقای موسوی و همفكران وی اگر منصف باشند و فرض را بر این بگذارند كه رقبای فكری ایشان هم ميتوانند از احساسات و ارزشهای انسان دوستانه برخوردار باشند ناگزیر باید درباره نظام اقتصادی مورد نظر خود بحث كنند. بهتر است ایشان توضیح دهند كه «اقتصاد اخلاقی» مورد نظرشان چه ساز و كاری دارد و تخصیص منابع را بر اساس كدام اصل علمی انجام ميدهد. حافظ و سعدی قلههای اندیشه عرفانی اند و ایرانیان هشتصد سال است كه آنها را ميخوانند اما هنوز كسی نتوانسته است «نظام اقتصادی» از نوشتههای آنها استخراج كند و چنین توقعی هم البته كاملا بیربط است. وارد كردن شعارهای احساسی و ذكر مصیبت ستم دیدگان در مقدمه گزارشهای اقتصادی رسمی به ارائه طریقی برای ایجاد اشتغال و فقرزدایی نمیانجامد. به صرف ساده زیستی و تشبه مسوولان به مردم عادی مشكلات اقتصادی حل نمی شود. اینها شعارهای پوپولیستی است و ما مدتی است كه در حال سپری كردن این تجربه هستیم و نتایج آن را به عینه و روزمره ميبینیم، بنابراین طرح چنین شعارهایی از موضع چپ چه دردی را دوا ميكند؟ آیا قرار است پس از پوپولیسم راست این بار زمینه را برای سیطره پوپولیسم چپ آماده كنیم؟ پوپولیسم راست به رغم شعارهای پر طمطراق نه تنها عملا هیچ گامی در جهت اجرایی كردن سیاستهای كلی اصل 44 قانون اساسی بر نداشته است بلكه با گسترده تر كردن دخالتهای دولت در ساز و كار همه بازارها در حقیقت در جهت ناممكن كردن اجرای آنها حركت كرده است. اكنون به نظر ميرسد كه پوپولیسم چپ هم صدا با هم سنخان راست خود در یك اتحاد نامقدس آگاهانه یا تصادفی، تیشه به ریشه نهال كم جان اقتصادی آزاد در این مرز و بوم ميزند. حمله چپ و راست بر اصلاحات اقتصادی اوایل دهه 1370 هنوز از یادها نرفته و آثار آن به صورت اقتصاد دولتی عظیم و بیقواره اكنون روی دستانمان است. به راستی زیر سوال بردن اجماع مربوط به غیر دولتی كردن اقتصاد ملی كدام هدف متعالی را با چه وسیله ای دنبال ميكند؟ روشنفكران اصلاحطلب كه در مطبوعات خود پوپولیسم چپ را به صورت تایید آمیزی مطرح ميكنند ميخواهند چه درس اخلاقی به جوانان بدهند؟ اینكه هدف وسیله را توجیه ميكند و در عصر سیطره پوپولیسم باید همرنگ جماعت شد؟ منبع: Rastak.com
|