زلزله سیاسی در خاورمیانه

رابرت فیسک

تحلیلگر ایندیپندنت

با اینکه «بی‌بی» و سلطان‌های عرب نسبت به توافق وین بسیار به خشم آمده‌اند؛اما اعراب به این حقیقت بدبین‌اند: اینکه آمریکایی‌ها در جنگ خاورمیانه جانب شیعیان را گرفته‌اند. با توافقی که میان ایران و غرب صورت گرفت، این باور در میان بسیاری از اعراب تقویت شده که ایران به دوران صعود قدرت نزدیک شده است. زمین‌شناسان خاورمیانه باید آماده یک زلزله سیاسی در منطقه باشند. جانشین روزولت و جورج بوش در کاخ سفید می‌گوید: «دنیایی امیدوارتر... فرصتی برای حرکت در مسیری دیگر». اگرچه برخی اعضای هوچی‌گر کنگره به دنبال دخل و تصرف در این توافق هستند اما اوباما اعلام کرد آن را وتو خواهد کرد. تعجبی ندارد که حسن روحانی رئیس‌جمهوری ایران از «کارگر بودن مشارکت سازنده» سخن می‌گوید.


باید با نفوذ گسترده برخی کشورها خداحافظی کنیم؛ کشورهایی که فرزندانشان جنایات 11 سپتامبر را علیه بشریت به راه انداختند و اسامه بن لادنی را به جهان تقدیم کردند که مدافع طالبان و سپس جریان‌های افراطی در عراق و سوریه بود. در نهایت خداحافظ امرا و شاهزادگانی که مدافع داعش بودید. واشنگتن از فریبکاری‌های شاهزادگان خلیج فارس، سخنرانی‌های چندش‌آورشان، ثروت هنگفت‌شان (هرچند آن را صرف خرید سلاح از آمریکا می‌کنند) و جنگ داخلی جنایتکارانه‌شان در یمن خسته و بیمار است. ایران شیعه اما کشور خوبی است. اما یاوه‌گویانی دیوانه در کابینه اسرائیل و در کنگره آمریکا می‌کوشند تا همه چیز را بر هم بزنند.


اما یک نکته: جان کری وزیر خارجه آمریکا بیشترین زمان- ۱۸ روز مداوم- را صرف مذاکره با ایران کرد و این بسیار بیش از پیشینیان او از جنگ جهانی دوم به بعد است. فکر کنم «ادوارد استتینیوس» تنها کسی بود که دو ماه را در کنفرانس سان‌فرانسیسکو به سر برد تا منشور سازمان ملل را بنویسد. یالتا تنها ۸ روز و پوتسدام ۱۷ روز طول کشید. تعجبی ندارد که نتانیاهو عصبی است. ایران اکنون در صدر کشورهایی است که می‌تواند- و بی‌تردید خواهد توانست- در مورد آینده سوریه و رژیم اسد به مذاکره بپردازد. اگر ایران بخواهد داعش وهابی را نابود کند ممکن است با آمریکا بر سر اسد به چانه‌زنی بپردازد و دولت اوباما را بر سر حمایت از اسد قانع کند. منابع عربی می‌گویند کری و ظریف در این مورد ساعت‌ها در وین با یکدیگر گفت‌وگو کردند. شاید به همین دلیل است که مذاکرات طولانی شد. آیا صدای شادی در دمشق را می‌شنویم؟


البته داعش هم به اندازه نتانیاهو از معامله ایران شگفت‌زده است. داعش همیشه ایران شیعه را به مثابه کشوری کافر و مرتد نگریسته و همیشه رفتارهای ایران را محکوم کرده است. نتانیاهو به ما چه می‌گوید؟ او معتقد است این تفاهم به ایران اجازه می‌دهد که «رفتار پرخطر» خود را دنبال کند. سخنان بی‌بی و داعش را می‌توان در صفحه یک کتاب قرار داد. از آنجا که عربستان سعودی همین دیدگاه را نسبت به ایران دارد و سخن از «قطع سر مار» به میان آورده بود اما اکنون ما در درام خوبی قرار گرفته‌ایم. فدریکا موگرینی در وین پس از توافق چنین گفت: «ایران فرصت تاریخی دارد تا آمادگی خود را برای ایفای نقشی مثبت در خاورمیانه نشان دهد...». او فقط باید یک کلمه می‌گفت: سوریه. اگر توافق وین آن‌گونه که نتانیاهو می‌گوید «اشتباه تاریخی بدی» است این کلمات توضیح می‌دهد که چرا اسرائیل به دشمنان ایران اجازه داده از بلندی‌های جولان در سوریه برای مداوا به اسرائیل بروند.


در پرونده هسته‌ای ایران وقتی امیدها داشت به ناامیدی تبدیل می‌شد، کورسویی از امید به وجود آمد که در نهایت نتیجه داد. ناامیدی، اعتبار «باراک قدیس» را از بین نخواهد برد. افرادی مانند بلر و شرکا از قضیه فلسطین پا پس کشیدند. شاید نتانیاهو با جار و جنجال راه انداختن بر سر توافق هسته‌ای می‌خواهد توجهات را از قضیه اسرائیل- فلسطین دور نگه دارد. اکنون وقت آن است که به فلسطین بپردازیم. شرط می‌بندم تنها کلمه‌ای که در مذاکرات دو هفته و نیم پیش در وین بر سر آن صحبتی صورت نگرفت،«فلسطین» بود.