شماره روزنامه ۶۵۹۶
|

پرونده امروز؛

درحالی‌که بحران‌ را با خسارت‌های ملموس می‌شناسند، این پدیده می‌تواند آثار به مراتب مخرب‌تری داشته باشد. بر این اساس، سیاست‌های نادرستی که به واسطه بحران تشدید می‌شوند، کارکرد نهادها را تحلیل می‌برند و شکاف انتظارات عمومی و توان اجتماعی، انسجام اجتماعی را تهدید می‌کنند.

اخبار باشگاه اقتصاددانان

    سه‌شنبه، ۰۲ تیر ۱۴۰۵
  • پرونده امروز

    روزنامه شماره ۶۵۹۶

    سنگ سیزیف در سیاست خارجی

    در اسطوره‌های یونان، سیزیف محکوم بود که سنگی را تا قله ببرد و دوباره به پایین بازگرداند؛ چرخه‌ای بی‌پایان و بی‌سرانجام که سایه آن در روایت رابطه ایران و آمریکا با وجود دهه‌ها مذاکره به چشم می‌خورد؛ هرچند امید می‌رود این چرخه این بار به پایان برسد. اکنون پایان دور تازه‌ای از تخاصم مستقیم میان ایران و آمریکا و دستیابی دو طرف به یک یادداشت‌تفاهم پس از بیش از دو ماه مذاکره، نشانه‌ای از تمایل تهران و واشنگتن برای حرکت از فضای تنش به سمت مدیریت اختلافات از مسیر دیپلماسی است.
  • قاب جدید قدرت در خاورمیانه

    یادداشت‌تفاهم اخیر میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا را نمی‌توان صرفا یک توافق دیپلماتیک محدود یا گامی تاکتیکی برای کاهش تنش دانست. اگر مفاد منتشرشده این سند مبنای تحلیل قرار گیرد، آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، تغییرات نهفته در الگوی اعمال قدرت و بازآرایی موازنه‌های راهبردی در منطقه و فراتر از آن است.
  • فصل تازه در منازعه کهنه

    آغاز مذاکرات میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی ایران پس از جنگ رمضان را نمی‌توان صرفا به منزله شکست سیاست فشار حداکثری یا پیروزی دیپلماسی تفسیر کرد. در ادبیات روابط بین‌الملل، بسیاری از مذاکرات نه محصول کاهش تعارض، بلکه نتیجه تغییر در محاسبات هزینه و فایده طرف‌های درگیر هستند. از این منظر، آنچه امروز میان تهران و واشنگتن در حال شکل‌گیری است بیش از آنکه نشانه حل اختلافات بنیادین باشد، نمونه‌ای از «چانه‌زنی در سایه جنگ» است؛ وضعیتی که در آن طرفین به دلیل هزینه‌های بالای ادامه درگیری، به یک تفاهم موقت تن می‌دهند، بی‌آنکه اهداف راهبردی خود را تغییر داده باشند.
    دوشنبه، ۰۱ تیر ۱۴۰۵
  • پرونده امروز

    روزنامه شماره ۶۵۹۵

    ایران و آمریکا در مسیر دیپلماسی

    ایران و ایالات متحده طی چهار دهه گذشته رابطه‌ای پیچیده، نوسانی و مبتنی بر چرخه‌ای از «نزدیکی و تخاصم» را تجربه کرده‌اند. در این دوره، دو کشور در مقاطع مختلف به توافق نزدیک شده یا حتی به تفاهم‌های عملی نیز رسیده‌اند؛ اما این روند هیچ‌گاه به یک ثبات پایدار منجر نشده و بارها با بازگشت تنش‌ها و بی‌اعتمادی متوقف شده است. خروج آمریکا از برجام -که بسیاری از کارشناسان بین‌المللی آن را بهترین دستاورد ممکن در چارچوب مذاکرات هسته‌ای می‌دانستند- بار دیگر سطح بی‌اعتمادی را در روابط دو کشور افزایش داد و مسیر همکاری را دشوارتر کرد. در ادامه، روابط دو کشور پس از حمایت‌های گسترده آمریکا از اسرائیل در جریان جنگ ۱۲ روزه و سپس ورود مستقیم به درگیری ۴۰روزه، وارد مرحله‌ای کاملا جدید شد. نهایتا با امضای یک تفاهم‌نامه مشترک در ۲۷خرداد۱۴۰۵، چشم‌انداز تازه‌ای در روابط تهران و واشنگتن شکل گرفت. این تفاهم‌نامه (Memorandum of Understanding) چارچوبی اولیه برای توقف جنگ و حرکت به‌سوی یک توافق جامع طی ۶۰ روز آینده ارائه می‌دهد.
  • بازگشایی تنگه؛ بازگشت نفت

    در روزهای اخیر و در پی موجی از تحرکات دیپلماتیک، به نظر می‌رسد ایران و ایالات متحده سرانجام به یک توافق اولیه برای پایان دادن به درگیری‌ها و بازگشایی تنگه هرمز به روی تردد دریایی دست یافته‌اند.
  • آب‌رفتگی در خطوط قرمز آمریکا

    فقط مردی با ناآگاهی بی‌همتا از تاریخ، مانند دونالد ترامپ، می‌توانست «معاهده صلح آمریکا با ایران» را در ورسای امضا کند؛ جایی که خود، نماد تحقیر ملی است و فقط مردی با شوخ‌طبعی شیطنت‌آمیز مانند امانوئل مکرون می‌توانست چنین چیزی را پیشنهاد دهد. به‌راحتی می‌توان ترامپ را در نقش کنت آلمانیِ تحقیرشده و آسیب‌دیده، اولریش فون بروکدورف-رانتسائو، قرار داد.
  • تفاهم غبارآلود واشنگتن-تهران

    برقراری صلح از آغاز کردن جنگ‌ها دشوارتر است. رئیس‌جمهور دونالد ترامپ طی ماه‌های گذشته به‌طور دردناکی این واقعیت را تجربه کرده است. اکنون که ترتیبات آتش‌بس یا یادداشت‌تفاهم (MoU)، به‌صورت عمومی منتشر شده، می‌توان آنچه را که مورد توافق قرار گرفته است، با معیارهای حقوق بین‌الملل و رویه‌های موجود سنجید.
    یکشنبه، ۳۱ خرداد ۱۴۰۵
  • ریسک‌های قانونی در بورس

    بازار سرمایه در همه جای دنیا بر پایه یک اصل ساده شکل می‌گیرد: سرمایه‌گذار باید بتواند قواعد بازی را پیش‌بینی کند. نوسان قیمت، ریسک‌های اقتصادی و حتی شوک‌های سیاسی بخشی از ماهیت بازار هستند؛ اما آنچه بیش از همه می‌تواند اعتماد سرمایه‌گذاران را تضعیف کند، نااطمینانی نسبت به تصمیمات سیاستگذار و تغییر مداوم مقررات است. در سال‌های اخیر، بورس ایران بارها با مداخلات مختلفی از جمله محدودیت‌های معاملاتی، تغییرات ناگهانی مقررات، دامنه نوسان و حتی تعطیلی بازار در مقاطع حساس مواجه بوده است؛ اقداماتی که عمدتا با هدف حمایت از بازار و کنترل هیجانات انجام شده‌اند، اما درباره آثار بلندمدت آنها اختلاف‌نظرهای جدی وجود دارد. پس از تنش‌های نظامی اخیر و دوره‌ای از تعطیلی بازار، بورس ایران بیش از گذشته با مساله اعتماد مواجه شده است.
  • پارادوکس های رگولاتوری همیشه حاضر

    بازار سرمایه ایران در ماه‌های اخیر با مجموعه‌ای از چالش‌های همزمان مواجه بوده است. تنش‌های نظامی، تعطیلی بورس در مقطعی حساس و عقب ماندن بازدهی بسیاری از نمادها نسبت به بازارهای موازی مانند ارز و طلا، شرایطی را رقم زد که بخشی از سرمایه‌گذاران ترجیح دادند از بازار سهام فاصله بگیرند. اکنون اما با کاهش نسبی تنش‌ها، شکل‌گیری آتش‌بس و افزایش امیدها نسبت به ادامه مذاکرات، نشانه‌هایی از بهبود فضای عمومی اقتصاد نمایان شده و بسیاری انتظار دارند بورس بتواند بخشی از عقب‌ماندگی خود را جبران کند. با این حال، پرسش مهم این است که آیا مشکلات بازار سرمایه صرفا ناشی از ریسک‌های سیاسی بوده است؟ اگر پاسخ مثبت بود، با کاهش تنش‌ها باید شاهد بازگشت سریع اعتماد بود. اما تجربه سال‌های اخیر نشان می‌دهد که مساله‌ای عمیق‌تر در کار است؛ مساله‌ای که به کیفیت حکمرانی اقتصادی و نحوه تنظیم‌گری بازار بازمی‌گردد.
  • چگونگی عبور از بحران

    تجربه دو جنگ تمام‌عیار در امتداد چندین مرحله درگیری محدود نظامی، ریسکی فراتر از ریسک ذاتی بورس را به سهامداران تحمیل کرده و فعالان بازار سرمایه به تبع آنچه کشور در دو سال گذشته تجربه کرده، یکی از منحصر به فردترین و سخت‌ترین تجربیات خود را طی دو دهه اخیر پشت سر گذاشته‌اند. در این شرایط تنها راه تضمین رشد پایدار بورس اتخاذ سیاست‌هایی در راستای بازسازی اعتماد عمومی به این بازار است. بنابر تحقیقات روانشناختی شکل‌گیری اعتماد طی یک فرآیند زمان‌بر و از بین رفتن آن با یک اشتباه ساده محقق می‌شود؛ لذا آنچه بیشتر از خود بحران‌ها در حافظه تاریخی باقی می‌ماند، نحوه عبور از آن و تجربه انباشته سرمایه‌گذاران از قابلیت اتکا به اقدامات خردمندانه و کارآمد سیاستگذار برای عبور از بحران است.
  • الزامات احیای بورس

    پس از اتفاقاتی که در سال۱۳۹۹ در بازار سهام رخ داد، به نظر می‌رسد اعتماد مردم نسبت به این بازار به‌مرور کمرنگ و کمرنگ‌تر شد. اگر فاکتور بازارهای موازی را مبنا قرار دهیم، مشاهده می‌کنیم که ورود نقدینگی به آن بازارها افزایش یافته است؛ اما متاسفانه ورود پول به بازار سهام با افت شدیدی مواجه شد. بررسی روند سال‌های گذشته نشان می‌دهد که هرچه به این اواخر نزدیک‌تر شدیم، بازار سرمایه در مقایسه با بازارهای موازی حرفی برای گفتن نداشته است.
  • تبدیل نابازار به بازار

    بحث این روزها و به‌طور کلی موضوع همیشگی، درباره «افزایش سطح اعتماد عمومی» و وظایفی است که قانون‌گذار، سیاستگذار و مجریان این قوانین با آن روبه‌رو هستند. این نکته بسیار کلیدی و مهم است؛ چراکه سرمایه و سرمایه‌گذار همواره به دنبال محیطی دور از تنش، باثبات، قانونمند، شفاف و با اولویت حرکت به سمت بازار کارهایی هستند که نقدشوندگی آنها در سطح قابل‌قبولی باشد. این موارد، جزو وظایف بورس، ارکان بورس و مقام ناظر است. به‌طور کلی، به نظر من می‌توان این وظایف و سیاست‌ها را به دو دسته تقسیم کرد:
    شنبه، ۳۰ خرداد ۱۴۰۵
  • `پرونده امروز

    روزنامه شماره ۶۵۹۳

    از الجزایر تا پاکستان

    پرهام پهلوان: در بیش از چهار دهه فراز و فرود روابط ایران و ایالات متحده، از توافق الجزایر در سال۱۳۵۹ تا تلاش‌های اخیر برای کاهش تنش، کشورهای مختلفی از الجزایر و عمان گرفته تا قطر، سوئیس و پاکستان کوشیده‌اند نقش میانجی را میان دو طرف ایفا کنند. در تمام این سال‌ها، هر بار که نشانه‌ای از گفت‌وگو یا تفاهم میان تهران و واشنگتن پدیدار شده است، افکار عمومی و فعالان اقتصادی نیز میان بیم و امید قرار گرفته‌اند؛ بیم از شکست مذاکرات و بازگشت به چرخه تنش و فشار، و امید به گشایش در روابط خارجی، کاهش نااطمینانی و بهبود شرایط اقتصادی. امروز نیز، پس از سال‌ها تحریم، فشارهای اقتصادی، دوره‌های متوالی مذاکره و تقابل، در شرایطی که منطقه هزینه‌های سنگین بی‌ثباتی و درگیری را تجربه کرده است، بار دیگر نشانه‌هایی از حرکت دو کشور به سمت تفاهم و ادامه مذاکرات مشاهده می‌شود.
  • تغییر نگرش سیاستگذاران

    چشم‌انداز توافق می‌تواند خیلی روشن باشد؛ البته در صورتی که سیاستگذاران به این نکته توجه کنند که حکمرانی اقتصادی‌ که در گذشته اعمال شده، برای دوران انزوا بوده است. برای دوران آینده باید تعامل و گسترش روابط، محور فعالیت‌های کشور شود؛ زیرا اگر بخواهیم سرمایه جذب کنیم، باید امکان واردات و صادرات و امکان سرمایه‌گذاری را تسهیل کنیم. مقررات کشور باید کاهش پیدا کند.
  • مذاکرات در چشم‌انداز منافع ملی ایران

    این دور از گفت‌وگوها میان ایران و آمریکا که به امضای تفاهمی برای پایان جنگ و باز شدن تنگه هرمز انجامید، تفاوت زیادی با مذاکرات پیشین داشت و این واقعیت ممکن است اگر برخی ملاحظات به درستی رعایت شود روی روند بعدی مذاکرات و گذار از تفاهم به توافق، به‌طور مثبت و موثری، تاثیرگذار باشد.
  • دفاع بی‌لکنت از صلح

    آقای رئیس‌جمهور بر اساس سوگندی که در جهت حفظ منافع ملی، حفظ حقوق شهروندان، تامین رفاه ملت و اعتلای کشور یاد کرده‌است، اقدام به پذیرش توقف درگیری‌ها و آغاز فرآیند مذاکره با امضای تفاهم‌نامه با رئیس‌جمهور آمریکا برای حل‌وفصل پاره‌ای از امور کرده است. در این ارتباط چند نکته را متذکر می‌شوم:
  • ظرفیت مغفول ایران

    تفاهم منعقدشده در مقایسه با توافق برجام، بسیار مناسب‌تر و کارآمدتر است. در متن چهارده‌بندی منتشرشده لحنی حاکی از خوش‌بینی و خرسندی به چشم می‌خورد و می‌توان امیدوار بود متن نهایی و مصوب نیز دقیقا همین نسخه باشد؛ اما باید درباره اقتصاد ایران، واقع‌بین بود؛ اقتصاد ایران در تمام سال‌های گذشته (نزدیک به ۴۷ سال دوران تحریم) به زور در تنگنا نگه داشته شده بود.
  • آغاز گشایش بزرگ

    پس از دو بار حملات غیرقابل‌توجیه آمریکا و اسرائیل به ایران و دفاع قدرتمندانه ایران، به نظر می‌رسد که ایران و آمریکا به این فهم مشترک رسیده‌اند که می‌توان مسائل و مشکلات را از طریق مسالمت‌آمیز حل‌وفصل کرد؛ این آغاز باز شدن راه‌های توافق است که ای‌کاش بدون جنگ حاصل می‌شد. این فهم مشترک، هرچند به‌خودی‌خود اختلافات اساسی میان ایران و آمریکا را که در طول دهه‌ها انباشت شده است حل نمی‌کند، اما قدم بزرگی است؛ چراکه راهی را بازگشایی می‌کند که بالقوه می‌تواند این اختلافات را کاهش دهد.
    پنجشنبه، ۲۸ خرداد ۱۴۰۵
  • پرونده امروز

    روزنامه شماره ۶۵۹۲

    اولویت انرژی در بازسازی

    فرصت بازسازی پساجنگ باید به اصلاح ناترازی‌های انرژی و افزایش بهره‌وری در صنعت، کشاورزی و ساختمان بینجامد، نه فقط به بازسازی تخریب‌ها. از جمله توسعه انرژی خورشیدی پراکنده، شبکه برق را از آسیب‌پذیری متمرکز به سیستمی توزیع‌شده و مقاوم تبدیل می‌کند. کارشناسان می‌گویند این رویکرد، هم به‌روزرسانی زیرساخت‌ها را ممکن می‌سازد و هم امنیت ملی را در برابر تهدیدهای نوین تقویت می‌کند.
  • تمرکززدایی از تولید برق

    در دنیای پرآشوب امروز، مفهوم امنیت ملی دستخوش تغییرات بنیادینی شده است. اگر در قرن بیستم، قدرت یک کشور را در تعداد تانک‌ها، هواپیماهای جنگی و دیوارهای بتنی پیرامون مراکز حساس می‌سنجیدند، امروز امنیت به معنای «تاب‌آوری زیرساخت‌های حیاتی» است. در صدر این زیرساخت‌ها، شبکه برق قرار دارد؛ شریان حیاتی که هرگونه اختلال در آن، نه تنها چرخ اقتصاد، بلکه امنیت عمومی و ثبات اجتماعی را در کسری از ثانیه متوقف می‌کند.
  • بهره گیری از فرصت‌ها

    تاریخ توسعه کشورها نشان می‌دهد که جنگ و بحران‌ها همواره صرفا دوره‌ای از خسارت و رکود نبوده‌اند. در بسیاری از موارد، همین دوران به نقطه آغاز اصلاحات ساختاری، نوسازی زیرساخت‌ها و جهش‌های توسعه‌ای تبدیل شده‌اند. تفاوت کشورهایی که از این چالش، قدرتمند و منطقی بیرون آمدند با کشورهایی که در چرخه بازسازی‌های تکراری گرفتار شدند، نه در شدت بحران، بلکه در کیفیت تصمیم‌هایی بود که پس از آن اتخاذ کردند. امروز نیز ایران در نقطه‌ای قرار دارد که می‌تواند بازسازی را صرفا به معنای جبران خسارت تلقی کند یا آن را به فرصتی برای افزایش تاب‌آوری، ارتقای بهره‌وری و اصلاح برخی ناترازی‌های مزمن کشور تبدیل سازد. پرسش اصلی این نیست که چگونه آنچه از دست رفته را دوباره بسازیم؛ پرسش این است که چگونه آینده‌ای بهتر از گذشته بسازیم.
    چهارشنبه، ۲۷ خرداد ۱۴۰۵
  • پرونده امروز

    روزنامه شماره ۶۵۹۱

    استراتژی بازسازی

    جنگ‌ها علاوه بر پیامدهای سخت، روابط انسانی را نیز دستخوش تحول می‌کنند و بر رابطه نهادها، دولت‌ها و افراد تاثیر می‌گذارند. بر این اساس، بازسازی پس از جنگ یک نمونه از مواردی است که می‌تواند دستخوش تحول شود. بازسازی اعتماد میان دولت و مردم، مقابله با گره‌های نهادی، حقوقی یا سیاسی که اجرای هر اصلاحی را دشوار می‌سازند و پیوند دوباره با اقتصاد جهانی، از جمله مهم‌ترین مواردی هستند که در تلاش برای بازسازی اقتصاد کشور پس از جنگ باید مورد توجه قرار بگیرند.
  • گلوگاه‌های تغییر

    یکی از خطاهای مداوم در تحلیل اقتصاد ایران این است که شکست سیاست‌ها را صرفا به «اشتباهات فنی» سیاستگذار تقلیل می‌دهند. در‌حالی‌که مساله اصلی اغلب در سطحی عمیق‌تر قرار دارد: در وتوپوینت‌های ساختاری، یعنی گره‌های نهادی، حقوقی و سیاسی‌ای که هر سیاست اقتصادی را پیش از اجرا یا در میانه راه متوقف، خنثی یا وارونه می‌کنند. در چنین نظمی، سیاست خوب هم می‌تواند به نتیجه بد برسد؛ زیرا مسیری که باید از آن عبور کند، خود با موانع متعدد و ذی‌نفعان قدرتمند مسدود شده است.
  • نقش کلیدی سیاست خارجی

    جنگ‌ها علاوه بر ویرانی شهرها، زیرساخت‌ها و سرمایه فیزیکی می‌توانند رابطه دولت و جامعه، ظرفیت حکمرانی و جایگاه کشور در اقتصاد جهانی را نیز دگرگون ‌سازند. تجربه کشورهای مختلف در سه دهه گذشته نشان می‌دهد بازسازی پایدار بر سه ستون استوار است: بازسازی اعتماد، بازسازی ظرفیت دولت و بازسازی پیوند با اقتصاد جهانی. اگر دو ستون نخست در داخل کشور شکل می‌گیرند، ستون سوم عمدتا در حوزه سیاست خارجی ساخته می‌شود.
  • نقش ویژه «اقتصاد توجه»

    در قرن نوزدهم، ثروت در زمین خلاصه می‌شد؛ اما به‌تدریج و در قرن بیستم، نفت جای آن را گرفت؛ اکنون و در سال۲۰۲۶، گران‌بهاترین دارایی جهان نه‌ در اعماق زمین، بلکه در فاصله ۱۵سانتی‌متری چشمان ما نهفته است. این همان است که به آن توجه (Attention) می‌گوییم. در اقتصاد کلاسیک، ما نگران نرخ تورم و قیمت ارز هستیم، اما در لایه‌های زیرین جامعه ایران، یک ارز نامرئی در حال مبادله است که بسیار پایدارتر از ریال و کمیاب‌تر از ارزها است. هر بار که گوشی خود را باز می‌کنیم و در فضای مجازی غرق می‌شویم، در واقع در حال انجام یک معامله پولی هستیم؛ ما توجه خود را به حراج می‌گذاریم و پلتفرم‌ها آن را به پول و دارائی گران‌بها تبدیل می‌کنند.
    سه‌شنبه، ۲۶ خرداد ۱۴۰۵
  • پرونده امروز

    روزنامه شماره ۶۵۹۰

    تفاهم ایران و آمریکا

    ایالات متحده و ایران برای پایان جنگ به تفاهم‌ رسیدند. با این حال، مسائل اصلی مانند آینده برنامه هسته‌ای ایران، وضع عوارض بر عبور از تنگه هرمز و آزادسازی ۲۴‌میلیارد دلار از دارایی‌های مسدودشده به فاز دوم مذاکرات موکول شده است. کارشناسان می‌گویند حتی با اجرای این توافق، بازگشت کامل جریان نفت به سطح پیش از جنگ ماه‌ها طول می‌کشد.
  • جشن ترامپ! تسلیم آمریکا

    روزنامه شماره ۶۵۹۰

    شکست ایالات متحده

    ترامپ اعلام کرده است که ایالات متحده و ایران برای پایان دادن به جنگ خود به توافق رسیده‌اند. او در پستی در سایت «تروث سوشال» نوشت: «تبریک به همه!» و سپس برای نظارت بر نمایش عمومی و پرزرق‌وبرقی که به مناسبت تولدش در محوطه جنوبی کاخ سفید ترتیب داده بود، راهی شد. با این حال، ایالات متحده دستاورد چندانی برای جشن گرفتن ندارد؛ ترامپ و تیمش، در زمانی رکوردشکن، جنگ را به حریفی واگذار کردند که از نظر نظامی متوسط، اما با این وجود به شدت خطرناک است.
  • جنگ بیهوده ترامپ

    پس از آنکه ایالات متحده و ایران بر سر آنچه به نظر می‌رسد یک توافق آتش‌بس ۶۰روزه است به توافق رسیدند، جریان نفت می‌تواند بار دیگر از طریق تنگه هرمز آغاز شود. با این حال، اینکه این جریان با چه کیفیتی و چقدر آزادانه برقرار خواهد شد، همچنان یک پرسش بی‌پاسخ است.
  • صلح در پیش است؟

    «بگذارید نفت جریان یابد!» دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، عصر یکشنبه با این کلمات اعلام کرد که ایالات متحده پس از گذشت بیش از صد روز، برای پایان دادن به جنگ با ایران و بازگشایی تنگه هرمز به توافقی دست یافته است و امضای رسمی آن برای ۱۹ ژوئن برنامه‌ریزی شده است. کمی بعد، مقامات ایرانی تایید کردند که دو طرف یادداشت تفاهمی (MOU) را نهایی کرده‌اند که محاصره دریایی بنادر ایران توسط نیروی دریایی آمریکا را لغو کرده و آتش‌بس فعلی را تمدید می‌کند.
    دوشنبه، ۲۵ خرداد ۱۴۰۵
  • پرونده امروز

    روزنامه شماره ۶۵۸۹

    الگوی مطلوب مدیریت تنگه هرمز

    تنگه هرمز، شاهراه حیاتی انرژی جهان است. بسته شدن احتمالی آن، یک شوک عرضه جهانی ایجاد می‌کند که قیمت انرژی را جهش داده، تورم را در اقتصادهای بزرگ مانند آمریکا و اروپا شعله‌ور ساخته و بانک‌های مرکزی را در تنگنای انتخاب بین مهار تورم و حفظ رشد قرار می‌دهد. تجربه تاریخی کانال سوئز و تنگه‌های بسفر و داردانل نشان داده که کنترل یک‌جانبه و انحصار آبراه‌های استراتژیک، به‌جای تامین منافع پایدار، می‌تواند به بحران و عدم تحقق اهداف بینجامد. در مقابل، برخی پژوهشگران الگویی مبتنی‌بر همکاری و همزیستی منافع پیشنهاد می‌دهند: تاسیس