زنگ شیرین اقتصاد
باله روسی، بحران آمریکایی و انقلاب کینزی
علی موقر * توجه: مطالب این ستون شدیدا غیرجدی است. جان مینارد کینز در۵ ژوئن ۱۸۸۳ در انگلستان در خانوادهای متوسط الحال به دنیا آمد. اما از نظر اندیشمندان اقتصادی پدر وی آنقدرها هم متوسط نبود، بلکه بزرگ هم بود. نوبل کینز پدر جان کینز از اقتصاددانان مشهور زمان خودش به حساب میآمد. از این نظر جان مینارد کینز با جان استوارت میل که او هم به نوبه خود فرزند جیمز میل اقتصاددان مشهور زمان خود بود، دارای وجه اشتراک میباشد. جان تحصیلات متوسطه خود را مانند هر آدم متوسط دیگری به اتمام رساند و در سال ۱۹۰۲ وارد کالج سلطنتی کمبریج شد.
علی موقر * توجه: مطالب این ستون شدیدا غیرجدی است.
جان مینارد کینز در۵ ژوئن ۱۸۸۳ در انگلستان در خانوادهای متوسط الحال به دنیا آمد. اما از نظر اندیشمندان اقتصادی پدر وی آنقدرها هم متوسط نبود، بلکه بزرگ هم بود. نوبل کینز پدر جان کینز از اقتصاددانان مشهور زمان خودش به حساب میآمد. از این نظر جان مینارد کینز با جان استوارت میل که او هم به نوبه خود فرزند جیمز میل اقتصاددان مشهور زمان خود بود، دارای وجه اشتراک میباشد.
جان تحصیلات متوسطه خود را مانند هر آدم متوسط دیگری به اتمام رساند و در سال ۱۹۰۲ وارد کالج سلطنتی کمبریج شد. بعد از آن به عنوان کارمند جزء اداره هندوستان وزارت دفاع مشغول به کار شد. بعدتر در سال ۱۹۰۹ به کمبریج بازگشت و به عنوان دانشیار مشغول به کار شد.
از سال ۱۹۰۸ تا زمان مرگش در سال ۱۹۴۶ یکی از اعضای کینگز کالج دانشگاه کمبریج بود و به همین ترتیب و بدون اینکه هیچ ماجرای جالبی در زندگینامهاش اتفاق افتاده باشد که بشود این ستون را با آن پر کرد مراحل ترقی خود را طی کرد. حتی بهرغم اینکه سالها خزانهدار کینگز کالج، خزانهدار انگلیس در انجمن صلح پاریس بعد از جنگ جهانی و حتی ریاست انجمن پادشاهی اقتصاد را بر عهده داشت، باز هم هیچ وجه هیجانانگیزی به داستان زندگیاش اضافه نشد. وی با همین روال کسالتبار از سال ۱۹۱۱ تا ۱۹۴۴ سردبیر اکونومیک ژورنال هم بوده است. از این نظر کینز به لحاظ زندگی شخصیاش یک انگلیسی تمام عیار است.
دایرهالمعارف بریتانیکا کینز را چنین معرفی میکند: «نخستین اقتصاددان بریتانیایی که انقلابی را در نظریات اقتصادی پدید آورد، ... منتقد و معمار سیاستهای ملی اقتصادی، مقالهنویس سیاسی، سرمایه گذار موفق، کتاب باز و پشتیبان هنر».
انگلیسیها پشتیبانی کینز از هنر را در این میدانند که آمفی تئاتر دانشگاه کمبریج را پایهگذاری کرد و قاعدتا به عنوان خزانهدار دانشگاه بودجه آن را هم تامین نمود. در عین حال از متولیان گالری ملی هم بود. اما اگر نظر بنده را بخواهید و کمی ذوق و ظرافت به خرج دهیم نقطه عطف علایق هنری کینز و البته پشتیبانی او از هنرمند جماعت را پیدا خواهیم کرد و آن هم زمانی بود که در سال ۱۹۲۵ با لیدیا لوپوکووا
ازدواج کرد.
لیدیا یک بالرین روس بود و تحصیلات آنچنانی هم نداشت، اما به عقیده کینز «لیدیا از روحی آزاد بهرهمند بود». حال آنکه یک نفر بالرین باید از چیزهای بیشتری بهرهمند باشد که کینز در توجیه خود به آنها اشارهای نکرده است؛ چراکه مسلما رهبر گروه باله برای استخدام وی به روحش کاری نداشته است.
نخستین اثری که از کینز در حوزه اقتصاد چاپ شد، پول و بودجه در هند بود که سال ۱۹۱۳ منتشر شد. بعد از آن کتاب دو جلدی در باب پول (۱۹۳۰) نوشت. یکی از معروفترین کتابهایش «پیامدهای اقتصادی صلح» بود که سال ۱۹۱۹ چاپ شد که در گوشه و کنار دنیا به زبانهای مختلف ترجمه شد و از پرفروشترینهای دنیا شد.
کینز در این کتاب پیشبینی میکند که غرامت زیادی که برای آلمان و ژاپن بعد از جنگ مقرر شده است به نفع هیچکس نیست و به بیثباتی سیاسی منجر میشود. که البته همان هم شد. به قول اندیشمندان به این ترتیب کینز بی پایه بودن ادعاهای میانجیان صلح ورسای را نشان داد و شرارتهای آینده که به جنگ دوم انجامید را ریشهیابی کرد.
کینز در سال ۱۹۳۶ کتاب «نظریه عمومی اشتغال، بهره و پول» را منتشر کرد که اندیشمندان اقتصادی آن را یکی از تاثیرگذارترین کتابهای اقتصادی قرن بیستم به شمار میآورند. او که از سال ۱۹۳۷ با بیماری قلبی دست به گریبان بود، در ۲۰ آوریل ۱۹۴۶ در خانه کوچک و روستایی خود در تیلتون تسلیم مرگ شد. بعد از مرگش او را سوزاندند و خاکسترش را در بلندیهای منطقه در کمال احترام به باد دادند.
دورانی که کینز در آن زندگی میکرد دوران افتضاحی بود. در آن سالها نظام سرمایهداری با بحران و ناامیدی و نگرانی روبهرو بود. جنگ جهانی اول خانه خیلیها را خراب کرده بود و خیلیهای دیگر را نیز خانهخراب کرده بود. بحران اقتصادی ۱۹۳۰ در آمریکا به وجود آمده بود. انگلستان با بیکاری شدیدی روبهرو بود و اوضاع باقی کشورها هم چندان تعریفی نداشت.
در آن دوران مثل هر دوران بحرانی دیگری تنها بازاری که داغ بود بازار انتقاد بود. منتقدان به اندیشمندان کلاسیک و نئوکلاسیک میگفتند: دیدید همه چیز را به حال خودش گذاشتیم و اوضاع اینطوری شد؟ و اندیشمندان کلاسیک و نئوکلاسیک هم به منتقدان پاسخ میدادند که: نخیر، همه چیز را به حال خودش نگذاشتیم که اینطور شد. در همین اثنا کینز وارد عرصه اندیشه اقتصاد شد و نظریه حالی به حالی خود را مطرح کرد.
کینز در کتاب معروفش «نظریه عمومی» توضیح میدهد که رکودهای اقتصادی، مشکلاتی کوتاهمدت هستند که به خاطر نبودن تقاضا در بازار به وجود میآیند. راهی که ارائه میکند هم از این قرار است که دولت باید از طریق هزینههای عمومی، میزان تقاضا را بیشتر کند. او میگوید به محض اینکه اقتصاد به دوران رونق برگردد، دولت می تواند با افزایش مالیات و کاهش مخارج عمومی، کسری بودجه خود را جبران کند.
کینز برخلاف نظریات اقتصاد کلاسیک، منتقد اقتصاد آزاد بود. او این نظریه را که جامعه در حالت تعادل به اشتغال کامل میرسد، رد کرد و معتقد شد که برای کاهش بیکاری، دولت باید هر طوری که بلد است اشتغال ایجاد کند، هرچند که این اشتغال غیرمولد باشد. یعنی به هر ترتیبی ملت را سر کار بگذارد. اصل زیربنایی نظریه کینز میگوید مخارج دولتی باید با تجارت خصوصی نسبت معکوس داشته باشد. یعنی در مواقعی که تجارت رونق دارد، دولت باید کمتر خرج کند و زمانی که اقتصاد کساد میشود بر مخارج عمومی افزوده خواهد شد. کینز میگفت اینطور مداخله دولت میتواند به یک اقتصاد باثبات بازار آزاد منجر گردد.
با این وجود منتقدین نظریه کینز تا همین حالا دنبال ماجرا را گرفتهاند و تاکنون قضیه روشن نشده است که دولت تا چه حد و در کجاها باید دخالت کند یا نکند. در هر صورت کینز خودش را چندان درگیر این داستانها نکرد و طی یک سفر به ایالات متحده با فرانکلین روزولت رییسجمهور وقت آمریکا ملاقات کرد و در مورد سیاستهای احیای اقتصادی آن کشور به او مشاوره داد. از آن زمان به بعد دولت آمریکا با اجرای سیاستهای اقتصادی کینزی توانست بحران اقتصادی را پشت سر بگذارد. با این حال از همان زمان همچنان منتقدان درباره عملی نبودن نظریات کینز در حال نظریه پردازی هستند.
از آنجا که عقاید کینز خیلی از کشورها را از بحران اقتصادی نجات داد و از آنجا که از زمان آدام اسمیت و کتاب ثروت ملل هیچ رسالهای به اندازه کتاب نظریه عمومی اشتغال، پول و بهره در اوضاع اقتصادی جهان تاثیرگذار نبوده است، کینز را «بنیانگذار علم اقتصاد جدید» به شمار میآورند. عقاید کینز هم به «انقلاب کینزی» معروف شده است. همانطور که در یک انقلاب اول به یک چیزی حمله میشود، بعد یکسری حرفهای کلان زده میشود و نهایتا سعی میشود تا آنها را عملی کنند، کینز هم در ابتدا به عقاید نئوکلاسیکها درباره مکانیسم خودکار رقابت بازار حمله کرد. بعد از آن برعکس نئوکلاسیکها به ویژه مارشال که بیشتر جنبههای خرد اقتصاد را در نظر داشتهاند، کینز به جنبههای کلان اقتصاد توجه نمود و در آخر هم یک چارچوب عملی سیاست اقتصادی را تشریح کرد.
در کل اقتصاددانان کینزی معتقدند که بخش خصوصی گاهی اوقات کارهایی میکند که نتیجههای به دردنخوری در اقتصاد کلان به وقوع میپیوندد، پس باید از سیاستگذاری دولت در بخش عمومی حمایت کرد. این سیاستگذاریها گاهی سیاستهای پولی است که توسط بانک مرکزی اعمال میشود و گاهی سیاستهای مالی است که دولت برای پایدار کردن چرخه تجارت عملی میکند.
اندیشمندان کینزی میگویند نظام سرمایهداری اگر با یک سری خدمات رفاهی و اجتماعی و یک جور کنترل نسبی اقتصاد توسط دولت همراه شود دیگر از آن بحرانهای دورهای اقتصاد به وجود نمیآید. طرفداران اقتصاد کینزی و منتقدان اقتصاد کینزی همچنان به صورتی پیگیر در باب اقتصاد کینزی در حال بحث و جدل میباشند.
ارسال نظر