|
تعداد مشاهده : 1893 بار
کد خبر :
DEN-
88361
تاريخ
چاپ :
يكشنبه 14 بهمن 1386
|
ارزيابي معتبرترين نشريه اقتصادي جهان از زورآزمايي هستهاي
اكونوميست: ايران بازي را برد
گرايش اعضاي شوراي امنيت به تعويق هر چه بيشتر صدور قطعنامه سوم.
اكونوميست: ايران بازي را برد دنياي اقتصاد- اكونوميست در تازهترين شماره، موضوع اصلي خود را به پرونده هستهاي ايران اختصاص داد و نوشت: چه كسي فكر ميكرد كه جمهوري اسلامي ايران با رييس جمهوري كه هولوكاست را مورد ترديد قرار داده است بتواند دور آمريكا و متحدان اروپايياش خط ديپلماتيك ترسيم كند؟ اما ايران دقيقا همين كار را دقيق انجام داده است؛ چون هدفي بسيار بزرگ براي خود تعيين كرده است. اظهارات ايران مبني بر اينكه برنامه هستهاياش به كلي صلحآميز است، از سوي غربيها چندان مورد باور قرار نگرفته است و روسيه و چين هم در موضعي متغير هستند. به همين دليل اين دو كشور هم در شوراي امنيت سازمان ملل به انگلستان، فرانسه و آلمان پيوستند تا ايران را از غنيسازي اورانيوم باز دارند. تا همين دو ماه پيش به نظر ميرسيد اين كشورها آمادهاند از قطعنامه تحريم سوم و سختتر عليه ايران حمايت كنند. اما در همين گيرودار جاسوسان آمريكا لب به سخن گشودند و از آن زمان سياست پنج سال موشكافي به ناگهان آشكار شد. شكست اطلاعاتي در مورد عراق منجر به آن شده است كه جاسوسان مشتاقانه نحوه استفاده از يافتههايشان را دنبال كنند. شايد به همين دليل است كه هم اين جاسوسان و هم كاخ سفيد احساس كردند بهتر است بپذيرند كه ايران كار روي كلاهكهاي هستهاي را پنج سال پيش متوقف كرده است. البته هنوز اين عقيده توسط اسرائيل يا برخي ديگر از متحدان اروپايي آمريكا كه همين دادهها را مطالعه كردهاند، مورد پذيرش قرار نگرفته است. اما مهم نيست چون عناوين خبرها كافي بود كه زير پاي تصميمات سختگيرانه را خالي كند. ماه گذشته در برلين، روسها و چينيها روشن ساختند كه اگر قرار بر قطعنامه سوم باشد، تنها به يك پشتدستي آرام اكتفا شود و نه فشار مجدد اقتصادي. در چنين شرايطي ايران يك متحد در سازمان بينالمللي انرژي اتمي براي خود يافته است و آن كسي نيست جز محمد البرادعي، دبيركل اين سازمان. او كه برنده جايزه صلح نوبل نيز شده است، با تلاش خود توانسته است احتمال يك جنگ فاجعه بار ديگر را از بين ببرد. خوب اين چنين ماموران صادقي كه با صلح دوستي بر مسائل هستهاي نظارت دارند، چه اشكالي دارد؟ هيچ. مگر آنكه صداقت اين ماموران تلويحا دچار خدشه شود و اين سازمان نظارتي نتواند شغل اصلي خود را كه همانا رازگشايي از جزئيات فعاليتهاي هستهاي ايران است، به انجام رساند. ايرانيهايي كه در ماه ژانويه در اجلاس جهاني اقتصاد در داووس حضور داشتند، با هيچ آمريكايي مواجه نشدند كه مدعي شود ايران برنامه ساخت تسليحات اتمي دارد. حتي ايران مجبور نبود براي «بسته شدن» پرونده اتمياش به سازمان بينالمللي انرژي هستهاي پاسخي دهد. در چنين شرايطي كه وزير امور خارجه ايران با آن مواجه است، نه تنها ديگر لزومي به تحريمهاي جديد نيست، بلكه بحث پشت دستي نرمي كه روسها و چينيها ترجيح داده بودند نيز منتفي است. اما بحث ايران كمي پيچيده شده است. اگرچه در گزارش منتشر شده از فعاليتهاي هستهاي ايران آمده است كه ايران در سال 2003 كاربر روي تسليحات اتمي را متوقف كرده است، ولي اين ميتواند به معناي آن باشد كه پيش از اين تاريخ سرگرم چنين اقداماتي بوده است و هيچ كس نميداند اين اقدامات تا چه حدي پيش رفته است و هدف از تحريمهاي شوراي امنيت نه آنچه ايران در خفا انجام داده است كه همه فعاليتهايي است كه در روز روشن و در ملاء عام براي غنيسازي اورانيوم و توليد پلوتونيوم انجام داده است. ايران ميگويد كه به اين فعاليتها براي توليد برق نياز دارد؛ اما غربيها ميگويند كه اين مواد ميتواند سوخت يك بمب نيز باشد و اگر كشوري توليدكننده چنين سوختي باشد، ميتواند آن را به آساني در تسليحات جنگي مورد استفاده قرار دهد. بنابراين اكنون بسيار مهم است كه البرادعي براي پايان بخشيدن به اين تقابلها بر پرسشهاي پاسخ داده نشده سرپوش نگذارد. در شرايطي كه كاخ سفيد ساكت شده است و تحريمها مسكوت شدهاند، ايران به واقع تاكنون بازي را برده است.
|