|
تعداد مشاهده : 876 بار
کد خبر :
DEN-
79298
تاريخ
چاپ :
چهارشنبه 14 آذر 1386
|
هزينههاي زندگي معلولان
ما هم هستيم
امير هادي انواري پله كابوس است، ركاب بلند اتوبوس كابوس است، جوي آب بدون پل كابوس است، ايستگاه شلوغ مترو كابوس است و... .

|
هستيم مثل شما براي او كه معلول است، جز همه اينها هزينه فيزيوتراپي هم، هزينه خريد ويلچر، چوب زير بغل، واكرو ... همگي كابوس هستند. روز جهاني معلولان، همايشي برگزار شد. باز هم قول و وعده و حمايت و ترحم. البته تمامي معلولان و ساير افراد جامعه از اين همه تلاش ممنون هستند. اما حيف كه شايد سطح اين همايشها آنقدر بالا است كه در آن در مورد پوشك بزرگسال و سوند مصرفي معلولين نخايي صحبتي نميشود. در مورد هزينههاي درمان و دياليز كساني كه به خاطر خالي بودن انبارهاي بهزيستي و سهميه كم سوندهاي يكبار مصرف، مجبور شدند يك سوند را چندينبار استفاده كنند و به عفونتهاي مجاري اداري دچار شوند و... . در نهايت، كليههاي از كارافتاده كه به علاوه زخم بستر و... مزيد بر لطف سازمان بهزيستي شده است. شايد هزينه رفت و آمد آنها آنقدر پيشپا افتاده است كه در بررسيهاي كلان جايي براي آنها نيست. آيا در مورد تعطيل شدن سرويس «بهزيستكار» هم كه به خاطر نداشتن بنزين تعطيل شده بود، بحث شد. انسان يا معلول وقتي در مورد معلولان بحث ميشود، ابتدا بايد مشخص كرد كه آنها معلول هستند يا شهروند عادي به نام معلول كه در وهله اول بزرگترين مشكل معلولان است. وقتي آنها شهروند باشند، مثل همه مردم بايد مثل ديگران از تسهيلات و امكانات بهرهمند شوند. آنها عوارض و ماليات ميپردازند، مثل بقيه شهروندان؛ پس اگر نياز به پل عابر پياده داشته باشند، بايد مثل ساير شهروندان خواسته به حقشان برآورده شود. توسعه ناوگان حمل و نقل، مترو و اتوبوس و ون براي شهروندان است و براي آنها نيست؛ چون نام آنها «معلول» است. آنها بايد براي اياب و ذهاب خود از آژانس استفاده كنند. معلوليتهاي جسمي طيف گستردهاي دارند، معلولين ام.اس، ضايعات نخاعي و اكثر ضايعات نخاعي دستاورد جادههاي كمخطر كشور هستند! در واقع اكثر معلولين را نبايد معلول جسمي دانست، آنها معلول ضعفهايي هستند كه در جامعه ما در عرصههاي مختلف وجود دارد. هزينههاي كمرشكن آنها، فقط براي زندهماندنشان هزينههاي سهلانگاريهاي جامعه هستند كه با كمال تعجب جامعه از پرداخت آن سرباز ميزند. هزينههايي كه يك معلول نخاعي به طور متوسط بايد پرداخت كنند، شامل: خريد سوند، پوشك، كيسه ادرار، هزينههاي درمانهاي فيزيوتراپي و... بخشي از آنها را سازمان بهزيستي پرداخت ميكند؛ اما در انواع خاص معلوليت، البته بوروكراسيهاي اداري آنقدري هست كه از دريافت خدمات منصرف شوند. هزينههاي ماندن يك معلول ضايعه نخاعي براي اينكه بتواند به زندگي ادامه دهد، عضلههاي بدنش تضعيف نشود و... حداقل بايد در هفته 3جلسه فيزيوتراپي شود. هزينه هر ماه فيزيوتراپي آزاد در مراكز 160 تا 170هزار تومان است. اگر هزينه رفتوآمد را هم در نظر بگيريم اين رقم به ماهانه 260هزار تومان خواهد رسيد. اگر فرد بيمه داشته باشد، در مراكز خاصي با صرف ماهانه حدود 40هزار تومان ميتواند از اين خدمات برخوردار شود، اما در اين حالت هم بايد هزينههاي رفتوآمد را پرداخت كند. اين مبلغ با احتساب هزينه رفتوآمد به ماهانه 140 تا 150هزار تومان خواهد رسيد. اكثر معلولين نخاعي به پوشك و سوند و كيسه ادرار هم نياز دارند. اين وسايل را سازمان بهزيستي تا حدي در اختيار آنها قرار ميدهد؛ اما اكثرا به دليل دردسرهاي اداري دريافت خدمات و دير رسيدن آنها به دست معلولان، معلول مجبور است آنها را به صورت آزاد تهيه كند. هر هفته يك معلول به طور متوسط به 4بسته پوشك نياز دارد، قيمت هر بسته پوشك 16 تا 20هزار تومان است. هزينه خريد سوند و كيسه ادرار و... را هم به آن اضافه كنيد. اگر در بهترين حالت سازمان بهزيستي تمام اين اقلام را در اختيار آنها بگذارد، هزينه وسايل ضدعفونيكننده نظير پنبه و... خود در ماه چيزي در حدود 30هزار تومان است. حدودا هر سه سال يك بار سازمان بهزيستي به افراد تحت پوشش خود يك ويلچر ميدهد، اما كيفيت اين ويلچرها آن قدر نامتناسب است كه اكثر معلولين مجبور هستند، ويلچر خود را از بازار آزاد تهيه كنند. يك معلول اگر بخواهد مثل ساير افراد جامعه، در جامعه حضور داشته باشد، اصليترين مانع سر راه او رفتوآمدش به شمار ميرود. خواستههاي آنها به نظر ساده ميرسد، سوار شدن به اتوبوس، مترو و... ولي نميتوانند! بايد براي هر بار رفتوآمد از آژانس استفاده كنند، سرويس بهزيستكار فقط خدمات محدودي را در اختيار آنها قرار ميدهد كه كفاف همه نيازهاي آنها را نميدهد. ما هستيم: درست مثل شما شهرام مبصر، ضايعه نخاعي است، اما آنچنان محكم صحبت ميكند كه راه هر طور ترحم را ميبندد. قبول كنيد يا نه، او هم مثل شما است، يك شهروند تهراني، او معتقد است جامعه او دچار معلوليت است و نه او، جامعهاي كه معابر خود را براي او مناسبسازي نكرده، جامعهاي كه ميخواهد با زدن انگ معلول به او، او را ايزوله كند. شهرام تعبير جالبي از معلوليت دارد: «كسي معلول است كه توانايي داشته باشد و از آن استفاده نكند.» او كه در حال حاضر 30سال سن دارد در 19سالگي بر اثر تصادف دچار ضايعه نخاعي شده است. به تازگي ازدواج كرده و دانشجوي رشته روابط عمومي است؛ همچنين در زمينه سختافزار كامپيوتر فعاليت ميكند. عضو انجمني است به نام «پاور» كه در سال 83 با هدف تغيير نگرش جامعه به معلولين تاسيس شده و پيگير حقوق معلولين در جامعه است. از دردسرهاي رفتوآمد ميگويد و... حرفهايي، دردهايي كه زياد گفته شده وعده هم زياد داده شده، اما خدمات به كجا ميرسد و به چه كسي معلوم نيست. در تماسهاي مكرر خبرنگار ما با روابط عمومي سازمان بهزيستي و توانبخشي كسي پاسخگو نبود كه معلولان تحت پوشش را معرفي كند. اما گفتوگو با معلولان نشاندهنده ضعف سرويسدهي به آنان است. كسي كه در يك حادثه رانندگي به دليل استاندارد نبودن جادهها و... دچار ضايعه نخاعي شده؛ در واقع معلول همين جامعه است؛ اما اين جامعه امروز به او سرويس نميدهد. چه كسي پرداخت ميكند پدرش بازنشسته است، سرپرست خانواده 6 نفره. ضايعه نخاعي (گردن) است. يك بار به زخم بستر دچار شده، به علت عدم تعويض به موقع سانداژ و... دچار بيماريهاي مجاري ادرار شده است. پس از مدتها دياليز پيوند كليه انجام داده و حالا پيوند كليهاي است. ماهانه فقط 40 تا 60هزار تومان بايد دارو تهيه كند. هفتهاي دوبار در منزل فيزيوتراپي ميشود؛ يعني هر ماه حداقل 250هزار تومان، هزينههاي پوشك و سوند و... را هم كه محاسبه كنيد، ماهانه حدود 700هزار تومان هزينههاي نگهداري او است. هزينههاي اين پسر 33 ساله كه از سال 70 دچار اين ضايعه شده را چه كسي پرداخت ميكند. از هزينههاي مالي آن كه بگذريم، به دليل معلوليتش نتوانسته در جامعه حضور عادي داشته باشد و تا ديپلم هم نرسيده، بيكار است و هر روز از پي ديروز برايش ميگذرد. اما هست. معلول دو شغله همزمان دو شغل دارد، سال 72 بر اثر تصادف در سن 22 سالگي پاي راستش فلج شده است. در رشته جغرافيا تحصيل كرده و در حال حاضر تايپيست دو روزنامه است. هزينه رفت و آمد به محل كار را خود پرداخت ميكند هر روز بيش از 5هزار تومان يعني ماهانه 150هزار تومان بايد فقط براي رفت و آمد پرداخت كند. هزينههاي جلسههاي فيزيوتراپياش را خود پرداخت ميكند كفش بريسي هم كه بتواند با آن بدون عصا راه برود، به قيمت 300هزار تومان خريده، رضا طباطبايي 4 ماه است ازدواج كرده و ماهانه حدودا 550هزار تومان درآمد دارد. همراه هميشگي ويلچرهاي ايراني سنگين هستند، تاشو نيستند و ... ويلچرهايي كه بهزيستي به معلولان هر 3سال يكبار ميدهد، به قيمت كمتر از 100هزار تومان در بازار چهارراهوليعصر فروخته ميشود و به جاي آن ويلچرهاي استوك آلماني و ... ميخرند. طيف استفادهكننده از ويلچر بسيار گسترده است، بعضيها معلول نيستند و توانايي حركت را دارند، اما به دليل كهولت يا ضعف جسماني و ... از ويلچر استفاده ميكنند. اما ويلچر براي معلول در واقع حكم قسمتي از بدن است. او هميشه براي حركت به ويلچر نياز دارد. بنابراين بايد از يك ويلچر مناسب استفاده كند. در بعضي از انواع معلوليتها مثل ضايعه نخاعي گردني، اگر ويلچر و به خصوص قسمتهايي كه با پوست در تماس هستند، مناسب نباشد، معلول به زخم بستر دچار خواهد شد. در اين نوع معلوليتها فرد در قسمتهايي از بدن كه با ويلچر در تماس هستند، احساس خاصي ندارد. بنابراين مثل افراد عادي به طور مداوم خود را جابهجا نميكند و اگر تشك ويلچر (تشك مواج) مناسب نباشد، ابتلا به زخم بستر حتمي است. ويلچرها به طور كلي به چند دسته تقسيم ميشوند. از نظر اندازه 2 دسته: بزرگسالان و اطفال و از نظر كيفيت به انواع: آلومينيومي، استيل و رنگي تقسيم ميشوند. ويلچرهاي آلومينيومي براي حملونقل سبكتر از 2 نوع ديگر هستند و البته فاكتور ديگر در انتخاب ويلچر مناسب نوع اتصالات آن به شمار ميرود. بعضي از ويلچرها ثابت هستند و بعضي ديگر قابليت جدا شدن به وسيله پينهاي مخصوص را دارند كه به فرد در جابهجايي كمك ميكند. لاستيكهاي ويلچرها به 2دسته توپر و بادي تقسيم ميشوند. لاستيك بادي در هنگام حركت تكان كمتري را به سرنشين منتقل ميكند و از همين رو متقاضي بيشتري دارد. بعضي از انواع ويلچر هم داراي 2لاستيك بادي در عقب و 2چرخ توپر در جلو هستد. دسته بعدي ويلچرها، ويلچرهاي برقي هستند كه به خاطر قيمت بالا كمتر كسي از آنها استفاده ميكند، بنا به امكانات و كشور سازنده ويلچر برقي قيمت آن از حداقل 2ميليون تومان به بالا درجهبندي ميشود.
|