|
تعداد مشاهده : 959 بار
کد خبر :
DEN-
52103
تاريخ
چاپ :
پنجشنبه 7 تير 1386
|
يادداشت
الزامات زيستن در عصر جديد
به بهانه شروع سهميهبندي بنزین علي سرزعيم بالاخره بعد از سالها بحث كارشناسي و ماهها بحث در ميان محافل تصميمگيري، تجديدنظر در سياست عرضه بنزين به شكل سهميهبندي عملياتي شد.
متعاقب اين امر حوادث ناگواري در سطح شهر تهران بهوقوع پيوست. با توجه به اهميت موضوع، بر روشنفكران، كارشناسان، روزنامه نگاران و همه مشفقان مملكت فرض است تا نسبت به آگاه كردن توده مردم و پاسخگويي نسبت به ذهنيتهاي متداول اقدام نمايند. اگرچه در گذشته به كرات در اين زمينه صحبت شده است اما مقطع فعلي از اهميت بسزايي برخوردار است و تكرار در جهت اقناع توده مردم نه تنها اشكالي ندارد بلكه ضروري است. سوال رايج و پوپوليستي كه اخيرا در ميان مردم رواج يافته و انتظار ميرود تا به سرعت در ميان جامعه گسترش يافته و زمينه اي براي مخالفت با اقدام دولت را فراهم آورد، اين است كه چرا ايران كه داراي مخازن عظيم نفت است، بايد در مصرف بنزين با خست رفتار كرده و سهميهبندي آن را اجرا كند؟ برخي از مردم سوال ميكنند لااقل كشور ايران از اين حيث غني است اما مسوولان نميگذارند در اين زمينه خاص نيز مردم از تنعم برخوردار شوند. اين سخنان بيش از آنكه استدلال باشد نوعي سخنان تبليغاتي است كه داراي وجه پوپوليستي و عوام گرايانه است، چرا كه ظاهر منطقي دارد و به سادگي قابل نقل قول و انتشار است و در اذهان ناآگاه به سرعت حاكم ميشود. لذا ضروري است تا جواب آن به روشني عنوان شود و در جهت تنوير افكار عمومي و جلوگيري از شيوع اين ذهنيت غلط ترويج گردد. دليل اينكه چرا ايران بهرغم برخورداري از منابع عظيم نفت بايد تن به محدود كردن مصرف بنزين دهد، اين است كه اقتصاد ايران تا حدود زيادي در اقتصاد جهاني وارد شده است. امروزه در سبد كالاي مصرفي توده مردم اقلام مختلف كالاهاي وارداتي ديده ميشود. اين به آن معني است كه بخش بزرگي از رفاه توده مردم در زندگي روزمره ناشي از كالاهاي توليد خارج است. روشن است استفاده از كالاهاي وارداتي منوط به پرداخت ارز ميباشد. حال هر ايراني ميتواند به شكل عقلايي بيانديشد كه آيا ميخواهد نفت يا فرآورده آن را كه همان بنزين باشد، بيشتر مصرف كند يا واردات بنزين را كاهش دهد و در مقابل درآمد ارزي خود را صرف واردات ديگر كالاهاي مصرفي و اقلام سرمايهگذاري نمايد. هر ايراني ميتواند به شكل عقلايي توجه كند كه محدوديت منابع حاكم است لذا درآمد ارزي كشور اگر صرف واردات بنزين شود، از واردات ديگر كالاها (اعم از مصرفي و سرمايهاي) باز خواهد ماند. دولت ميتواند بنزين را در سطح بيشتري وارد كند و حتي با اعطاي سوبسيد آن را به قيمت 30تومان به فروش برساند، اما در مقابل واردات بسياري از كالاهاي مهم با محدوديت روبرو شود. آيا اين اقدام صحيح خواهد بود؟ آيا قيمت بنزين آنچنان در رفاه عمومي سهم دارد كه بتوان به هزينه آن از ديگر اقلام وارداتي صرف نظر كرد؟ بسيار بعيد است كه چنين باشد، چرا كه در اغلب كشورهاي دنيا مردم توانستهاند با قيمتهاي بالاي بنزين سازگار شوند و در عوض رفاه خود را از مصرف كالاهاي ديگر حداكثر نمايند. لذا ايران نيز استثنايي براين قاعده نخواهد بود. روشن است كه در عصر جهاني شدن، مصرف هر كالايي تجاري بايد با هزينه فرصت آن كه همانا مصرف ديگر كالاهاي تجاري باشد مقايسه گردد. اگر اقتصاد ايران كاملا بسته و در چارچوب مرزها محدود بود شايد ادعاي مذكور توجيه داشت اما وقتي در هر سال قريب 40ميليارد دلار واردات انجام ميشود، ديگر بايد پذيرفت كه ما هم در اقتصاد جهاني جذب شده ايم و بايد تبعات مثبت (كه همانا مصرف كالاهاي با كيفيت و ارزان وارداتي است) و منفي آن (كه همانا خودداري از مصرف ديگر كالاهاي تجاري نظير نفت و گاز و بنزين) را همزمان پذيرا شويم. نكته اي كه در اين مقطع با سياست مداران بايد در ميانگذارده شود، اين است كه شجاعت و پايداري در جهت اصلاح سياستهاي غلط از ويژگيهاي حاكمان موفق به شمار ميرود. عقبنشيني و وا دادن در برابر اولين موج مخالفت مردم نه تنها موجب گسترش اين مخالفتها ميشود، بلكه انجام اين اقدام درست را سالها به عقب مياندازد و شايد انجام آن در آن زمان به مراتب سختتر از وضع كنوني باشد، همانطور كه اصلاح قيمت بنزين در دهه 70 بسيار راحتتر از زمان فعلي بود. علاوه بر آن بايد توجه داشت كه عقبنشيني از اجراي اين سياست مهم سيگنالي به كشورهاي سلطه جو در شوراي امنيت است چرا كه اين تصور در آنها ايجاد ميشود كه راه فشار وارد كردن بر حكومت از طريق اعمال محدوديت در واردات بنزين به ايران است، چرا كه به تصور آنها با اين اقدام مخالفت عمومي مردم متوجه مسوولان كشور خواهد شد. عقبنشيني در اين مقطع موجب عقبنشينيهاي بزرگتر در ديگر عرصهها است. بسيج خيرخواهان، روشنفكران و مسوولان در اجراي موفقيتآميز سهميهبندي ميتواند راه را براي ديگر اصلاحات اقتصادي باز كند كه پيامدهاي مثبت آن به مرور در كام ملت ايران خواهد نشست. انشاءا...
|