برجام وارد سومین سال خود می شود. شاید در روزهایی که وزرای خارجی هفت کشور همراه با هماهنگ کننده سیاست خارجی اروپا پس از امضای برجام در کنار هم ایستادند و عکس یادگاری گرفتند کسی فکر نمی کرد برجام پس از دو سال با چه فراز و نشیبهایی روبرو خواهد شد. بدون شک اصلی ترین چالشی که برجام و البته امضا کنندگان برجام با آن روبرو شده اند ترامپ بوده و هست. مرد جنجالی کاخ سفید که بی محابا زیر همه چیز می زند و فقط دوست دارد امریکا در اول هر چیزی باشد.

 

آیا برجام بعد از گذشت دو سال همچنان امیدوار کننده و زنده است؟ چه روشهایی می توان در پیش گرفت تا عمر آن به این زودی به پابان نرسد. 

 

در این باره با محمد حبیبی مجنده مدیر گروه حقوق بین الملل دانشگاه مفید گفت و گو کرده ایم که از نظر می گذرانید.

 

*****

 

ارزیابی شما از دو سالگی برجام چیست؟ آیا هنوز می توان به آن امیدوار بود؟

 

دو سال از اجرایی شدن برجام گذشته است. برجام امیدها و شادی ها آفرید. این امیدها و شادی هایی که به برجام داشتیم بیراه نبود. سالیان سال، ایرانی ها و آمریکایی ها وزیرای خارجه خود را در کنار هم ندیده بودند. آن چه دیده و شنیده بودند دشمنی و خصومت میان دو کشور بود؛ فرار و گریز از یکدیگر بود. آن چه ندیده و نشنیده بودند، دو کشور عاقل و بالغی بود که می توانستند روبروی هم بنشینند و در باره راه حل یک مسئله گفتگو و مذاکره کنند. گفتگو و مذاکره طبیعی ترین، کم هزینه ترین، و انسانی ترین راهی است که آدمیان بزرگ و خردمند برای حل مسئله ها در روابط خود پیش می گیرند. باری، آن امیدها و شادی ها چندان نپایید. البته، آنان که روزگار، سرد و گرم خویش به ایشان چشانده بود، می دانستند که سبزشدن برجام، چه رسد به رسیدن و بار دادن آن، در آب و هوای آلوده به دشمنی و کینه ورزی ممکن نیست. ممکن است سر از خاک برآورد ولی بیش از اندازه نحیف و شکننده خواهد بود که امیدها و شادی ها را پایدار کند. برجام همچون هر توافق، قول و قرار و پیمانی، واژه هایی روی کاغذ است، که در دنیای دیجیتال امروز، کاغذ هم از آن جدا شده و واژه ها دیگر جوهر هم ندارند!

 

چه روشهایی می توان در پیش گرفت تا عمر آن به این زودی به پابان نرسد؟

 

 

 آن چه به یک توافق و پیمان، جان می دهد و آن را به حرکت و تحقق می رساند، عزم و اراده آدمیان است. برجام با همه شکوه، می خواست مشکلی گره خورده با مشکل های دیگر در روابط بین المللی میان ایران و قدرتهای بزرگ را حل کند. گویی که قرار بود گرهی در میانه ریسمانی پرگره را بگشاید. اگر گره های دیگر همچنان می ماند، گرهی که قرار بود باز شود فقط کمی شل می شد! و در این سو و آن سو به گره های دیگر می خورد. چه کنیم که مسائل بین المللی، بسیاری از اوقات، در هم تنیده اند و جدایی پذیر نیستند. 

 

اگر هنوز بر این باوریم که برجام واقعه ای استثنایی و به بیان روشنتر از سر ناچاری و تنها برای حل مسئله هسته ای بود و در مسائل دیگر تکرارنشدنی است، باید به همین تن رنجور برجام بسنده کنیم. اگر بر این باور نیستیم، پس برجام را غنی سازی کنیم و امیدها و شادی ها را که حق مردم است بازگردانیم.

 

بخش سایت‌خوان، صرفا بازتاب‌دهنده اخبار رسانه‌های رسمی کشور است.