احسان علیخانی به نظرم قابل ستایش‌ترین فرد در آن جماعت سه نفره‌ای بود که رو به مردم قرار بود درباره ابهام سه میلیاردی ماجرای اسپانسرینگ موسسه ثامن‌الحجج و احسان علیخانی پاسخ دهند.

این‌که او پذیرفت «الف_ع»دیگری غیر از خودش نیست و سعی کرد صادقانه آن‌چه می‌تواند توضیح دهد را بگوید تا بلکه بخشی از مسئله شفاف‌سازی شود، بی‌تردید ستودنی است اما آیا آن‌چه گفته شده به همه ابهام‌ها پاسخ داده است؟

راستش اقلا من یک نفر چند پرسشی برایم باقی مانده که برای یافتن پاسخ‌اش با یکی از مدیران بخش مرتبط در رسانه ملی که مسئول مستقیم امور تکذیب‌هاست تماس گرفتم اما اصرار داشت خودش تخصصش را ندارد و اگر قرار به پاسخ‌گویی باشد، خودشان از مدیوم رسانه‌های پرشمار خودشان، بسته محتوایی تولید و منتشر می‌کنند!

تا آن زمان اما کاش احسان علیخانی که اتفاقا به عکس خیلی از حضرات رسانه ملی عادت به خواندن نقدها دارد، درباره این چند ابهام هم پاسخ دهد و شاید کمک کند به اینکه برای مردم، گفته‌هایش باورپذیرتر باشد.

او این سه میلیارد را هزینه تولید ۶ سری برنامه حدودا سه ماهه با پرسنلی حدودا ۱۵۰ نفری اعلام کرد. این یعنی اگر به طور متوسط هر یک از اعضا برای چنین کاری فقط متوسط درآمد ماهیانه ۳ میلیون تومانی می‌داشتند، این پول تمام می‌شده است؛ بدون خورد و خوراک، بدون هزینه دکور و باقی نیازهای یک‌سری برنامه زنده!

جای دیگری از هزینه دکور گفت و این‌که فقط در یک فقره ۲۵ میلیون تومان برآورد قیمت را اضافه تشخیص داده بودند. رقمی که مربوط به یکی از همان ۶ برنامه مورد اشاره بوده است! این یعنی اقلا باید رقم ارائه شده ۴ برابر رقم مازاد باشد که گران تخمین زده شده است دیگر!

مواردی از این دست که در نگاه سخت‌گیرانه بتوان از لا‌به‌لای حرف‌های احسان در آورد، احتمالا کم نیستند. مثل ماجرای تاریخ اعلام غیرقانونی بودن موسسه و آخرین برنامه مشارکتی ساخته شده در «ماه عسل» که خبرگزاری تابناک روی آنها دست گذاشته است!

پرسش اما درباره اصل این قرارداد است. قراردادی که علیخانی درست می‌گوید. حتی عادل فردوسی‌پور هم در برنامه‌هایش پای آن‌ها را امضا کرده است و اگر قرار به گیر دادن باشد، پای او هم وسط می‌آید.

ماجرا این است که آیا واقعا این قراردادها، قرارداد تولید برنامه‌ها بوده‌اند یا تنها پول هدایای برنامه؟ خود شما خیلی خوب می‌دانید برای برنامه‌های سال تحویل‌تان، پاکت‌هایی که می‌گویند پرداخت شده تا ستاره‌ها بیایند، چند ده میلیون تومانی بوده است و فقط سی مهمان از این مهمان‌های زیاد برنامه‌های نوروزی‌تان گاه عدد سرانگشنی حضورشان در استودیوی برنامه، می‌شود بیش از ارقامی که گفتید.

شما در حضور رشیدپور یک بار گفتید این پول در قراردادی که در رسانه ملی موجود است، میان شما و این موسسه بسته شده تا هزینه کل برنامه را تامین کند. این یعنی باید صراحتا در اسناد مالی آن شرکت قید می‌شد قرارداد میان موسسه و رسانه ملی یا فلان تهیه کننده برای برنامه مثلا «ماه عسل» یا ...

ولی همان جا درباره این‌که چرا کنار این اسناد مالی قید شده هدیه؟ گفتید: «این ها هدیه قید شده چون به مهمانان برنامه هدیه داده می‌شده است.»

این‌ها کمی شائبه‌برانگیز است. کمی شائبه‌برانگیزترش شاید این باشد که در این قراردادها از واژه‌هایی چون صلح، یا هدیه یا پاداش استفاده شده که در قالب قرارداد رسمی همکاری نباشند و به صورت رسمی شامل مالیات نشوند.

رسانه ملی که خودش مالیات نمی‌دهد و به موسساتی که میثاق‌نامه شفافیت اطلاعاتی را امضا کردند، نپیوسته است، اما آیا شما می‌توانید خیلی شفاف به مردم بگویید مالیات چنین قراردادی پرداخت شده یا نه؟

چیزی که اگر رخ داده باشد، دیگر نمی‌توان ایرادی را متوجه شما دانست اما به نظر می‌رسد طوری از پاسخ طفره می‌روید که باعث تردید می‌شود.

اتفاقی که اگر پاسخ‌تان برایش منفی باشد، چالشی بزرگتر را پیش روی مدیران صدا و سیما ایجاد می‌کند. اینکه نه فقط برای قرارداد شما که رسانه ملی برای هیچ یک از قراردادهای اسپانسرینگش، حداقل ضوابط قانونی پرداخت مالیات بر درآمد را رعایت نمی‌کرده است. 

این آن وقت مطالبه‌ای ملی است که باید همه ما پیگیرش باشیم. شاید بپذیریم آن موسسه مالی مجوز رسمی داشته و شما کف دست تان را بو نکرده بودید و این همه بندگان خدایی که با دیدن نام یک موسسه در رسانه ملی و تبلیغ یکی از محبوب‌ترین مجریانش، آنجا سرمایه‌گذاری کرده‌اند، شما را ببخشند و توضیحات از صمیم قلب‌تان را بپذیرند اما درباره این پرسش‌های بعدی هم لطف می‌کنید خیلی صریح پاسخ بدهید؟

 

بخش سایت‌خوان، صرفا بازتاب‌دهنده اخبار رسانه‌های رسمی کشور است.