نظام‌ انرژی در سراسر دنیا در حال عبور از تحولی عظیم و پرسرعت است که طبق پیش‌بینی مک‌کنزی‌ می‌تواند تاثیر چشمگیری در کند شدن رشد تقاضای جهانی نفت خام داشته باشد. طبق این پیش‌بینی نفت تا سال ۲۰۵۰ دیگر نقشی مانند امروز ندارد و سهم خود را تا نیمی از سطح تقاضای فعلی، به انرژی‌های تجدیدپذیر واگذار خواهد کرد. این اتفاق تغییراتی مهم در نوع سوخت خودروها، گرمایش خانه‌ها و تامین برق صنایع‌ ایجاد خواهد کرد که بر کسب‌وکارها، دولت‌ها و اشخاص در دهه‌های آتی اثرات گسترده‌ای خواهد داشت. در این رابطه، موسسه تحقیقاتی «مک‌کنزی» در گزارشی به بررسی وضعیت بخش انرژی جهان تا سال ۲۰۵۰ پرداخته است که می‌توان گفت یکی از نتایج قابل توجه آن، جدا شدن مسیر رشد اقتصاد جهانی و رشد تقاضای جهانی انرژی از یکدیگر است. بر اساس این گزارش، برای نخستین بار در تاریخ شاهد خواهیم بود که  رشد جهانی اقتصاد تا چشم‌انداز ۲۰۵۰همراستا با رشد  تقاضای انرژی نخواهد بود. به گزارش گروه اقتصاد بین‌الملل «دنیای اقتصاد»، این چشم‌انداز بر مبنای تحلیل‌ صدها کارشناس برجسته حوزه‌های نفت‌وگاز، خودرو، انرژی‌های تجدیدپذیر و مواد اولیه در سراسر دنیا به دست آمده است.

به اعتقاد این موسسه، بسیاری از روندهایی که آینده انرژی را شکل می‌دهند ناشی از انبوهی از روندهای محلی است که در مقیاس‌ و سرعت‌های متفاوت در جغرافیا و بخش‌های مختلف در حال وقوع هستند. به منظور پوشش دادن این مقیاس، در مدل «مک‌کنزی»‌ جزئیاتی از ۱۴۶ کشور، ۵۵ نوع انرژی و ۳۰ بخش ارائه شده است. بر اساس یافته‌های این گزارش، بخش انرژی در سال‌های آتی سه نقطه عطف را تجربه خواهد کرد. نخستین نقطه عطف، توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر خواهد بود. از آنجا که هزینه تولید انرژی‌های تجدیدپذیر روندی نزولی خواهد داشت، ظرفیت‌های تامین انرژی خورشیدی و بادی جدید با نیروگاه‌های فعال فعلی، از لحاظ هزینه‌ای قابلیت رقابت خواهند داشت. در نتیجه، مصرف انرژی‌های تجدیدپذیر شتاب بیشتری خواهد یافت.

 دومین نقطه تحول در بخش انرژی، توسعه وسایل نقلیه برقی به واسطه کاهش مداوم هزینه باتری‌ها طی ۵ تا ۱۰ سال آینده است. بر‌اساس این گزارش، بسیاری از کشورها به نقطه‌ای خواهند رسید که در آن وسایل نقلیه برقی نسبت به موتورهای احتراق داخلی به‌صرفه‌تر خواهند بود، وضعیتی که برای وسایل نقلیه مسافری و حتی بخش خودروهای سنگین نیز صادق است. در نهایت، به‌رغم تداوم رشد اقتصادی و جمعیت روبه رشد جهان، برای اولین بار «مک‌کنزی» اوج انتشار گاز کربن جهان را پیش‌بینی کرده است. با توجه به کاهش تقاضای زغال‌سنگ و ثبات تقاضای نفت، انتظار می‌رود از اواسط دهه ۲۰۲۰ انتشار گازهای کربن روندی نزولی یابد. گزارش «مک‌کنزی» علاوه بر این سه نقطه عطف، به پنج بخش اشاره دارد که می‌توان گفت بررسی تقاضای نفت خام و تحولات آن بخش مهمی از این پنج‌گانه را تشکیل می‌دهد.

  کاهش چشمگیر تقاضای نفت

به‌رغم رشد تاریخی باثبات بیش از یک درصدی، پیش‌بینی می‌شود رشد سالانه تقاضای نفت طی دهه‌ آتی کند شود. بر اساس برآوردهای «مک‌کنزی» اوج تقاضای نفت در اوایل دهه ۲۰۳۰ تجربه خواهد شد.  بر اساس یک سناریو،تقاضای نفت تا سال ۲۰۵۰ به نصف سطح امروزی خواهد رسید.بر‌اساس گزارش مک‌کنزی، این اتفاق در پی اوج گرفتن تقاضای نفت خام در اوایل ۲۰۳۰ رقم خواهد خورد. میزان تقاضای روزانه نفت خام در این سال ۱۰۸ میلیون بشکه در روز پیش‌بینی شده است. در این سال‌ها بخش پتروشیمی مهم‌ترین موتور محرک رشد تقاضای نفت به‌شمار می‌رود با این حال دور این موتور از سال ۲۰۳۰ به بعد کندتر خواهد شد. علت این اتفاق کند شدن رشد تقاضای پلاستیک به واسطه توسعه روش‌های بازیافت پلاستیک است. در عین حال پیش‌بینی می‌شود تا سال ۲۰۳۵، فروش سالانه جهانی خودروهای برقی به بیش از ۱۰۰ میلیون دستگاه برسد. این اتفاق نقطه عطفی در کاهش تقاضای نفت خام در بخش حمل و نقل جاده‌ای به‌شمار می‌رود. طبق پیش‌بینی مک‌کنزی، تا سال ۲۰۵۰، تقاضای روزانه نفت خام برای بخش حمل‌ونقل‌ جاده‌ای حدود ۳۰ میلیون بشکه در روز خواهد بود که چیزی حدود یک‌سوم کمتر از سطح تقاضای فعلی برای این بخش است.

  عقب‌ماندن رشد تقاضای انرژی

به گزارش موسسه مک‌کنزی، به نظر می‌رسد بعد از یک قرن رشد سریع، حوالی ۲۰۳۵ تقاضای انرژی جهان کند خواهد شد و روندی باثبات خواهد گرفت. این امر به گسترش نفوذ منابع انرژی‌های تجدیدپذیر در کاربردهای انرژی بازمی‌گردد. به علاوه کاهش تعداد اقتصادهای وابسته به منابع انرژی در سراسر جهان، افزایش تقاضای انرژی ناشی از رشد جمعیت را خنثی خواهد کرد. جمعیت زیادی در اقتصادهای نوظهور به متقاضیان انرژی دنیا اضافه شده‌اند به‌خصوص آنکه درآمد آنها نیز با افزایش همراه شده است. با این حال چشم‌انداز مک‌کنزی در مقایسه با دیگر چشم‌اندازهای بلندمدت انرژی، حکایت از‌ آن دارد که رشد تقاضای انرژی آهسته‌تر خواهد شد زیرا این موسسه نقش برجسته‌ای برای انرژی‌های تجدیدپذیر در سیستم‌های انرژی جهان تا اواسط قرن جاری قائل است.

به‌این‌ترتیب برای نخستین بار در قرن اخیر، رشد تقاضای انرژی با وجود تداوم رشد شدید اقتصادی،  به کندی افزایش خواهد یافت. علت اصلی بروز این اتفاق به گسترش سهم مشاغل خدمات‌محور در اقتصاد جهانی باز می‌گردد. در عین حال، با توسعه تکنولوژی‌های کارآمدتر در بخش‌های مختلف مصرف، راندمان مصرف انرژی کاهش می‌یابد که در نهایت به کاهش مصرف انرژی حتی در کشورهای بزرگ صنعتی مانند چین منجر خواهد شد. طبق گزارش مک‌کنزی، با وجود دو برابر شدن تولید ناخالص جهانی (در شرایط واقعی) بین سال‌های ۲۰۱۶ و ۲۰۵۰، تقاضای اولیه جهانی برای انرژی تنها رشدی ۱۴ درصدی خواهد داشت. به این ترتیب این نخستین بار در تاریخ خواهد بود که رشد تقاضای جهانی انرژی و رشد جهانی اقتصاد  همسو با یکدیگر حرکت نخواهند کرد. انرژی‌های تجدیدپذیر که انرژی‌های هسته‌ای مکمل آنها خواهند بود، از حالا تا ۲۰۵۰ سهمی دو برابری در منابع تامین انرژی دنیا خواهند داشت. این به این معنا است که سهم این نوع از انرژی‌ها از ۱۹ درصد فعلی به ۳۴ درصد از انرژی مصرفی دنیا افزایش پیدا خواهد کرد. در این میان مصرف برق تا ۲۰۵۰ دو برابر خواهد شد. گاز نیز تنها سوخت فسیلی خواهد بود که سهم خود در سبد مصرفی جهانی انرژی را افزایش خواهد داد اما بعد از ۲۰۳۵ تقاضا برای این کالا نیز از رشد باز می‌ایستد و ثبات پیدا می‌کند. در این چشم‌انداز، تقاضای نفت خام از اوایل دهه ۲۰۳۰ کاهشی قابل توجه خواهد داشت و از طرفی با توجه به کاهش تقاضای زغال‌سنگ، انتشار گاز کربن در دنیا نیز کاهش پیدا می‌کند. بر اساس این گزارش، رشد تقاضای انرژی تابعی از دینامیک‌های محلی خواهد بود به این ترتیب در حالی‌که تقاضای انرژی در اکثر کشورهای عضو سازمان همکاری و توسعه کاهش خواهد یافت، تقاضای انرژی در آفریقا و هند تا سال ۲۰۵۰ دو برابر خواهد شد.

  چشم‌انداز مصرف برق در افق ۲۰۵۰

گسترش استفاده از برق منجر به دو‌برابر شدن تقاضای این انرژی تا ۲۰۵۰ خواهد شد. این امر عمدتا ناشی از افزایش تقاضای ساختمان‌ها و استفاده از برق به‌عنوان منبع انرژی در خیابان‌ها است. از طرفی سهم انرژی‌های خورشید و باد نیز به سرعت در حال افزایش است. بر اساس گزارش مک‌کنزی، در سال‌های اخیر این منابع سهمی بیش از ۵۰ درصدی از اضافه ظرفیت‌های خالص داشته‌اند. در این رابطه پیش‌بینی می‌شود بعد از ۲۰۳۵ تولیدات منابع تجدیدپذیر از کل برق تولیدی به بیش از ۵۰ درصد برسد. این اتفاق به معنای رهایی از شیوه تاریخی تولید برق با استفاده از انرژی‌های فسیلی است. با این حال از آنجا که نقش منابع تناوبی از مجموع تولید برق در حال افزایش است، سیستم‌های برقی به‌شدت با نیازهای متوازن‌کننده مواجه خواهند شد، به‌خصوص اینکه سهم منابع خورشیدی و بادی به بیش از ۳۰ درصد خواهد رسید.

  محبوبیت گاز

گاز تنها سوخت فسیلی است که سهمش از مجموع تقاضای انرژی جهان تا ۲۰۳۵ رشد خواهد کرد، گرچه نرخ رشدش نزولی خواهد بود. در بلندمدت (بعد از ۲۰۳۵)، اما تقاضای این منبع انرژی روندی کاهشی خواهد یافت. این امر عمدتا از تحولات صنعت برق ناشی خواهد بود، جایی که مجموع تقاضای این منبع برای تولید برق بین سال‌های ۲۰۱۵ تا ۲۰۵۰ از ۴۱ به ۳۳ درصد کاهش خواهد یافت. این اثرات بلندمدت حتی بر اساس سناریوهای مختلف قیمت گاز صادق خواهد بود؛ با توجه به افزایش رقابت میان انرژی‌های تجدیدپذیر و گاز، حتی نصف شدن قیمت گاز چندان منجر به افزایش تقاضای این انرژی نخواهد شد.

11