با این حال برخی از کاربران هم نه با زبان طنز و کنایه، بلکه با نوشته‌‌‌های انتقادی درباره رفتار دولت‌‌‌ها در کشور می‌‌‌نوشتند. آنها به این مساله می‌‌‌پرداختند که سال‌هاست اصرار دارند که همه مسائل با دستور پیش می‌رود و  نگاهی به سیاست بین‌الملل و رفتار اقتصادی خود ندارند.  این دسته از کاربران می‌گویند به‌جای دستور و امر و نهی، بهتر است هرچه زودتر فکری به حال برجام شود تا فشار از روی اقتصاد کشور برداشته شود. پیمان مولوی، فعال حوزه اقتصاد در توییتر خود بدون اشاره به موضوعی نوشت: «قیمت شیر بالا رفت، بریم یه سر به گاوداری بزنیم. قیمت سیب‌زمینی بالا رفت، بریم یه سر به مزرعه بزنیم. قیمت بنزین بالا رفته، بریم پمپ بنزین بازدید. قیمت مرغ بالا رفت، بریم پروتئینی محل بازدید. دلار رفت بالا، بریم فردوسی از صرافی بازدید و...»

اما صحبت‌‌‌های وزیر خارجه بریتانیا مبنی بر اینکه این دور از مذاکرات برجام آخرین فرصت برای ایران برای امضای توافق درباره برنامه هسته‌‌‌ای است هم موردتوجه کاربران توییتر و فعالان شبکه‌‌‌های اجتماعی قرار گرفته بود. آنها درباره راه‌‌‌اندازی کمپینی در خصوص تشویق دولت سیزدهم به امضای برجام صحبت می‌کردند و به این موضوع می‌‌‌پرداختند که باید با ایجاد هشتگی توجه مسوولان کشور را به این موضوع جلب کرد که امروز مطالبه بسیاری از مردم امضای برجام و بهبود وضعیت اقتصادی است چرا که از مردم در خصوص برجام رای‌گیری صورت نگرفته است که آیا راضی به تحمل این حجم از فشار اقتصادی هستند یا نه. در همین خصوص یعنی قدرت شبکه‌‌‌های اجتماعی، کمپین‌سازی و جلب توجه مسوولان کشور نسبت به مطالبات مردم، دیروز اتفاق دیگری هم در شبکه‌‌‌‌‌‌های اجتماعی افتاد. ماجرا هم برمی‌گشت به صحبت‌‌‌های رئیس مجلس شورای اسلامی مبنی بر اینکه نماینده مجلس به گوش سرباز راهور نزده است و او را فقط هل داده اما این صحبت هم با واکنش منفی کاربران شبکه‌‌‌های اجتماعی اعم از توییتر و اینستاگرام روبه‌رو شد و هم سرباز وظیفه راهور که مورد ضرب و شتم نماینده مجلسی که قصد عبور از خط ویژه اتوبوس را داشت، قرار گرفته بود، در اینستاگرام خود در این رابطه صحبت کرد.

در نهایت محمدباقر قالیباف مجبور به پس گرفتن حرف خود شد. همین اتفاق باعث شد که بار دیگر و بعد از مدت‌‌‌ها بحث، تاثیر شبکه‌‌‌های اجتماعی در رفتار مسوولان مطرح شود و به این موضوع هم کم و بیش پرداخته شود که یکی از اهداف طرح صیانت که نماینده‌‌‌های مجلس یازدهم به دنبال آن هستند، جلوگیری از همین اتفاق‌‌‌هاست تا فقط خودشان متکلم وحده باشند. در همین رابطه دیروز عباس عبدی، در صفحه توییتر خود نوشت: «ماجرای سرباز و عنابستانی نشان داد که اگر مردم فقط ابزار قدرت رسانه را داشته باشند برای پیشبرد اهداف خود از دیگر ابزارها بی‌‌‌نیازند. طرح صیانت در پی محرومیت مردم از این ابزار است. »

از دیگر موضوعاتی که دیروز در توییتر کاربران درباره آن می‌‌‌نوشتند باز هم بحث ارز بود اما این بار درباره اخذ مالیات از خرید و فروش ارز. در همین رابطه صحبت‌‌‌های معاون درآمدهای مالیاتی سازمان امور مالیاتی مبنی بر اینکه طبق قانون، همه صرافی‌ها و اشخاص حقیقی و حقوقی که به‌طور رسمی ارز خرید و فروش می‌کنند مشمول مالیات هستند و مردم عادی و کسانی که برای نیاز شخصی و با کارت ملی ارز می‌خرند، مشمول مالیات نیستند، مورد توجه کاربران توییتر قرار گرفته بود. قبل از شفاف‌‌‌سازی او درباره اینکه نیازی به اخذ مالیات از مردم عادی نیست، کاربران با تندی از کسب درآمد دولت از هر جنبه زندگی شهروندان می‌‌‌نوشتند. اما بعد از شفاف‌‌‌سازی او، فعالان حوزه اقتصاد و برخی از فعالان شبکه‌‌‌های اجتماعی در خصوص این موضوع نوشتند که دولت برای تامین بودجه روزانه خود و گذران روزهایش دست به اخذ مالیات از هر روزنه‌‌‌ای خواهد زد و این تازه شروع دوره اخذ مالیات است و به زودی اگر شرایط همین‌طور باقی بماند، شاهد اقدامات دیگر دولت برای کسب درآمد  خواهیم بود.

حقوق مدیران دولتی هم از دیگر موضوعاتی بود که مورد توجه کاربران قرار گرفته بود. دیشب دبیر سامانه ثبت حقوق و دستمزد در یک برنامه تلویزیونی اعلام کرد که برای مدیران دولتی «کف و سقف دریافتی از ۳‌میلیون و ۵۰۰‌هزار تومان تا ۳۳میلیون و ۷۰۰هزار تومان است که با توجه به قانون قابل پرداخت است و اگر دریافتی یک مدیر بیشتر از این باشد تخلف است.» کاربرانی که به این موضوع می‌‌‌پرداختند اینطور می‌‌‌نوشتند که مدیری که بالای ۳۰‌میلیون تومان در این شرایط اقتصادی حقوق می‌گیرد و این رقم بدون پاداش و حق سفر و چیزهای دیگر است، چگونه می‌تواند مشکلات اقتصادی و تورم افسارگسیخته را به طور ملموس در زندگی‌‌‌ روزمره‌‌‌اش حس کند. بلاتکلیفی مردم و فعالان اقتصادی در رابطه با وضعیت برجام و فضای آینده کشور نیز از دیگر مسائلی است که چند وقتی می‌شود دغدغه کاربران توییتر است. آنها در این رابطه در صفحه‌‌‌هایشان می‌‌‌نویسند که دولت باید یک تصمیم بگیرد و همان را اعلام عمومی کند. اما اینکه یک روز بگوید انجام می‌‌‌دهیم و روز دیگر بگوید انجام نمی‌‌‌دهیم، جز دامن زدن به فضای مبهم و بلاتکلیفی شهروندان در تمام حوزه‌‌‌ها هیچ فایده دیگری ندارد.