ارتباط میان کشورهای حوزه خلیج فارس و اسراییل در مواردی رخ داده و چنانکه در واشنگتن گفته می شود عمانی ها به طور خاص پیش قدم نیز بوده اند. در اواخر سال ۱۹۹۴ که وقوع صلح میان اسراییل و فلسطین ممکن به نظر می رسید، نخست وزیر وقت اسراییل، رابین از مسقط دیدار کرده بود. اگرچه عمانی ها درخواست کرده بودند تا زمان حصول نتیجه، این دیدار مخفی بماند.

در سال ۱۹۹۵ شیمون پرز، جانشین رابین در بیت المقدس میزبان وزیر امورخارجه عمان شده بود و در سال ۱۹۹۶ دو دولت نسبت به ایجاد نمایندگی تجاری در پایتخت یکدیگر نیز اقدام کرده بودند که البته در سال ۲۰۰۰ و با آغاز دور دوم انتفاضه تعطیل شدند.

البته سفر تازه نتانیاهو کمی متفاوت است چرا که مذاکره صلحی در جریان نیست و سلطان قابوس شخصا از عادی سازی روابط حمایت کرده است. این اتفاق به شکل حائز اهمیتی، فراتر از ارتباطات اخیر اسراییل با کشورهای عرب که ناشی از اشتراک منافع در رویارویی با ایران است، تعریف می شود.

در همین حال، مقامات بازنشسته سعودی با همتایان بازنشسته اسراییلی دیدار می کنند، اماراتی ها میزبان نمایندگی دیپلماتیک اسراییل با پوشش آژانس بین المللی انرژی های نو هستند و شایعات زیادی از دیدارهای مستمر میان روسای سازمان های امنیتی اسراییل، اردن، مصر و کشورهای عرب خلیج فارس به گوش می رسد. با این حال هیچ یک از رهبران کشورهای عرب چنین آشکار مانند سلطان قابوس به دیدار مقامات اسراییلی نرفته اند.

اما دلیل این رفتار سلطان قابوس چیست؟ اساسا او قصد دارد یک بیمه نامه برای خود دست و پا کند.

سلطان قابوس عموما نقش یک میانجی در حل مشکلات و واسطه میان کشورهایی که نمی توانند یا ترجیح نمی دهند ارتباط مستقیم داشته باشند را ایفا کرده است. اکنون کاملا آشکار شده که بخش زیادی از زمینه سازی برای حصول توافق هسته ای سال ۲۰۱۵ میان ایران و آمریکا از طرق کانال عمانی انجام پذیرفته است. گفته شده که سال گذشته نیز ترامپ قصد داشته از اشتراک مساعی مسقط با تهران برای پایان دادن به جنگ یمن استفاده کند. بنابراین، بسیاری این بار نیز گمانه زنی می کردند که دیدار نتانیاهو و سلطان قابوس حول محور ایران یا فلسطین صورت پذیرفته باشد. احتمالا هر دو مساله مطرح بوده اما دلیل اصلی این دیدار دست کم برای عمانی ها چیز دیگری است.

اسماعیل صبری عبدالله، وزیر برنامه ریزی در دولت سابق انورسادات، دلیل نزدیکی مصری ها به اسراییل در دهه ۷۰ میلادی را اینـگونه تشریخ می کند: "ما اگر می خواستیم رابطه خوبی با واشنگتن برقرار کنیم باید یک شب را در تل آویو می گذراندیم". عبدالله به عنوان یک چپ و ضدصهیونیست سابق، یا خواسته نگرش قدیمی مبنی بر کنترل واشنگتن توسط یهودیان را بازمطرح کند یا بازگو کننده این محاسبه مصری هاست که به علت روابط خوب میان اسراییل و آمریکا، مصری ها به منظور استفاده از مزایای آن به مصالحه با اسراییلی ها پرداختند. اتفاق مشابهی پشت پرده دیدار نخست وزیر اسراییل از مسقط در حال وقوع است. اگرچه در گذشته عمان یک طرف مذاکره مورد اعتماد بود، اکنون فشارهای دیپلماتیک و سیاسی جدیدی بر این کشور وارد شده است که دیدار با نتانیاهو می تواند به رفع آنها کمک کند.

سلطان قابوس ۷۷ ساله که به واسطه کودتایی با حمایت بریتانیا در سال ۱۹۷۰ قدرت را به دست گرفت، به نظر نمی رسد در سلامت جسمی باشد. گفته می شود از سرطان رنج می برد. همه می دانند که او در پایان دوران حکمرانی خود است و از آنجا که وارثی ندارد، مساله جانشینی در ابهام است. رهبر جدید عمان هر که باشد، برای حفظ ثبات عمان در لحظه مرگ قابوس، به حمایت سیاسی آمریکا نیاز خواهد داشت. در شرایط عادی چنین حمایتی قطعی بود اما باوجود اختلافات و فشارهای داخلی و خارجی در منطقه خلیج فارس، اکنون تضمینی برای آن وجود ندارد.

نقش قدیمی عمان در منطقه به عنوان یک میانجی، اهمیت عمان را فراتر از منابع و وسعت جغرافیایی اش می برد اما آن را آسیب پذیر نیز می کند. عمان در میان ایران، عربستان، امارات و یمن قرار گرفته است. اگر سلطان یا جنشین او نتوانند موازنه را میان این کشورها حفظ کنند، عمان به گرداب منازعاتی کشیده می شود که رهبری آن قصد اجتناب از آنها را داشته است.

به نظر می رسد فشارها بر مسقط برای جانبداری از یک طرف رو به افزایش است. به طور مشخص از آنجا که عمانی ها در جنگ یمن به سعودی ها و اماراتی ها نپیوسته اند، در کنار روابطی که با تهران دارند، باعث شده تحلیلگران و مقامات این ابهام را مطرح کنند که آیا عمان بیش از آنکه یک کشور بی طرف باشد، باعث تقویت رفتار ایران نشده؟ حتی اتهام هایی مطرح می شود مبنی بر اینکه رهبران عمان چشم خود را به روی ارسال تدارکات ایرانی از خاک عمان برای حوثی های یمنی بسته اند.

اگر این واقعیت داشته باشد، عمان در دردسر بزرگی قرار می گیرد. با حضور مخالفان سرسخت ایران در دولت ترامپ، رفتار سختگیرانه تری نسبت به گذشته علیه عمان اتخاذ خواهد شد. در دولت های پیشین آمریکا، صرفنظر از عملکرد دولت عمان، حفظ یک کانال ارتباطی با ایران در اولویت بود. اما معلوم نیست که ترامپ نیز چنین نظری داشته باشد.

به علاوه برای عمان حضور در طرف اشتباه متحدان قدرتمند شورای همکاری خلیج فارس گران تمام می شود. اگرچه قطری ها بحران تحریم سعودی را تاکنون به خوبی مدیریت کرده اند، اما با احتساب خشونت رهبری فعلی عربستان، تمامیت ارضی آنها هنوز در خطر است. برخلاف قطر، عمان از منابع کافی برخوردار نیست و همچنین میزبان یکی از بزرگترین پایگاه های نظامی آمریکا در خارج از قلمرو خود نمی باشد.

برای کاستن از این چالش ها، چه راهی بهتر از دعوت نتانیاهو به صرف چای وجود دارد. مسلما قابوس نیز مانند اسماعیل صبری، روابط میان اسراییل و آمریکا را درک می کند هرچند امید می رود با ظرافت بیشتری همراه باشد. مطمئنا باوجود کمرنگ شدن احتمال موفقیت مذاکرات صلح با فلسطینیان، حامیان اسراییل در واشنگتن از اقدام دولت عمان که موجب گسترش دایره صلح می شود، استقبال می کنند. همچنین است درباره کنگره که با دولت های پیاپی برای پایان دادن به انزوای دیپلماتیک اسراییل در جهان همکاری کرده است.

عمانی ها انتظار دارند در صورت وخامت اوضاع داخلی، اسراییلی ها و حامیانشان در واشنگتن به جبران این محبت اقدام کنند. اسراییلی ها نیز درباره سرنوشت ولیعهد عربستان متعاقب قتل خاشقجی محتاط شده اند. رییس سازمان اطلاعات مصر، عمر سلیمان هنگام انتقاد از کمپین عمومی که اسراییل علیه قاچاق اسلحه از طریق تونل ها به نوار غزه در واشنگتن به راه انداخته بود، گفته بود که برقراری ارتباطات خوب با اسراییل لزوما به این معنی نیست که در واشنگتن به کارتان بیاید اما می تواند کمک کننده باشد. بدون داشتن منابعی که همسایگان عمان با دست و دل بازی برای مشاوران و لابی گران در واشنگتن خرج می کنند، قابوس با این کار موفق شده آن قدر حسن نیت خود را نشان دهد که به آنها نیازی نداشته باشد.

 

بخش سایت‌خوان، صرفا بازتاب‌دهنده اخبار رسانه‌های رسمی کشور است.