«بنیامین نتانیاهو» نخست وزیر رژیم صهیونیستی مدتی است که با انتشار فایل های ویدئویی متعدد افکار عمومی در جمهوری اسلامی ایران را خطاب قرار می دهد و تلاش می کند تا از این طریق، نظام اسلامی را به زعم خود تضعیف کند. نخست وزیر رژیم صهیونیستی در کمتر از یک ماه گذشته تاکنون سه فایل ویدئویی درباره ایران را منتشر کرده است؛ غافل از آنکه محتوای سخیف هر یک از پیام‌های منتشرشده، موجبات تمسخر وی توسط افکار عمومی به ویژه در عرصه فضای مجازی را فراهم آورده است. او روزی از آرزوی سفر خود به تهران سخن می گوید و روزی دیگر به راهکارهای محیّر العقولش برای رفع مشکلِ کم آبی در کشور اشاره می کند. اخیرا نیز لب به تمجید از تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی گشوده است! و در عین حال مدعی شده که جمهوری اسلامی، ثروت ها و سرمایه‌های مالی ایرانیان را در مسیر کمک به مردم دیگر کشورها همچون سوریه، عراق و یمن صرف می کند! هرچند که چنین اظهارات سخیفی، نخست وزیر رژیم صهیونیستی را به مضحکه عام و خاص تبدیل کرده است اما نباید از این مسأله غافل شد که او برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران وارد فاز تازه ای شده که آن نیز چیزی جز تأثیرگذاری بر روی افکار عمومی داخلی نیست.

رویکرد جدید آمریکا و صهیونیسم در قبال ایران

در واکاوی ریشه های لجن پراکنی نخست وزیر رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران باید به وضعیت امروز این رژیم و متحدان منطقه ای و بین المللی اش توجه ویژه داشت. امروز دیگر کمتر کسی می تواند بر روی سلسله شکست های استکبار جهانی و در رأس آن ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی در سوریه و عراق سرپوش بگذارد. کما اینکه در یمن نیز این جبهه به طور کامل شکست خورده و هیچ توفیقی حاصل نکرده است. در نبرد اخیر الحدیده نیز شاهد بودیم که در این شهر استراتژیک جز شکست، خفت و خواری چیزی عایدشان نشد. لذا صهیونیست‌ها و آمریکایی‌ها به این نتیجه رسیدند که از طریق تکیه بر گزینه های نظامی قادر نیستند اقدامی را علیه جمهوری اسلامی ایران و منافع آن در منطقه صورت دهند. به همین دلیل، واشنگتن، تل آویو و همچنین رسانه‌های همسو با آنها خط جدیدی را کلید زدند و آن، فرافکنی برای تحت تأثیر قرار دادن افکار عمومی داخلی ایران است.

جرقه این رویکرد جدید آمریکا و صهیونیسم و رسانه های جیره خوار آنها در قبال جمهوری اسلامی ایران، از زمان پخش گزارش شبکه خبری «بی بی سی» درباره ایران، خورده شد. بی بی سی در این گزارش مدعی شد که ایران سالانه ۶ میلیارد دلار در سوریه هزینه کرده است و این هزینه نیمی از مبلغ یارانه های پرداختی به مردم را شامل می شود و در نتیجه، مردم ایران تحت فشار قرار می گیرند. در وهله اول؛ مشخص است که طرح چنین ادعایی می تواند برای آن دسته از افکار عمومی که ذهنیت دقیق و کاملی از این مسائل ندارند، کمی باورپذیر باشد. اما این تمام مسأله نیست و افکار عمومی داخلی در ایران به طور کلی از یک «پشتوانه تجربی» در خصوص جنگ برخوردار هستند که می توانند بر اساس این پشتوانه ارزیابی دقیقی از ادعاهای مطرح شده درخصوص موضوع موردِ بحث داشته باشند.

این پشتوانه تجربی به جنگ هشت ساله باز می گردد. در طول جنگی که هشت سال از سوی تمام جهان به ایران تحمیل شد، بیش از ۱۰۰۰ میلیارد دلار خسارت به ایران وارد شد. این حجم از خسارت حتی به تأیید بانک جهانی و صندوق بین المللی پول نیز رسیده است و تنها برآوردِ جمهوری اسلامی ایران محسوب نمی شود. لذا اگر درباره هزینه های جنگ حدود ۳۰ سال پیش با هزینه های جنگ احتمالی امروز در مقام مقایسه برآییم، درخواهیم یافت که هرگونه جنگ احتمالی هزاران میلیارد دلار هزینه به ایران تحمیل خواهد کرد.

مسأله دیگر این است که امروز نیز جای هیچ شکی وجود ندارد که جنگ های کنونی در منطقه همچون جنگ در عراق، سوریه و یا حتی در یمن نوعی جنگ نیابتی برای هدف قرار دادن جمهوری اسلامی ایران است. از آنجایی که دشمن تاکنون موفق نشده به صورت مستقیم از طریق راهکار نظامی به ایران ضربه وارد کند سیاست جنگ غیرمستقیم را در پیش گرفته است؛ بدین ترتیب که در صدد است در ابتدا بازوان ایران در منطقه را قطع کرده و سپس به عملیات نظامی مستقیم علیه تهران متوسل شود. براساس آنچه که گفته شد، افکار عمومی داخلی در ایران به خوبی می دانند که جمهوری اسلامی ایران براساس اصل بسیار مهم و استراتژیک «خردورزی سیاسی» از طریق ارائه کمک های مستشاری به سوریه، یمن، عراق و لبنان و حتی ارائه برخی کمک های مالی به آنها تلاش می کند تا دشمن را خارج از مرزهای خود نگاه دارد. این سیاست عقلانی و خردمندانه تاکنون موجب جلوگیری از تحمیل جنگ و خسارت‌های هنگفت ناشی از آن به ایران اسلامی و مردم آن شده است. افکار عمومی داخلی هنوز هم طعم تلخ ناامنی و بی ثباتی دوران جنگ هشت ساله را فراموش نکرده اند. لذا افکار عمومی در ایران تحت تأثیر «جنگ روانی» مقامات صهیونیست از جمله نتانیاهو درخصوص حمایت های تهران از مقاومت در خارج از مرزها قرار نخواهند گرفت.

تفرقه افکنی میان افکار عمومی و نظام اسلامی

قطع به یقین ادعاهای مطرح شده توسط بی بی سی، استکبار و امپریالیسم تبلیغی مبنی بر هزینه سالانه ۶ میلیارد دلاری ایران در سوریه یک دروغ بزرگ است و تهران بسیار کمتر از این ها در سوریه هزینه کرده است. اما نکته اینجاست که این ادعا حتی اگر درست هم باشد، باز هم در مقایسه با هزاران میلیاردی که ممکن است در صورت ظهور و بروز جنگ علیه ایران به کشور تحمیل شود، مبلغ زیادی نیست؛ به ویژه اینکه در چند سال گذشته آمریکا، صهیونیسم و همپیمانان غربی ـ عربی آنها تمام تلاش خود را برای انهدام «ساختارهای اقتصادی» و «زیرساخت‌های ملی» ایران به کار بستند. القاء چنین ادعاهایی در خصوص هزینه های هنگفت جمهوری اسلامی ایران و طرح این مسأله که این هزینه ها از جیب مردم در فراسوی مرزها صرف می شود تنها با یک هدف صورت می گیرد و آن هدف چیزی نیست جز قرار دادن افکار عمومی داخلی ایران در مقابل نظام جمهوری اسلامی.

همانطور که مقام معظم رهبری (مدظله العالی) اخیرا فرمودند که «سیاست‌ها، شگردها و روش‌های تبلیغاتی ایران هم باید به صورت هجومی باشد»، بنابراین ما نباید در برابر این خط و رویکرد جدید صهیونیسم دست بسته باشیم. این بدان معناست که ما نباید منتظر بروز ترفند و سیاست تبلیغاتی جدیدی از سوی آمریکا و صهیونیسم باشیم و سپس در موضع انفعال قرار بگیریم. باید برای افکار عمومی تبیین شود که برخی هزینه های امروز جمهوری اسلامی ایران در راستای تأمین امنیت در مقایسه با هزینه هایی که ممکن است در صورت وقوع جنگ به کشور تحمیل شود بسیار ناچیز است. این رویکرد در واقع برگردان این سخن فرماندهی معظم کل قوا در مراسم دانش آموختگی دانشجویان سپاه در دانشگاه امام حسین(ع) در روز شنبه است که ایشان فرمودند« هزینه های تسلیم به مراتب بیشتر از هزینه ایستادگی و مقاومت است».این مقایسه برای افکار عمومی باید تبیین شود که هزینه‌های گروه های مقاومت در سوریه، لبنان، عراق برای دفاع از خاک ایران، در مقایسه با هزینه های تهران، بسیار ناچیز است. لذا جمهوری اسلامی ایران در مقایسه با دیگر کشورهای جهان، تنها کشوری است که در حوزه «دیپلماسی عمومی» کمترین هزینه را اختصاص داده اما بیشترین بازدهی را در این عرصه داشته است. همین بازدهی خیره کننده موجب شده تا امروز شاهد عصبانیت آمریکا، صهیونیسم و همچنین رژیم های مرتجع عرب همچون آل سعود و آل نهیان باشیم.

تناقض‌گویی و سیاست یک بام و دو هوا    

اظهارات و ادعاهای «بنیامین نتانیاهو» نخست وزیر رژیم صهیونیستی به عنوان فردی که دستانش به خون کودکان لبنانی و فلسطینی آغشته شده اما ژست دلسوزی برای مردم ایران را به خود گرفته، سرشار از تناقض و نفاق است. ایالات متحده آمریکا به عنوان بزرگترین متحد صهیونیسم تاکنون ۷ تریلیون دلار در منطقه هزینه کرده و این همان اعتراف تلخی است که ترامپ کرد و نتانیاهو نیز به خوبی از آن باخبر است. لذا بازی با افکار عمومی ایران به دلیل برخی هزینه های نظامی جمهوری اسلامی، نشانگر عمق دشمنی در گفته های نتانیاهو است. هزینه های نظامی هنگفت آمریکا درحالی انجام می شود که که افکار عمومی آمریکا و همچنین رسانه های این کشور به طور کامل در سلطه صهیونیستهاست و این رسانه ها هیچ استقلالی از خود ندارند تا حقایق را بازگو کنند. طبیعی است که در این شرایط، افکار عمومی آمریکا نسبت به اقداماتی که دولتشان در منطقه و جهان انجام می دهد، آگاهی نداشته باشند. حتی اگر آنها نسبت به این اقدامات، آگاهی هم داشته باشند و دست به اعتراض هم بزنند، می دانند همچون جنبش وال استریت با سرکوب گسترده نیروهای امنیتی مواجه می شوند.

 

بخش سایت‌خوان، صرفا بازتاب‌دهنده اخبار رسانه‌های رسمی کشور است.