چالش مازوت تنها محدود به کمبود آن و همچنین محدودیت‌های ناوگان حمل‌ونقل نیست بلکه شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده‌های نفتی در یک اقدام یک طرفه و بدون نظر‌خواهی از شرکت‌های سیمانی، الگویی با عنوان الگوی بهینه مصرف مازوت تعیین کرده که باید بر اساس میزان انرژی مورد استفاده، سیمان تولید شود اما از آنجا که این سوخت ثانویه از کیفیت به مراتب پایین‌تری نسبت به سال‌های پیش برخوردار است، قطعا الگوی تعیین‌شده با واقعیت‌ها منطبق نیست و در نتیجه قابلیت اجرا ندارد. به همین دلیل شرکت‌هایی که الگوی بهینه مورد نظر را رعایت نکرده باشند، علاوه بر اینکه باید هزینه مازوت را به نرخ فوب خلیج فارس پرداخت کنند، دچار مشکل کمبود سهمیه می‌شوند؛ کما اینکه شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده‌های نفتی در سه‌ماه اخیر به میزان ۲ میلیون لیتر از سهمیه سیمان اردستان کم کرده است و البته این مساله برای سایر شرکت‌های تولیدکننده هم وجود دارد.

مساله دیگر در این روزها محدودیت‌های برق است به گونه‌ای که از دیماند ۲۴ مگاواتی شرکت حدود ۱۱ مگاوات در دسترس ما قرار دارد و همین امر مشکلات ما را دو‌چندان کرده است. در چنین شرایطی که تولید در بن‌بست قرار گرفته، وزارت صمت اصرار بر عرضه سیمان به میزان تعیین شده مانند سایر فصول سال دارد در حالی که نه کارخانه‌ها امکان تولید به میزان مورد نظر را دارند و نه تقاضای لازم در بورس‌کالا برای سیمان عرضه‌شده وجود دارد و در حالی که بورس یک بازار شفاف است، متاسفانه به شدت شرکت‌ها را برای عرضه سیمان تحت فشار قرار می‌دهند.

با وجود این برخلاف هفته‌های گذشته که کاهش نرخ سیمان را به دلیل افزایش عرضه نسبت به تقاضا شاهد بودیم، با توجه به تعطیلی برخی تولیدکننده‌های بزرگ مانند سیمان تهران و آبیک، پیش‌بینی کاهش قیمت چندان محتمل نیست و حداقل می‌توان گفت نرخ سیمان ثابت می‌ماند. با این حال امیدواریم وزارت صمت با توجه به مشکلات این صنعت در رابطه با نرخ پایه صنعت سیمان تجدید نظر کند.