گرچه تاریخ تحزب در ایران به یک قرن پیش بر می گردد اما حکمرانی حزبی در کشور نهادینه نشده است. حکمرانی وقتی حزبی باشد، احزاب قبل از به قدرت رسیدن برنامه خود را اعلام می کنند و براساس همین برنامه نیز از مردم رأی می گیرند بنابراین خود را ملزم به پاسخگویی می دانند. حال آنکه افتخار همه دولت های ما تاکنون این بوده که بگویند ما به هیچ حزب و گروهی وابسته نیستیم. تکرار مستمر چنین تفکری نشان می دهد که ما از حکمرانی حزبی خیلی دور هستیم و بعید می دانم که به این زودی ها به آن برسیم.

البته همه احزاب امروز مدعی هستند که می توانند دولت و کشور را اداره کنند اما واقعیت آن است که از شکل گیری احزاب قدرتمند و فراگیر برای تشکیل دولت فاصله داریم چون آن طور که باید به تشکیل احزاب فراگیر بها ندادیم. با این وجود تحزب در ایران به تدریج در حال رشد ارزیابی می شود. براساس قانون جدید، احزاب باید استانداردهای سراسری و فراگیر بودن را رعایت کنند. آنچه در زمینه رشد احزاب حائز اهمیت است تعداد اعضا نیست بلکه کادرسازی و آموزش نیروی انسانی در درجه بالاتر قرار دارد چون باید اعضا به درجه ای از توانمندی و صلاحیت برسند تا حزب بتواند از آنها در مناصب مدیریتی بخش های مختلف بهره گیرد.

احزاب باید تمرین دولت سایه را داشته باشند و با نقد دولت مستقر، خود را در اداره و حل معضلات کشور توانمند سازند. این روالی است که در کشورهای با حکمرانی حزبی دنبال می شود و حزب یا ائتلاف حزبی حاکم بر دولت  و مجلس به اجرای برنامه های اعلامی خود در انتخابات می پردازد و حزب رقیب یا رقبای حزبی نیز دولت در سایه تشکیل می دهند و با نظارت و نقد بر دولت نمی گذارند، تصمیمات سلیقه‌ای باعث شود که منافع ملی به خطر افتد اما در ایران چنین وضعیتی وجود ندارد و هنوز بعد از ۱۰۰ سال همچنان درباره ضرورت ها توجه به کارکردهای حزبی صحبت می کنیم.

در مجموع با توجه به مشکلاتی که در کشور مشاهده می کنیم، جنس مطالبات مردم طبقه متوسط به پایین اقتصادی و معیشتی است بنابراین احزابی که نیت گرفتن کرسی قدرت را در سر می پرورانند، باید بتوانند با ارائه برنامه مشخص و عملی براساس استفاده حداکثری از ظرفیت های موجود برای رفع مشکلات و معضلات و جلب اعتماد مردم تلاش کنند.

*دبیرکل حزب اراده ملت ایران

 

بخش سایت‌خوان، صرفا بازتاب‌دهنده اخبار رسانه‌های رسمی کشور است.