روزهای خوش دریای بی‌پایان

[ علی طجوزی ]

سال ۸۶ را می‌توان یکی از بهترین سال‌های موسیقی برای علاقه‌مندان و گروه‌های موسیقی طی سال‌های اخیر دانست. چرا که در این سال به خصوص در تابستان گرمای موسیقی و کنسرت‌هایی که در آن برگزار شد؛ بسیار گرم‌تر از هوای گرم و داغ تابستان بود. کنسرت‌هایی که برای علاقه‌مندان به طیف‌های گوناگون موسیقی برگزار شد. به طوری که اکثر علاقه‌مندان، جدا از آنانکه به هر دلیلی نتوانستند از شرکت‌کنندگان باشند، راضی بودند. از کنسرت لطفی و علیزاده و احسان خواجه‌امیری گرفته تا دیگر اشخاص و گروه‌ها. تابستان سال ۸۶ سرشار بود از موسیقی مثل بهارش که با ارائه کارهای خوب آغاز شد. هر چند که پاییز و سرمای زمستان کمی تاثیرگذار بود، اما نه آنچنان که گرمای این تابستان را از یادها ببرد.

سال ۸۶ همچنین سال خوبی از نظر سطح فروش برخی از آثار موسیقی بود که در اینجا به طور خلاصه به آنها اشاره‌ای خواهیم داشت.

شاید بسیاری فکر کنند که پرفروش‌ترین کار در زمینه موسیقی کلاسیک یا سنتی یکی از آثار شجریان و افتخاری باشد. اما اینچنین نیست براساس آماری که فروشندگان این‌گونه محصولات ارائه می‌دهند پرفروش‌ترین کار سال ۸۶ «دریای بی‌پایان» نام دارد.

دریای بی‌پایان محصول همکاری سالار عقیلی و گروه دستان ‌است که به همراه هم کنسرتی را سال ۸۵ در کاخ نیاوران برگزار کردند. هر چند دو آلبوم از این کنسرت که یکی با کلام و دیگری بی‌کلام بود اواخر سال ۸۵ به بازار آمد، اما فروش و رکوردشکنی آن تقریبا از اواسط تابستان ۸۶ آغاز شد. هنگامی که سالار عقیلی برای اجرای کنسرت به اروپا رفته بود. به گفته برخی از این فروشندگان هر چند که نام سالار عقیلی بالاتر از شجریان پدر و شهرام ناظری نمی‌تواند باشد و شاید بسیاری هم او را نشناسند، اما پخش یکی از قطعات این آلبوم از شبکه‌های سیمای ملی باعث افزایش سیل تقاضا شد. به گفته آنان این کار باعث آن شد که کسانی هم که او را نمی‌شناسند به دلیل زیبا بودن کار حداقل پرس‌وجو کنند. به گفته آنان شاید برای بسیاری جذاب بودن شجریان همیشگی است و خیلی‌ها می‌خواستند بدانند که ماحصل کار استاد با گروه جدید پس از جداشدن از کلهر و علیزاده و همایون پرسش چیست اما همین پخش شدن از شبکه‌های سیما باعث شد که یکبار سقف فروش «دریای بی‌پایان» بالا برود.

البته این تنها دلیل نمی‌شود؛ چرا که علاقه‌مندان به موسیقی کلاسیک چند سالی می‌شود که سالار عقیلی و گروه دستان می‌شناسند. بسیاری عقیلی را یکی از تکنیکی‌ترین خوانندگان جوان ایران می‌دانند و کار مشترک او با ارشد طهماسبی به نام عشق داند را کاری قوی می‌دانند. همچنین گروه دستان نیز گروهی گمنام و تازه‌کار نیست و هریک از اعضای این گروه از استادان و نوازندگان بزرگ ایران به شمار می‌آیند و هریک به تنهایی کارنامه خوبی دارند.

حمید متبسم، حسین بهروزی‌نیا، سعید فرج‌پوری، پژمان حدادی، بهنام سامانی که اعضای گروه دستان هستند همگی از نام‌آوران موسیقی ایران چه در داخل و چه در سطح بین‌الملل هستند و حتی برخی از آنان مثل حدادی و سامانی که ساکن خارج از کشورند رسولان فرهنگ موسیقی ایران نیز هستند. به عنوان مثال، می‌توان به کار مشترک گروه دستان و شهرام ناظری به نام ساز نو، آواز نو نیز اشاره کرد که هر دو در آن به گونه‌ای ساختارشکنی کرده‌اند. شهرام ناظری در اجرای تحریرها و دستان در اجرای قطعات به جا مانده از دوره قاجار.

بعد از «دریای بی‌پایان» باید از «غوغای عشق‌بازان» نام برده شود. چرا که این اثر تقریبا کاری نواز محمدرضا شجریان به شمار می‌آید، البته از این جهت که بعد از چهار، پنج‌سال که دوستداران او عادت کرده بود که او را همواره همراه با حسین علیزاده، کیهان کلهر و همایون پسرش ببینند.

«غوغای عشق‌بازان» با آهنگسازی مجید درخشانی کاری دیگر گونه از شجریان به شمار می‌آید و مثل باقی آثار وی باز هم انتخاب اشعار با وسواس و دقت انجام گرفته است. این اثر بر دل بسیاری نشسته جدا از قطعات آواز همواره دوست داشتنی شجریان یکی دیگر از زیباترین قطعات این آلبوم همان قطعه‌ای است که نام آلبوم از آن گرفته شده و یکی از غزلیات مولانا است. قطعه من از کجا عشق از کجا یکی از پرشورترین و دل‌انگیزترین قطعاتی است که می‌توان به جرات گفت طی سال‌های اخیر شجریان اجرا کرده است.

«سوگواران خموش» نیز یکی دیگر از آثار برتر و پرفروش موسیقی کلاسیک ایران طی سال گذشته بود. این اثر با صدای علیرضا قربانی همراه با گروه ایرانی به سرپرستی پژمان طاهری به بازار آمد. این اثر اشعاری از ملک‌الشعرای بهار و اخوان نیز استفاده شده است. علیرضا قربانی که یکی از بهترین و جوان‌ترین و محبوب‌ترین خوانندگان سال‌های اخیر ایران محسوب می‌شود، در این اثر نیز توانست همانند آلبوم قبلی خودش مانند: اشتیاق، خشت و خاک و فصل باران مخاطبان و علاقه‌مندانش را راضی نگه دارد و همچنین به گفته فروشندگان این محصولات بعضا بر تعداد آنان نیز بیافزاید. اگر بخواهیم یکی از قطعات این آلبوم را انتخاب کنیم شاید در حق باقی آنها اجحاف کرده باشیم، اما به عنوان مثال می‌توان قطعه «ایران هنگام کار است» را ساعت‌ها گوش کرد و لذت برد و قربانی این گوشواره را تکرار کرد «خدا ز درد و غم رهاند ما را- خدا به کام دل رساند ما را» البته سوگواران خموش باعث کمی دلگیری هم شد و آن این بود که معلوم نشد چرا یکی از قطعات آن به نام «آواز کرک» که شعر شد از اخوان بود از این آلبوم حذف شد و باز هم معلوم نشد که از کجا و چگونه روی اینترنت قرار گرفت.

اگر بخواهیم به برخی دیگر از آثار پرفروش و برتر موسیقی کلاسیک یا سنتی ایران در سال گذشته اشاره کنیم می‌توان از ماه خراسان و سرود مهر با صدای افتخاری نام برد. شاید اگر افتخاری هم کمی در ارائه آثارش تعجیل نمی‌کرد اکنون نام آلبوم‌های او در صدر بود چرا که همواره آلبوم‌های او از فروش بسیار خوبی برخوردارند و همیشه استقبال خوبی هم از آنها شده است، اما گویا هستی آواز و شوق او مانع از خویشتن‌داری‌اش می‌شود و تازه به تازه عرضه شدن آثارش این رکوردشکنی احتمالی از نظر سقف فروش را سرشکن می‌کند. از دیگر آثار پرفروش می‌توان به آلبوم‌های فصل باران، قربانی، دراست پنجگاه، سراج و همچنین یادگار دوست و گل سبدبرگ شهرام ناظری اشاره کرد.

نغمه‌های ضربانگ

سال ۸۶ همچنین برای علاقه‌مندان به موسیقی کلاسیک بی‌کلام نیز سال خوبی بود. اما برای گروه ضربانگ به سرپرستی پژمان حدادی سالی خوب‌تر چراکه آلبوم این گروه به نام «نغمه‌های خوابگرد» که در اوایل پاییز به بازار آمد توانست عنوان پرفروش‌ترین این بازار را از آن خود کند. این آلبوم که شامل همنوازی سازهای کوبه‌ای به همراه تنها سنتور آنچنان زیبا و دوست‌داشتنی از کار درآمد که قرار گرفتن آن بر اینترنت نیز نتوانست لطمه آنچنانی به استقبال آن وارد کند. این کار ترکیب جذاب و کاملا حرفه‌ای بر اساس بداهه‌نوازی سازهای کوبه‌ای است و در آن از تمام سازهای کوبه‌ای استفاده شده است. در این آلبوم تنها سنتور است که در خانواده سازهای کوبه‌ای نیست، اما آنچنان زیبا و هماهنگ در این آلبوم باقی سازها را همراهی می‌کند که احساس می‌شود اگر نبود «نغمه‌های خوابگرد» واقعا چیزی کم داشت. در این آلبوم که هنگام اجرای کنسرت صدابرداری شده است شاهد دونوازی‌ها زیبای دف، دف و تنبک، دف و پنداریک و همچنین تک‌نوازی‌هایی هستیم که نه آنچنان طولانی شوند تا رو به تکرار بروند و نه آنچنان کوتاه که در یاد نماند. بعد از آلبوم گروه ضربانگ یکی دیگر از پرفروش‌های بی‌کلام سنتی ایرانی آلبوم «ساز دستان» است که توانست طی مدت حضورش یکی دیگر از برترین اثار در این زمینه باشد. «ساز دستان» همان طور که از نامش پیدا است، کار گروه دستان به سرپرستی حمید متبسم است این اثر مربوط می‌شود به بخشی از کنسرت این گروه که همراه سالار عقیلی اجرا کرده‌اند و توانستند خاطره خوبی را از خود در ذهن مخاطبان برجا بگذارد. یکی دیگر از کارهای پرفروش سال گذشته در این زمینه «ایران زمین» کامکارها است که نیازی به معرفی ندارند؛ چراکه کامکارها تنها گروهی هستند که سالیان متمادی است بدون آنکه تغییری در اعضای اصلی آن به وجود بیاید در حال کار هستند و همواره یکی از گروه‌های پیشرو در موسیقی ایران به شمار می‌آیند. از دیگر کارهای پرفروش این بازار همچنین می‌توان به «تصنیف ذوالفنون»، (تنها یک خاطره- لطفی-‌پایور) و همچنین پیانوی شماره ۲ محجوبی و (۲۰ قطعه برای تار-شهناز) نام برد.

سلام ماندگار سلام آخر

اگر از علاقه‌مندان به موسیقی پاپ بخواهیم از پرفروش‌ترین آلبوم سال نام ببرند آنها هم مثل فروشندگان خواهند گفت. سلام آخر. سلام آخر نام آلبومی از احسان خواجه‌امیری که توانست سال گذشته را کلا از آن خود کند این آلبوم ماه‌ها نیز به رغم حضور برخی از آثار از گروه‌ها یا خوانندگان معروف پاپ در بازار توانست رکورد‌شکنی کند و نام خود را در صدر پرفروش‌ترین‌ها قرار دهد. این آلبوم چنان سر و صدا کرد که حتی برخی از کسانی که اهل پاپ هم نبودند کنجکاوی وادارشان کرد که آن را یا بخرند یا گوش کنند. البته احسان خواجه‌امیری در چند سریال ایرانی نیز خواننده بود. اما سلام آخر برای خود او هم شاید تکرار نشود. از دیگر آثار پرفروش در این بازار می‌توان از (فقط نگاه می‌کنم حامی)، (از تو دورم- فریدون) و (شبح- صفاریان) نام برد. بازار بی‌کلام پاپ نیز سال گذشته شاهد عرضه شدن کارهای جدیدی به بازار بود، اما نتوانستند به موفقیت اشتیاق راوی و آلبوم‌های علیحان ۱ و ۲ (پرنده آتش و همه چیز برای تو) برسند. در هر حال سال گذشته برای راوی و علیحان دودوک نواز برجسته کشور آذربایجان سال خوبی در ایران بود.

پدیده‌ای به نام نامجو

اگر بخواهیم از پرحاشیه‌ترین، پرسروصداترین و پرفروش‌ترین اثر و شخصی در موسیقی تلفیقی نام ببریم بی‌هیچ تردیدی باید از «محسن نامجو» نام برد.

محسن نامجو که نامش اوایل امسال کم‌کم به سر زبان‌ها افتاد و تبدیل به سوژه‌ای داغ برای مطبوعات شد شاید خودش هم فکر نمی‌‌کرد که تا این حد از آلبومش استقبال شود. البته پیش از ارائه رسمی کار او شاید خیلی‌ها بسیاری از آهنگ‌های او را شنیده بودند. آهنگ‌هایی که شاید هیچ‌گاه نتوانند به بازار بیایند. البته این روزها اینترنت یکسری از مشکلات را کم کرده است! همچنین بلوتوث و بازار زیرزمین. چرا که درحال حاضر از محسن نامجو یک آلبوم به نام «ترنج» در بازار موجود است. اما چندین برابر آهنگ‌های این آلبوم را شاید بسیاری شنیده و یا حتی داشته باشند. از سوی دیگر گرفتن مجوز برای نامجو روزنه امیدی بود که شاید بتواند در آینده برای برخی دیگر از آثارش مجوز بگیرد. اگر بخواهیم برای اینکه چرا از نامجو اینقدر استقبال شد دلایلی بیاوریم می‌توانیم این دلیل را بیاوریم که او به گونه‌ای سنت‌شکنی کرد. مثلا ترکیب‌بندی سازهایش، استفاده از اصوات غیرآوازی، نعره‌های کشدار، تغییر سبک‌ها، ترکیب سبک‌ها در هر حال بی‌آنکه بخواهیم نامجو را رد یا تایید کنیم باید او و آلبومش در صدر پرفروش‌های بازار موسیقی ایران به خصوص موسیقی تلفیقی قرار داد.

اگر ساز باقلاها را ساز غیرایرانی بدانیم (باقلاها ‌شباهت بسیاری به دیوان دارد) آن وقت دو آلبوم را باید در طیف موسیقی تلفیقی قرار دهیم. دو آلبوم پرفروش به نام تابیکران دوردست اثر کیهان کلهر نیز کمانچه‌کش برجسته ایران و اردان ارزنجان باقلاما نواز ترکیه‌ای و یار آسمانی نیز محصول همکاری مشترک علی‌اکبر مرادی یکی از بزرگ‌ترین تنبورنواز حال حاضر ایران و اولاش اوزدمیر همتای او در نام و نوازنده باقلاما در ترکیه است.

البته کلهر پیش از این نیز سابقه بداهه‌نوازی با سازمان غیرایرانی را داشته است و آلبوم‌های سه‌گانه غزل محصول همکاری او با شجاعت حسین‌خان ؟؟ نوازه بر برجسته هندی است اما تابیکران دوردست کاری به خصوصی از کلهر است چرا که هر دو نوازنده متعلق به منطقه‌ای از کشورشان هستند که سازها برای مراسم آیینی نیز کاربرد دارند و این کار نیز علاوه بر کمک به درک متقابل دریافت و حس مشترکی را به آنان به وجود آورده بود. یار آسمانی نیز کاری است از دو نوازده که هر کدام آنها از اهالی کردستان کشورشان هستند و در ایران توانستند فضایی کاملا روحانی را به وجود بیاورند و هم توانستند نام خود را در بین پرفروش‌ها ثبت کنند. البته به تماشای آبهای سپید نیز یکی دیگر از پرفروش تلفیقی در سال گذشته بود.

رونق با مرگ آمد

سال گذشته برای طالبان موسیقی محلی سالی دردناک بود و از سوی دیگر خوب چرا که در این سال‌ دو تن از اساتید بزرگ که از چهره‌های بین‌المللی محسوب می‌شدند به دیار حق شتافتند. یکی از آنها مرحوم خلیفه میرزاغه غوثی بود که هنوز هم به تعبیری دف در عزایش می‌گرید. خلیفه غوثی از اهالی سنندج بود و پیروان طریقی عرفانی به نام قادریه بود. دف در این سلسله حکم حلقه وصل را دارد و کسانی که به کردستان یا بعضا خانقاه‌های قادریه رفته باشند دیده‌اند که چگونه کلام و دف ترکیب می‌شوند و شور و شوق به وجود می‌آورند البته خلیفه غوثی که به نوعی پس از سال‌ها دف را از غربت دور ساخته در خارج از کشور چهره‌ای شناخته‌تر نسبت به داخل بود. هم او بود که در سال ۱۹۹۷ در جشنواره آدینیون فرانسه به افتخار لقب «پرنده نادر» را به او داده بودند. کسی که واقعا نمی‌توان گفت که دستان او بر دف سماع می‌کردند یا دف در دستان او. اما بلافاصله پس اعلام خبر در گذشتش دو آلبومی که از وی در بازار وجود داشت نایاب شد. آلبوم‌هایی به نام «حی‌ا...» و «ذکر یا رحمن». این سیل علاقه البته برای «گنجینه ملی» یا همان حاج قربان سلیمانی خودمان نیز تکرار شد. گنجینه ملی لقبی بود که او نیز از خارج کشور با خود آورده بود. پیرمرد فروتن قوچانی آنچنان بزرگ بود که حتی خود را بخشی هم نمی‌نامید. بخشی که به گونه‌ای از نظر معنی همان پیر یا شیخ می‌شود.