در بخشی از این یادداشت آمده است:

*تا پیش از برگزاری دادگاه محمدرضا خاتمی بسیاری منتظر بودند تا بعد از گذشت ۱۰ سال از این رخداد، اسناد مورد ادعای مدعیان تقلب را ببینند و نسبت به حقانیت این ادعای بزرگ قانع شوند. بدلیل عدم انتشار اظهارات متهم در دادگاه، این انتظار تا پیش از انتشار عمومی آن توسط محمدرضا خاتمی همچنان وجود داشت و حس می‌شد او برای اثبات ادعای خود اسناد متقن و محکمی برای مردم و دستگاه قضایی دارد. اما با انتشار دفاعیات او، توخالی بودن ادعاهای او مشخص شد و نشان داد چند تکه پرینت خبرگزاری‌ها و روزنامه‌ها مستند ۸ میلیون تقلب شده و با همین چند کاغذ هزاران نفر را به خیابان‌ها کشاندند و جامعه را دوپاره کردند ...

 

* مردم پس از ۸۸ بارها در انتخابات شرکت کردند و رئیس جمهور، نماینده مجلس خبرگان رهبری، نماینده مجلس شورای اسلامی و اعضای شوراهای اسلامی شهر و روستای خود را انتخاب کردند و نشان دادند به صندوق رأی و نهادهای مجری (فارغ از گرایش‌های سیاسی و دولتی آنان) و نهاد ناظر (شورای نگهبان) ایمان دارند. اگر باور مردم به صندوق رأی و اعتماد و اطمینان آن‌ها به مجریان و ناظران وجود نداشت چه دلیلی داشت پای صندوق رأیی حاضر شوند که نتیجه آن قرار بود چیزی غیر از اراده آنان باشد؟ آیا وقت آن نرسیده که این عده معدود از فعالان سیاسی، بازنشستگی خود را اعلام کنند و به توده عظیم ملت بپیوندند و ساز جدایی از مردم نزنند؟

 

* در انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ بنابر آمارهای رسمی نزدیک به ۱۶۰ هزارنفر ناظر مردمی شورای نگهبان، بیش از ۹۰ هزار نفر نماینده ۴ کاندیدا و معادل همین افراد نیز اعضای هیئت‌های اجرایی پای ۴۶ هزار صندوق رأی بودند. در حقیقت فرآیند آن انتخابات توسط نزدیک به ۵۰۰ هزار نفر انجام شده است. آیا همه این‌ها برای آن تقلب بزرگ هماهنگ شده بودند؟ آیا این پانصد هزار نفر نفهمیدند، ولی فقط آقای خاتمی و دوستان شان فهمیدند؟ این ادعا توهین به شعور مردم نیست؟!

 

* آقای خاتمی برای اثبات ادعای خود آقایان جنتی، کدخدایی، قاسم سلیمانی و … را برای شهادت جهت اثبات ادعای ایشان؟! به دادگاه دعوت کرده. اولاً اینان که بارها شهادت داده اند پای رأی مردم و حق الناس ایستاده اند و یک وجب خاک ایران را به دشمن نمی‌فروشند و این شما و دوستانتان هستید که برای دشمن خوراک آماده میکنید و ایران را به غرب می‌فروشید و آخر، هم حزبی هایتان به دامن انگلیس و آمریکا فرار میکنید. ثانیاً چرا در دادگاه برادرتان را که گفت: تقلب در انتخابات ایران امکانپذیر نیست یا آقای آخوندی نماینده آقای میرحسین موسوی را که گفت: اگر صدبار صندوق‌ها شمرده شود نتیجه همین خواهد بود، را به عنوان شاهد دعوت نمی‌کنید؟

 

* آقای خاتمی حق دارند مثل همه محکومان دادگاه‌ها به رأی بدوی اعتراض و تقاضای تجدیدنظر کنند. اما کسی که نظر یک نهاد قانونی و دادگاه انتخاباتی به نام شورای نگهبان را در سال ۸۸ نپذیرفته و همچنان اصرار به ادعای خود دارد، آیا رأی دادگاه را می‌پذیرد؟ یا یک نهاد قانونی دیگر -قوه قضائیه- را زیر سئوال می‌برد؟! درس انتخابات ۸۸ تمکین به قانون بود، آیا او بالأخره زیر بار قانون خواهد رفت و از مردم عذرخواهی خواهد کرد؟

 

بخش سایت‌خوان، صرفا بازتاب‌دهنده اخبار رسانه‌های رسمی کشور است.