|
تعداد مشاهده : 6268 بار
کد خبر :
DEN-
94976
تاريخ
چاپ :
دوشنبه 27 اسفند 1386
|
گفتو گو با مهدي زريباف درباره راديو جوان
روي خط جواني
یکی از هدفهای تشکیل رایو جوان ترغیب رانندگان به خاموش کردن ضبطها و گوش سپردن به رادیو بود
مهدی زریباف متولد سال 1355 دارای مدرک عالی نویسندگی و مدرس نویسندگی و داستان نویسی است که نقش بسزایی در طراحی و اجرای برنامههای خاص رادیو جوان از قبیل: کاملا جوانانه، ما دانشجوییم و در نهایت پر مخاطبترین برنامه رادیو جوان یعنی روی خط جوانی ایفا کرده است. وی بعدها به خاطر انتقاد به یکی از روزنامهها در یکی از برنامههای رادیو جوان به نام نشانی از رادیو جوان مثل رضا ساکی خداحافظی کرد. وی طی یک سال اخیر به عنوان کارگردان تلویزیونی در برنامه صبح بهخیر ایران فعالیت کرده است. از چه زمانی کار خود را در رادیو جوان، با چه عنوانی آغاز کردید؟ در سال 79 برای تدریس نویسندگی و داستان نویسی به باشگاه رادیو جوان دعوت شدم. بعد به پیشنهاد مدیر وقت رادیو جوان مسوول کانون نویسندگان رادیو جوان شدم. از سال 82 به گروه جوان و ورزش آمدم. روزهای جمعه برنامه ای داشتم با عنوان«کاملا جوانانه» و شبها هم برنامهای داشتم با نام«ما دانشجوییم» این برنامهها را با چه کسانی اجرا میکردید؟ با همان بچههایی که سر کلاسها به آنها درس میدادیم. دو برنامهای که گفتم، در دوره خودشان خیلی موفق بودند. به طوری که مدیر وقت رادیو جوان به ما اعتماد کردند. چطور نویسندهها را انتخاب میکردید؟ ما هر سال از بین علاقهمندان به نویسندگی در رادیو جوان، از بین مثلا دو هزار نفر تست میگرفتیم و 20 نفر را انتخاب میکردیم. و بعد دو دوره مقدماتی را برای آنها تشکیل میدادیم. البته در حال حاضر هم من همین کار را انجام میدهم. برنامه روی خط جوانی را چطور شروع کردید و با چه تیمی؟ همانطور که گفتم بعد از موفقیت برنامههای کاملا جوانانه و ما دانشجوییم، مدیر وقت رادیو جوان، آقایان صیفی و خیامی به ما اعتماد کردند و برنامه روی خط جوانی را به ما دادند. این برنامه را هم با همان تیم قبلی شروع کردیم. این برنامه توانست به پر مخاطبترین برنامه رادیو جوان در تمام طول مدت فعالیتش شود. فرشید منافي در همان برنامه معرفی شد. این کار، کار یک گروه حدودا 25 نفره بود. این برنامه 15 نفر نویسنده داشت و 4 نفر هم گزارشگر داشت. بعد از اتمام کار روی خط جوانی نیروهای این برنامه چه کار کردند؟ بعد از اتمام برنامه، حدود 60درصد از بچههای روی خط جوانی نویسندهها و سردبیران رادیو جوان شدند. هدف شما از تولید چنین برنامههایی چه بود؟ هدفمان این بود که مردم در ماشینهایشان نوارها را خاموش کنند و رادیو جوان گوش دهند. وقتی این را میگفتیم چنین هدفی آنقدر برای بعضی از همکارانمان غیر ممکن به نظر میرسید که بعضا به ما میخندیدند، اما این اتفاق افتاد. اما با کاری که بچهها کردند و ذوقی که به خرج دادند این اتفاق افتاد. در سالهای 82 تا 84 چه شد که برنامههایی از این دست در رادیو جوان رشد پیدا کردند؟ قبل از آن شاید بعضی از برنامهها در رادیو جوان شاخص بودند، مثل خیابان نقرهای شب. اما این موفقیت به تمام برنامهها اختصاص نداشت. ما تصمیم گرفتیم که این موفقیت را به سایر برنامههای رادیو جوان هم تسری بدهیم. در سال 84 اتفاق های خوبی افتاد. مثلا روزهای جمعه از صبح که شنونده رادیو را روشن میکرد از یک صبح یک سلام برنامههای خوب شروع میشد تا هزار پنجره، پارازیت، یک صبح یک ورزش، روی خط جوانی و شب هم قرار شبانه را داشتیم. یعنی در این دوره برنامههای خوب رادیو جوان یکی دوتا نبودند. مجموع این اتفاقها سبب شد تا مخاطب رادیو جوان افزایش پیدا کند. برنامه نشانی که در واقع نقطه پایان نوآوریهای شما در رادیو جوان بود چطور شروع شد؟ در 23 دیماه سال 85 بعد از اقبالی که برنامههای قبلی پیدا کردند، من طرح برنامه نشانی را ریختم. این برنامه چطور به پایان رسید، چه شد که شما از رادیو جوان خداحافظی کردید؟ هدف ما این بود که بحثهای چالشی در مسایل فرهنگی هنری و رسانهای داشته باشیم. ما شروع کردیم به نقد روزنامه همشهری، برنامههای صدا و سیما مثل خانواده. تا رسیدم به روزنامه کیهان که همینجا متوقف شد. بعضی از نیروهای خلاق و نوآور که نقش بسزایی در رادیو جوان داشتند، به مرور از بدنه رادیو جوان جدا میشوند و از بین میروند، منظورم کسانی مثل شما و آقای رضا ساکی است. آیا این به عدم نظارت صحیح مدیریت باز میگردد؟ من قبول ندارم که این نیروها از بین میروند، بچهها در قسمتهای دیگر سازمان مشغول به کار میشوند. اما در مورد علت آن ترجیح میدهم حرفی نزنم. اگر بخواهم بگویم خیلی تلخ است.
|