تابلوی سیاه، قلب سیاه‌تر

این اولین‌بار نیست که شاهد بی‌احترامی به مردان فقید فوتبال هستیم. دقیقا پاییز سه سال پیش، سلسله حوادث عجیبی در قطعه نام‌آوران بهشت زهرا(س) رخ داد و عده‌ای ناشناس سنگ مزار تنی چند از درگذشتگان سرشناس فوتبال کشور را مورد تعرض قرار دادند. این قبیل دست‌درازی‌های بیمارگونه با مخدوش کردن سنگ مزار ناصر حجازی شروع شد و سپس با بی‌احترامی به آرامگاه ابدی مرحومان غلامحسین مظلومی، بیوک جدیکار، همایون بهزادی و... ادامه یافت. این اتفاقات سلسله‌وار در آن زمان موجی از حیرت و تاسف را برانگیخت؛ مخصوصا که در فرهنگ ایرانی افراد فوت‌شده حرمت بالایی دارند و جامعه تحت هیچ شرایطی بی‌احترامی به آنها را نمی‌پسندد. موضوع زمانی چندش‌آورتر می‌شد که انگیزه‌های رنگی و فوتبالی پشت این تحرکات می‌آمد؛ یعنی ورزشی که قرار بود منفذ سالم برای تخلیه هیجان و ایجاد نشاط جمعی و سرگرمی مفید باشد، چنان قلب ما را سیاه کرده که حتی به اموات اردوگاه رقبا هم بی‌حرمتی می‌کنیم. آیا دردی از این بزرگتر ممکن است؟ امیدواریم آنچه در مورد تابلوی خیابان مرحوم حجازی رخ داده، قصه دیگری داشته باشد و صرفا روح و روان پریشان «یک» شهروند را نشان بدهد، اما اگر واقع‌بینانه به ماجرا نگاه کنیم، جای نگرانی زیادی وجود دارد. انگار که با پدیده فراگیر بی‌شرمی کردن و ناهنجاری بدون مرز مواجه هستیم. فراموش نکنیم در چند سال اخیر علاوه بر به میان کشیده شدن پای چهره‌های فقید در کری‌خوانی‌های زشت شبکه‌های اجتماعی، حتی در یکی از استادیوم‌های کشور به‌صورت دسته‌جمعی علیه مرحوم هادی نوروزی شعارهای ناپسند سر داده شده است؛ چیزی که اگر برای مردم دنیا تعریفش کنیم، محال است حرف‌مان را باور کنند. کاش حواس‌مان باشد فوتبال، ساخته دست بشر بوده تا از زندگی بیشتر لذت ببرد، نه اینکه از فرط افراطی‌گری مایه ذلت و سلب ساده‌ترین اصول اخلاقی و انسانی شود.در هر صورت اتفاقی که برای تابلوی حجازی رخ داد خیلی‌ها را متاثر کرد. سیاهی اسپری خیلی زود پاک شد، اما سیاهی رفتار آن فرد یا گروه، روی لوح اخلاق جمعی ماندگار است. دیروز رئیس کمیته ورزش شورای شهر تهران از برگزاری سالانه مراسم «جایزه حجازی» خبر داده و همچنین گفته امروز از سردیس ناصرخان رونمایی خواهد شد. کاش مردم مهربان‌تری باشیم.