رسیدگی به این پرونده از سوم شهریور سال ۹۱ به‌دنبال ناپدید شدن دختر جوانی به نام مژگان شروع شد.مادر وی با مراجعه به کلانتری اعلام کرده بود دخترش صبح زود با پراید سفید رنگش از خانه خارج وپس ازآن ناپدید شده است.

به‌دنبال این شکایت ردیابی‌های پلیسی شروع شد تا اینکه یک ماه بعد مأموران گشت کلانتری ۱۱۸ستارخان خودروی دختر جوان را در همان محدوده پیدا کردند.پس ازبررسی تلفن همراه مژگان، کارآگاهان دریافتند او در آخرین تماس‌هایش با مردی افغان به نام غلام قرار ملاقات داشته است. به همین خاطر غلام که نگهبان نمایشگاه ماشین بود خیلی زود دستگیر شد.

اودر اظهاراتش ادعا کرد که مدتی قبل با مژگان آشنا شده و دخترجوان هر روز با او تماس می‌گرفت و با هم حرف می‌زدند. اوهمچنین اظهارداشت: «روزانه بیست تا سی هزارتومان به او پول می‌دادم اما یک شب که به نمایشگاه آمده بود ازمن خواست جایی به او بدهم که شیشه بکشد.من هم به ناچارقبول کردم.اما چند دقیقه بعد حالش بد شد و وقتی دیدم او مرده است جسدش را داخل چاهی در نمایشگاه انداختم. اما پس از کشف جسد کارشناس پزشکی قانونی اعلام کرد که دختر جوان در اثراصابت ضربه‌های چاقو وخفگی جان باخته است.

دیری نگذشت که مرد افغان در اظهارات جدیدش لب به‌ سخن گشود و پرده از راز جنایت هولناک برداشت و گفت: وقتی مژگان به دیدنم آمد باهم درگیر شدیم، او که عصبانی بود کتکم زد، من هم با چاقویی که داشتم ضربه‌ای به سینه‌اش زدم و روی زمین افتاد. آنقدر عصبانی شده بودم که نفهمیدم چند ضربه دیگر زدم. بعد جسد را تکه تکه کردم  و از ترسم درون چاه انداختم.

پس از اظهارات مرد افغان، قضات او را به اتهام قتل عمد به قصاص نفس محکوم کردند.

این حکم به تأیید قضات دیوانعالی کشورهم رسیده بود که مادرمقتول اعلام کرد به شرط دریافت دیه حاضر به  گذشت ازقصاص است.اما روز گذشته متهم که برای تعیین تکلیف پرونده به دادگاه کیفری استان تهران انتقال یافته بود به قاضی اصغر عبداللهی ومستشارش- قاضی واعظی- اعلام کرد توان پرداخت دیه را ندارد. اوگفت: اگرآزادم کنید کارمی کنم و دیه را قسطی می‌پردازم.»

پس ازپایان جلسه، قضات وارد شورشدند تا بزودی حکم شان را درباره متهم صادر نمایند.

 

 

بخش سایت‌خوان، صرفا بازتاب‌دهنده اخبار رسانه‌های رسمی کشور است.